اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت (جلد دوم)

نویسنده : میرزا حسن ابوترابی

فصل یازدهم نیک فرجامان و بد فرجامانی از دوران امام عسکری (علیه السلام) و غیبت صغری

یعقوب بن اسحاق کندی اولین فیلسوف عرب که شیعه شد

یکی از کسانی که با عنایت امام عسکری (علیه السلام) به راه حق پی برد یعقوب بن اسحاق کندی است. کندی، یکی از فلاسفه بزرگ عرب و اسلام بود که به عنوان اولین فیلسوف عرب و اسلام شهرت یافته است.
نسب کندی به یعرب بن قحطان می رسد، پدرش اسحاق بن صباح در طول بیست سال در دوران خلافت مهدی و رشید عباسی والی کوفه و جدش اشعث بن قیس قبل از اسلام، پادشاه کنده بوده و او نیز این مقام را از آباء و اجدادش به ارث برده بود. اشعث، با ظهور اسلام، مسلمان و از صحابی پیامبر اکرم شد(1). البته، بعضی نوشته اند که پس از رحلت پیامبر مرتد گردید(2).
کندی یکی از چهار مترجم بزرگ جهان اسلام یعنی، حنین ابن اسحاق، یعقوب بن اسحاق کندی، ثابت بن قره و عمر بن فرخان طبرائی است که منطق و فلسفه یونان را به زبان عربی ترجمه کرده اند. وی نزد مأمون، معتصم و احمد بن معتصم دارای ارج و مقام ویژه ای بود، کندی در فلسفه، منطق، ریاضیات، طب و نجوم تخصص داشت(3). فلسفه او را آمیخته ای از فلسفه افلاطون، ارسطو و فلوطین اسکندرانی می دانند.
او آثار فراوانی در علوم مختلف دارد که اندکی از آنها در دسترس باقی مانده است برخی، تعداد آثار او را به 315 رساله و کتاب رسانده اند اما بعضی دیگر آن را 231 کتاب و رساله دانسته اند(4). به هر حال، بی تردید فلسفه او فلسفه الهی بود و باورهای دینی و فلسفی او، با دین اسلام هماهنگی دارد.

مذهب کندی

درباره دین و مذهب کندی اختلافات زیادی است. برخی او را به کفر و الحاد متهم ساخته اند و برخی دیگر، بر این باورند که وی ابتدا یهودی بوده سپس مسلمان شده است. برخی هم به دلیل رساله ای که در دفاع از نصرانیت به او نسبت داده شده است او را نصرانی دانسته اند، همچنین بعضی، او را مسلمان معتزلی مذهب، به شمار آورده اند(5) و برخی دیگر او را شیعه زیدی دانسته اند(6).
قابل توجه است که یکی از دلایل کفر و الحاد او را، اعتقادش به وحدت واجب الوجود و بساطت ذات وجود خدای متعال دانسته اند و گفته اند: لازمه این سخن، انکار صفات کمالیه خداست که به معنای انکار قرآن کریم و اسلام است(7). این در حالی است که کندی به صراحت خدای متعال را عالم، قادر و حکیم اما صفات خدا را عین ذات حق تعالی می داند یعنی از قول به زائد بودن صفات بر ذات اجتناب کرده است(8).
دلیل کسانی که او را معتزلی دانسته اند، این است که، در رسائل کندی، افکاری مشابه عقاید معتزله از قبیل ارج نهادن به عقل در تفسیر قرآن کریم و در کشف حقایق، وجود دارد. در پاسخ به این ادعا، نیز گفته شده است: این دلیل کافی نیست زیرا شیعه و معتزله در بسیاری از معتقدات از جمله همین باور، هماهنگ بوده اند و به همین دلیل، گاهی بزرگانی از شیعه مثل سید مرتضی و صاحب بن عباد را هم به معتزله بودن متهم ساخته اند(9).
اتهام نصرانی بودن وی نیز به این دلیل رد شده است که تنها مستند آن رساله ای است که در دفاع از نصرانیت به او نسبت داده شده است، در حالیکه انتساب این رساله به وی، هیچ دلیلی ندارد(10). یهودی بودن او نیز به این دلیل رد شده است که، او در سرزمین اسلامی می زیسته است و پدران و اجداد او همگی مسلمان و از والیان شهرهای مسلمان نشین و حتی شیعه نشین بوده اند و خود وی نیز از مقربان دستگاه خلفای مسلمان بوده است(11).
به هر حال، بی تردید، کندی در قرن سوم هجری قمری و در قرن نهم میلادی می زیسته و از معاصران امام عسکری (علیه السلام) بوده است. صاحب کتاب أعیان الشیعة یعنی مرحوم آیت الله سید محمد امین(12) و صاحب کتاب فلاسفة الشیعة، مرحوم عبدالله نعمة(13) و صاحب کتاب الذریعة، مرحوم حاج آقا بزرگ طهرانی او را در میان بزرگان شیعه اثنی عشری نام برده اند و برخی هم بر شیعه بودن او استدلال کرده اند(14) و مرحوم سید ابن طاووس هم در کتاب فرج المهموم فی تاریخ نجوم، درباره او این عبارت را آورده است:و قیل ان من علماء الشیعة، الشیخ الفاضل اسحاق بن یعقوب الکندی(15)
البته، اگر واقعاً کندی شیعه هم بوده باید تقیه می کرده است، زیرا در دوران خلفایی زندگی می کرده است که بر شیعیان بسیار سخت می گرفتند. شاهد صحت این ادعا این نقل تاریخی است که متوکل عباسی، کندی را به اتهام شیعه بودن، به پنجاه ضربه شلاق محکوم کرد(16). عبدالله نعمه، در کتاب فلاسفة الشیعة بر شیعه بودن کندی به اسن شاهد استناد کرده است که وی در پایان بعضی از رساله های علمی خود تعبیر صلواته علی محمد النبی و آله اجمعین و الصلواة علی محمد المصطفی و آله الطاهرین را به کار می برد این گونه تعبیرات اختصاص به شیعیان دارد(17).