ایمان

نویسنده : آیت الله دستغیب

پیشگفتار

مؤمن کامل، ثمره عالم وجود

شکی نیست که دستگاه عالم آفرینش، با این همه عظمت و نظم خیره کننده، برای خداشناسی است تا افراد بشر، یکتاشناس و یکتاپرست شوند. قرآن مجید می فرماید:
و نیافریدم جن و انس را جز برای آن که تنها مرا بپرستند(1).
بدیهی است یکتاپرستی، پس از یکتاشناسی است؛ باید انسان، خدا را به یگانگی به تمام معنا بشناسد، آنگاه یکتاپرست گردد؛ بنابراین، اگر خداپرست در عالم نباشد، غرض از آفرینش حاصل نگردیده؛ از این رو، انسان خداپرست به قدری ارجمند است که امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
اگر در عالم جز یک مؤمن نباشد (البته مؤمن کامل) کافی است(2) (یعنی غرض از آفرینش حاصل شده است).
پس انسان مؤمن، مانند درخت میوه می باشد که نظر نخستین به میوه است نه به شاخ و برگ، و مؤمن به منزله میوه عالم وجود است.
روایات بسیاری رسیده که مضمون همه آنها این است که ارزش مؤمن نزد خداوند، بیش از کعبه است(3).

ایمان مغز و اسلام به منزله پوست است

ارزش عمده برای مؤمن این است که دلش به نور ایمان و ولایت اهل بیت (علیه السلام) روشن شده باشد و این معنا از آیاتی که در شرافت علم و عالم - که بدون شک علم خداشناسی است - فهمیده می شود؛ نظیر آیه شهادت(4)، همچنین از روایات متعدد در ابواب مختلف یقین، معرفت و ایمان که رسیده و این مختصر گنجایش بحث در این باره را ندارد و کم و بیش در این کتاب شریف به آن اشاره گردیده است.
بر این اساس، می توان به خوبی باور داشت که اسلام، مقدمه و زمینه برای پیدایش معرفت و ایمان است. اقرار و اعتراف اجمالی به وحدانیت خدای واحد، او را به شناسایی و آشنایی با او بر می انگیزاند و به طور ساده، اسلام به منزله پوستی است که ارزش حقیقی برای مغز آن - که ایمان است - می باشد.