ایمان

نویسنده : آیت الله دستغیب

اوصاف حوض کوثر

خدایا! می شود من به حوض کوثر برسم؛ حوضی که از عسل شیرین تر و از مشک خوشبوتر است. تعبیرهایی که از آن آمده عبارت است از این که: کوثر، از کره نرم تر، از برف سفیدتر، از مشک خوشبوتر است. مزه هایی که در همین آب خدا قرار داده است. اطراف این حوض، جامهای بهشتی هست. آنگاه هر مؤمنی که دوست اهل بیت و با ولایت ایشان از دنیا رفته، سر این حوض کوثر، جامی به او خواهند نوشانید، از دست ساقی کوثر اسدالله الغالب علی بن ابی طالب (علیه السلام). زهی لذت! زهی شرف! که ساقی تو علی (علیه السلام) باشد. ...سقئهم ربهم...(84) چه بود؟ بیندیش طهوری چیست؟ پاکی گشتن از خویش.
علی (علیه السلام) سلطان عالم هستی است؛ کسی که حساب خلایق با اوست به اذن الله؛ قسیم الجنة و النار است؛ تقسیم بهشت و جهنم به دست علی (علیه السلام) است. اگر جامی از این حوض به من ناقابل پست بدهد، چقدر لذت دارد؟
شوق این معنی که آدمی به جایی برسد که علی ساقی او گردد. اگر این شوق در دل آمد، همه جور حاضر است پا روی نفس بگذارد. هرچه نفس اقتضا کند، مخالفتش می کند. دوستی با نفس و هوا ضد دوستی علی (علیه السلام) است. دوستی با شیطان با دوستی رحمان نمی سازد. دنیاپرستی، سد راه است و بین شخص و علی (علیه السلام) حجاب می شود.
اگر عشق و شوق علی (علیه السلام) در دلت جا کرد، اثرش آن است که هیچ وقت هواپرستی نمی کنی. خلاصه، برای رسیدن به مقام صبر، شوق می خواهد. قرآن بخوان(85) تا شوقی بیابی.
دو - سه جای قرآن تذکر می فرماید: و لقد یسرنا القرءان للذکر فهل من مدکر(86) قرآن را روان فرستادیم. از عجایب و از رشته های اعجاز قرآن آسانی آن است. یسر در اداست. در کتب آسمانی، سابقه ندارد این طور الفالظ مبارکش در نهایت فصاحت و بلاغت و در عین حال در نهایت سهولت نثر بوده باشد. انسان زود از حفظ می شود تا اندرزگیرنده ای پیدا شود، از تذکرات قرآنی متذکر گردد.

حقیقتی جالب

صاحب انیس الاعلام مرحوم فخرالاسلام می نویسد: در تمام قلمرو نصرانیت - که به تاریخ آن وقت، هفتصد میلیون نفر بوده - یک نفر مسیحی پیدا نمی شود که تمام انجیل را از حفظ داشته باشد؛ ولی در دهات مصر - که یکی از کشورهای اسلامی است - بیش از دویست نفر مسلمان حافظ قرآن داریم.
بسیاری از شما مردم هستید که سوره هایی از قرآن را از حفظ دارید. خدا قرآن را آسان کرد تا بتوانی آن را بخوانی و در حفظ داشته باشی بلکه شوقی پیدا کنی: شوق الی لقاء الله؛ جوارالله(87).
خداوند می فرماید: ای پیامبر! بشارت ده اهل ایمان را که برای آنان است از طرف خداوند فضل و بخشش بزرگی(88).
آی اهل ایمان! البشاره؛ مژده! مژده! خدای عالم برای شما پاداش بزرگی آماده فرموده است.
چقدر بشارت در قرآن رسیده. اصلا خداوند پیغمبر را برای بشارت فرستاده است(89). اگر شوق پیدا شود، سخت ترین امور، آسان می گردد.

نمونه ای از ایمان

گویند: یکی از علما در حمام، حنا به محاسنش بسته بود. خبر آوردند که پسرت مرده است. در همان حال گفت در حساب خدا قرارش دادم.
گفتند: بیایید برای تشیع.
گفت: هنوز حنایم رنگ نگرفته است، کمی صبر کنید.
چه چیز او را گرفته؟ وعده وجبت له الجنة برای هر داغدیده ای بهشت وعده داده شده است. شوق به ثواب برایش امن می آورد. دیگر اضطراب ندارد. می داند وعده خدایش راست است(90). آن که بی صبری می کند، چون به عالم اعلا به ثواب و لقای خدا شوق ندارد، تمام شوق او دنیاست؛ لذا می بیند امیدها به پسرش داشت که مثلا عصا کشش شود و... حالا مرده، این کفر است؛ چون رازق تو خداست نه پسرت، نه شوهرت. یار و مددکار تو خدای تو است، نه اولا تو. چه والدینی که اولادشان، وبالشان شد. قرآن زیاد بخوانید، با اهل شوق بنشینید و با عالم مشتاق سر و کار داشته باشید تا در شما هم شوقی پیدا شود.