فهرست کتاب


ایمان

آیت الله دستغیب

ایمان وجدیت در انجام نوافل

در لئالی الأخبار می نویسد: یکی از بزرگان به ملاقاتش آمدند. حالش مثل مصیبت زده ها بود. برخلاف روزهای دیگر که بشاش بود. پرسیدند چه شده؟ آیا حادثه ای پیش آمده است؟
فرمود: حادثه و مصیبت سختی پیش آمده است! شب گذشته مانعی برایم پیش آمد که از نماز جماعت عشا باز ماندم و نماز عشایم را تنها خواندم و از فضیلت جماعت محروم شدم.
ایمان که آمد، می داند نماز جماعت چه اثری دارد و خدا آن را دوست می دارد. همان طوری که از نقص در معاملات دنیوی ناراحت می شویم، مؤمن در معامله با خدا چنین است. اگر مشتری نقدی به دست آمد و نفع سرشاری داشت، تو ایراد گرفتی و مشتری رفت و جنس هم پایین آمد، چه حالی داری؟ این در دنیاست این قدر ناراحت می شود. عین همین حرف به مراتب بالاتر و بیشتر در امر آخرتی است. مشتری تو خداست. اگر در عمل مسامحه کردی، تو سرت می زنی، آه! که راه خیری پیش آمد و من مسامحه کردم.
یتیم گرسنه یا برهنه ای را درب خانه هر یک از مسلمین متمکن ببر و به هر کدامشان پیشنهاد کن، می گوید: این روزها وضع خراب است، بدهکارم، او را نزد فلان شخص ببرید. می خواهد او را رد کند؛ چون خیال می کند هرچه به یتیم داد، ضرر کرده! خدا را باور نکرده وگرنه اگر ایمان بود، آن را دنبال می کرد. در راه خدا وقتی چیزی را انفاق می کند که دیگر میلی به آن نداشته باشد(313) و اگر به خودش می دادند به زحمت می پذیرفت؛ چون به آن راغب نبود از بس پست و بی ارزش هست و حال آن که(314) هرگز به حقیقت نیکی نمی رسید مگر در راه خدا از آنچه دوست می دارید و مورد رغبت شماست، بدهید. اگر ایمان است باید از آنچه دوست می داری بدهی.

ایثار امام سجاد و امام رضا (علیه السلام)

امام زین العابدین (علیه السلام) انگور را دوست می داشت (انگور و انار نمونه ای از میوه های بهشتی است) فصل نوبر انگور بود که هنوز فراوان نشده بود. چند خوشه انگور برای امام آوردند و خواست میل بفرماید که ناگاه سائلی مقابل امام آمد. آقا! بلافاصله پیش از آن که دانه ای از انگور را بخورد، خوشه انگور را به او داد. یکی از اصحاب عرض کرد: آقا! این انگور حیف است! برای شما آوردند، نوبر هست، خودتان میل بفرمایید و به سائل پول بدهید.
حضرت فرمود: از همین جهت که مورد رغبت هست، آن را در راه خدا می دهم(315).
حضرت رضا (علیه السلام) سفره ای که پهن می کردند، پیش از آن که بخواهد چیزی میل بفرماید، در بشقاب جداگانه از هرچه در سفره بود، مقداری بر می داشت و می فرمود: به محتاجی بدهید، نه این که نان خشک و...(316).
غرضم نور ایمان است که خدا باید بدهد و اگر داد، شخص عوض می شود. اولا باید مسلمان شوی بعد هم مؤمن؛ یعنی اول ترک گناه کنی. با گنهکاری، ایمان نصیبت نمی شود. ایمان با گناه جمع نمی شود مگر گناه کم و تصادفی که عرض شد وگرنه اگر کسی مقر به گناه باشد، دل او جای نور ایمان نیست.
حب دنیا در هر دلی باشد، نور ایمان نمی شود باشد. اگر ایمان می خواهی، اول باید سعی کنی مسلمان شوی. خدایا! عمری است ماه رمضان روزه می گیرم و عمری است نماز می خوانم، خدایا! ایمانی که با شوق زندگی بندگی تو باشد(317). باید دل، انس به خدا پیدا بکند.

لذت بردن مؤمن از ماه رمضان

ایام عید نوروز بچه ها را دیده اید و خودتان در بچگی چقدر خوش بودید. باید در ماه رمضانتان این جور باشید. ماه برکت و رحمت. ماهی است که قراءت یک آیه در آن، ثواب یک ختم قرآن در غیر ماه رمضان دارد. هرکه مهمان خدا شد، نفس کشیدنش ثواب تسبیح دارد.
امام زین العابدین (علیه السلام) در دعای صحیفه و در وداع ماه مبارک می فرماید: سلام بر تو ای ماه رمضان که عید دوستان خدایی(318).
پنجاه سال است روزه می گیرد لکن با کراهت روز شماری می کند که کی ماه مبارک تمام می شود!
در کوچکی از خوراکی و لباس زیبا خوشش می آمد، حالا باید از مناجات با پروردگار لذت ببرد. در کودکی از عکسهای جالب و خواندن داستان کیف می کرد، حالا باید از قراءت قرآن کیف کند. حکایتی بگویم و بس است.