ایمان

نویسنده : آیت الله دستغیب

پاسخ چند شبهه

چند روز قبل یک نفر نامه نوشت و چند شبهه نوشته جوابش را نوشتم. از آن جمله می پرسد چرا با این که عمر خدمات فراوان به اسلام کرد، شیعه به او بد می گویند.
عمر بن خطاب که خدمت به عالم اسلام کرد، از آن جمله مسلمان شدن ایرانیان به واسطه او بود، چرا او را بد می دانند.
بدگویی ما برای این است که چون حکومتی را که به دست گرفت، بر خلاف حکم خدا و رسول بوده است. از اول، خدا و رسول گفتند علی (علیه السلام) پس عمر هر کار خوبی هم که کرده باشد، غلط اندر غلط است؛ چون اساس را تغییر داده است. آیا خدا و پیغمبر بهتر می دانند یا تو؟ عمر خدمت به اسلام کرد؟ عمر کوچکتر از این بود که بتواند قریه ای را فتح کند. شجاعت و شهامتش کجا بود؟ کسی که قبلا شتر چران بوده است، آیا او و ابوبکر و عثمان به اندازه سر سوزنی خون در راه اسلام ریخته اند؟ این همه فرارها در جنگهایشان. به قول سید بن طاووس از وقتی که عمر اسلام اختیار کرد تا پیغمبر مرد، مجموعا نزدیک هشتاد غزوه اتفاق افتاد، تمام تواریخ اسلامی را مراجعه کنید آیا اثری در این غزوه ها از اینها دیده شده است؟
وعده حتمی الهی بود که در ممالک اطراف، صدای لا اله الا الله بلند شود(250). عمر نباشد، دیگری هم بود مطلب از این قرار بود. لشکر اسلام در قرن اول، از برکات نور محمدی (صلی الله علیه و آله وسلم) ایمان داشتند، ایمان لشکر بود که به آنها نیرو می داد.
وا عجبا! عمری که در جنگ با عمرو بن عبدود تا جلو او رفت اما فرار کرد و برگشت، ای کاش! ساکت شده بود بلکه مسلمانان را ترسانید و گفت: بدانید هرکس رفت کشته می شود. در جنگ خیبر فرار کردن او و ابوبکر مشهور است(251). لذا پیغمبر فرمود: فردا بیرق را به دست کسی می دهم که کرار غیر فرار باشد؛ آن شجاعی که هیچ وقت پشت به لشکر نمی کند، خدا و پیغمبرش را دوست می دارد و خدا و رسولش نیز او را دوست می دارند(252).
عجیب این جاست که فردا صبح عمر هم سر می کشد بلکه امروز علم را به دست گیرد. فرمود: کجاست ابن عمم علی (علیه السلام. به تفصیلی که شنیده اید. آقا چشم درد سختی داشت. پیغمبر آب دهان به چشم علی (علیه السلام) کشید و تا آخر عمر علی (علیه السلام) چشم درد نگرفت و بالأخره رفت و فتح کرد.
در این غزوه مثلا جز گریختن اثری برای عمر نقل نشده است؛ چنانچه در غزوه احد شیعه و سنی نوشته اند که این سه نفر فرار کردند. عمر پشت سنگی پنهان شده بود. اسامی آنهایی که عمر را در همان حال دیده اند، در تواریخ نوشته اند.

گریختن مردان و ایستادگی یک زن

مادر عبدالله انصاری از زنهای مجلله عالم اسلام است. تا دید پیغمبر خدا تنها شده است، این زن مردانه دور پیغمبر طواف می کند تا اگر تیری برسد خودش را هدف قرار دهد. به یکی از مسلمانان که می خواست فرار کند گفت: ای نامرد! حالا که می روی سپرت را به من ده تا بتوانم کمک پیغمبر کنم. سپرش را انداخت و فرار کرد. این زن کنار پیغمبر است، از هر طرف تیر و نیزه یا شمشیری می آمد، دفع می کرد.

لزوم پرهیز از محبت داشتن دشمنان علی (علیه السلام)

ناچار شدم برای این که کسی به یک شبهه ای از پا در نرود مثالهایی بزنم باید به دانایی مراجعه کنید تا ببینید جواب شبهه چیست. مبادا در شبهه بمانید. خدای نکرده یک ذره مهر عمر به دلت راه بیاید، یقین بدان تو هم به همان راه خواهی رفت.
هرکس مهر دشمن علی به دلش وارد شد، با او یکی می شود. یقین بدانید که ذره ای محبت معاویه، کار تو را خراب می کند. اگر کسی را که مبغوض خداست، دوست داشتی کار به جایی می رسد که محبوب خدا را دشمن می داری. شیطان کارش همین است. تا عاقبت بی ایمان نکند، تا با بغض حق نشود رهایش نمی کند. هرکس با حق و حقیقت اتصالش را رها نکرد، با باطل و اهل باطل کاری ندارد. خدایا! تو ما را از انواع وسوسه های شیاطین جنی و انسی که دلمان را وسوسه کند دلهای ما را تو نگهدار(253). به نور محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله وسلم). هدایت خاصه که تقویت دل است به ما عطا کن. خدایا! دست ما را بگیر تا شبه ها در دلمان نماند به قسمی که اگر تمام عالم مقابلمان جمع شوند، بر عقیده خود استوار باشیم. خصوصا ساعت آخر عمر، آن لحظات که شیاطین بیش از هر وقتی می خواهند دستبرد بزنند تا بلکه شخص، بی ایمان و با بغض حق بمیرد. خدایا! تو ما را نگهدار(254). همیشه بخوانید: اللهم اهدنی من عندک و افض علی من فضلک.