ایمان

نویسنده : آیت الله دستغیب

مبارزه با ناکثین، قاسطین و مارقین

راستی ببینید کسی که اول مؤمن به خداست، از سن دوازده سالگی، نماز جماعت پشت سر پیغمبر را ترک نکرد. تمام وجودش را در راه خدا داد. پس از 25 سال کنار بودن، در مدت کمتر از پنج سال، حکومت ظاهری، گرفتار ناکثین و بیعت شکنانی چون طلحه و زبیر و سپس با قاسطین و ستمگرانی چون معاویه و اتباعش درگیر شد که می گفتند علی کافر است. آن وقت با مارقین، دوازده هزار خوارج نماز خوان خرمقدس نافهم، مسواک و قرآن به سر، از اصحاب خودش، آن وقت می گفتند: نماز پشت سر علی باطل است. مسجد کوفه که علی می ایستاد، اقتدا نمی کردند و نماز جماعت علی حده برای خودشان درست کردند؛ قشود درست کردند... .
حقه های عمروعاص چه کرد؟ روزی نبود که علی (علیه السلام) مصیبتی از تضییع حق نداشته باشد. چیزی که دل را آزرده می کند، تهمتهایی بود که به آقا می زدند. سنگین تر از آسمان ها و زمین، تهمت است. بنا به تعبیر روایت، معاویه دستور داد شایع کنند علی (علیه السلام) از قول پیغمبر حدیث دروغ نقل می کند. این شایعات از شام به کوفه رسید و پخش گردید و به گوش آقا علی (علیه السلام) رسید. روی منبر ناله ها دارد: ای معاویه! وای بر تو! آیا من به پیغمبر دروغ می بندم؛ من اول مؤمن به محمدم. تا نفس آخر، یار محمد بودم. سرش در دامن من بود که از دنیا رفت. برای چه و به چه غرضی به او دروغ ببندم؟. کم کم دیدند هرچه بگویند در شام می شود. گفتند: علی (علیه السلام) حتی نماز هم نمی خواند. تمام، برای این که معاویه حکومت بلامنازع نصیبتش شود. برای این که خلافت را از بنی هاشم به بنی امیه بگرداند. شکر خدای را که همه ناکام و نامراد مردند.

گفتار بیستم: درمان قساوت قلب

ألم یأن للذین أمنوا أن تخشع قلوبهم لذکر الله و ما نزل من الحق و لا یکونوا کالذین أوتوا الکتب من قبل فطال علیهم الأمد فقست قلوبهم و کثیر منهم فسقون(263).
بحث ما، رسید به موضوع قساوت قلب. اسلام را پذیرفتن سهل است؛ اما جاگرفتن ایمان در دل، حب خدا و علی در دل جاگرفتن بدون نرم شدن قلب و خشوع دل، محال است. وقتی قساوت باشد، کجا دل برای علی خاشع می گردد. به زبان می گوید خدا؛ ولی دلش برای پول خاضع است. باید زمین مزرعه را نرم بکند آن وقت تخم در آن خوب جا می گیرد و پرورش می کند، ولی اگر سخت باشد، سنگ صاف است و تخم در آن، جا نمی گیرد، لذا باید اول دل نرم شود بعد ایمان در آن، جا بگیرد.
قساوت دل به چه علاج می شود؟ یکی از طرقش که در قرآن مجید اشاره فرموده است بلا، گرفتاری و ناراحتی در دنیاست. تا این بشر به بلا گرفتار نشود، دل سختش نرم نمی شود. خیلی عجیب است، اگر کسی دقت کند این دل بشری، خوشیهای دنیا در آن هرچه بیشتر باشد آن را بیشتر سخت می کند. وای از کامیابی در دنیا! از این که هرچه واقع شد مطابق میلش باشد(264). این شهوات و مطابق میلها هرچه بیشتر باشد، دل قسی تر می گردد. برعکس، ناکامیها و نامرادیها پرده را عقب می زند و شکسته ترش می کند. مالش از کفش برود، بیمار می شود.

آزمایشی سخت برای یک مادر

حاجی نوری در دارالسلام نقل نموده است که: علویه ای مجلله بیست شکم زایید و هرکدام پسر اما پیش از رسیدن به دو سال، می مردند. زحمت می کشید، همین که بچه دو سال می شد، می مرد. پسر بیستم که از کفش رفت، گفت: پروردگار! حکم با تو است ولی اقلا یک پسر برای من لطف فرما و بگذار. در همان وقت مقام او را در خواب نشانش دادند و به او فهماندند که این مصیبتها تا نیاید به این مقام نمی رسی مخصوصا زنها که با شهوات دنیوی بیشتر سر و کار دارند.
در دل زنها، لباس زیبا و طلا و غیره هست، با این وضع اگر برود، کجا به آن مقامات می رسد.