فهرست کتاب


دیدار با ابرار سید بحرالعلوم دریای بی ساحل

نورالدین علی لو

در محضر پدر

در آغاز ولادت، پدر به او با دید احترام نگاه می کرد و بزرگش می شمرد و از دوران کودکی در دامن پرمحبت پدر بزرگوارش به آداب و اخلاق اسلامی پرورش یافت. وی همیشه همراه پدر بزرگوار بود و پدر را در زیارت حرم مطهر امام حسین (علیه السلام) و در ساعات بحث و تدریس همراهی می کرد، و از مذاکرات و گفتگوهای آن جلسات بهره می برد و روح تشنه خود را سیراب می کرد(8)
هنوز هفت بهار را پشت سر نگذاشته بود که خواندن و نوشتن را بخوبی فرا گرفت و در درس عالمان و دانشمندان حضور پیدا کرد و شاگردان دیگر از دیدن این محصل کم سن و سال حیرت زده می شدند، و با تامل و دقت به آن شمع فروزان می نگریستند که چگونه با وجود کمی سن در بحث های علمی شرکت می جوید. سید بزرگوار علوم مقدماتی حوزه را که شامل صرف، نحو، معانی، بیان و منطق است و معمولا فراگیری آن چهار سال طول می کشد و نیز درسهای سطح متوسطه (فقه و اصول) را وقتی به پایان رساند که هنوز سن او از دوازده سال تجاوز نمی کرد و در اوائل سن تکلیف به درس خاج پدر خویش راه یافت و از محضر استادان بزرگ و نامی زمان خود بهره مند شد و پس از طی پنج سال درس و بحث به مقام بلند اجتهاد نائل آمد(9)
سید در بروجرد
در منتخب التواریخ از مرحوم شیخ جعفر شوشتری نقل است که: حاکم بروجرد، روزی به دیدن عالم جلیل سید مرتضی طباطبایی پدر بحور العلوم رفت، بعد از مراجعت، چون به صحن خانه رسید، بحرالعلوم را که در آن وقت در شمار کودکان حساب می شد، ملاقات کرد ایشان را به حاکم معرفی کردند حاکم ایستاد و اظهار مهربانی کرد و رفت پسر سید به پدر عرض کرد باید مرا از این شهر بیرون فرستی، که می ترسم هلاک شوم، فرمود چرا؟ گفت: به جهت آنکه قلبم را از آن ساعت که حاکم اظهار مهربانی کرد مایل به او می بینم و آن بغضی که باید به حاکم ظالم داشته باشم ندارم، دیگر در این جا نباید ماند، همین جریان سبب هجرت بحر العلوم از بروجرد شد(10).
سید تا پانزده سالگی در کربلا بود و در آنجا از محضر استادان گرانمایه ای از جمله پدر و شیخ یوسف بحرانی و استاد کل وحید بهبهانی بهره مند گردید(11).
استادان بحرالعلوم
1. سید مرتضی طباطبایی بروجردی نجفی، این ستاره نورانی اولین استاد سید است، سید مدتی در درس فقه او شرکت کرد و از درس پدر، که همراه با محبت و مهر پدری بود بهره های فراوان بود. سید مرتضی، فرزند بزرگ سید محمد طباطبایی در شهر نجف متولد شد و نشو و نمای او در کربلای معلی صورت گرفت. از محضر دانشمندان بنام آن زمان استفاده نمود، تا خود یکی از علمای برجسته زمان شد، و از نظر تقوا و پرهیزکاری همزمان با تعلیم علوم به مقام والایی رسید وقتی ایام جوانی را پایان برد، قصد مسافرت به وطن کرد به ایران آمد و در دیار بروجرد که وطن اصلی پدرش بود، عهده دار امور دینی آن سامان شد و از بزرگان آنجا به حساب آمد(12)
مردم در مشکلات خود به او مراجعه می کردند، عاقبت در سال 1199 هق به نجف اشرف بازگشت و در آنجا از استادان عالی مقام شد، از جمله شاگردان او فرزند برومندش سید مهدی بود که استفاده شایانی از پدر نمود از تاریخ زندگی سید مرتضی استفاده می شود که مدتی از عمر مبارک خود را در عتبات عالیات گذرانیده و بعدا به بروجرد رفته و در تاریخ 1199 هق از بروجرد به نجف بازگشته و آنجا را وطن دائمی خود قرار داده است(13).
سید مرتضی دارای دو فرزند پسر و یک دختر بود که عبارت بودند از: سید جواد طباطبایی که در سال 1248 هق چشم از جهان فرو بست و دومین فرزند او، ستاره پر فروغ کتاب ما سید مهدی طباطبائی مشهور به سید بحرالعلوم می باشد، که در این دفتر بازندگی نور آفرین او آشنا می شویم.

درگذشت پدر

بریدن از دنیا برای دوستداران آن، بس سخت و تلخ است و دل کندن از آن برای عاشقانش مشکل می باشد، ولی آنان که دنیا را، گذرگاه و موقت می دانند با آغوش باز و با چهره خندان و شاداب به استقبال مرگ می روند و خواهان رسیدن به مقام بالای مقامات با خداوند منان هستند زیرا برای دیدار خدا راهی جز مرگ نیست پدر بحرالعلوم با لب های ذکر گوی در سال 1204 هجری قمری جان به جان آفرین تسلیم کرد(14) و از عالم فانی به عالم آخرت سفر کرد و دوستداران خود را اندوهگین ساخت، سید مهدی با جنازه پدر خداحافظی کرد و برای آخرین بار او را در آغوش کشید، و بعد از مراسم غسل، او را کفن کرد و خود بر بدن پاک پدر نماز گزارد، و او را در جوار حرم مطهر امام حسین (علیه السلام) به خاک سپرد
او بزودی بر قبر پدر ضریحی از چوب مخصوص بنا کرد و بعد از مدتی استاد خود (یعنی وحید بهبهانی) را نیز در داخل همان ضریح دفن کرد. ضریح الان نیز به نام آن دو بزرگوار و معروف و مشهور به سیدین العظیمین(15) می باشد. رحمت خدا بر روح هر دو باد.

بخش نخست