فهرست کتاب


استعاذه (پناهندگی به خدا)

آیت الله دستغیب

دلهای بیمار، خوراک شیطان

دل شما مورد نظر شیطان است. نگاهی به دل می کند. اگر آذوقه او در آن است، حب مال و پارک و زر و زیور و شهرت و مقام است، می بیند خوب جایی است، این جا حرص است. هرچه به دست آورد هنوز برایش کم است. می بیند این جا بخل است. حسادت است. به به! چه جای خوبی برای شیطان است. همان جا متمرکز می شود. صدهزار بار هم بگو اعوذ بالله من الشیطان الرجیم به این چخ ها رد نمی شود. این دشمن خیلی سرسخت است:
ان الشیطن لکم عدو...(77).
...انه لکم عدو مبین(78).
بلی اگر طعمه اش را دور کردی، آنگاه می بیند وسیله ماندن ندارد، با یک استعاذه فرار می کند.
دلی که در آن دوستی دنیا نیست، شیطان چه بهره ای می تواند از آن داشته باشد؟!

پرسش حضرت یحیی (علیه السلام) و پاسخ شیطان

روایتی است که شیطان وقتی جلو حضرت یحیی بن زکریا ممثل شد، یحیی از او رفتارش را با بنی آدم پرسید.
شیطان گفت: بشر در برابر ما سه دسته اند:
دسته اول: کسانی هستند که ما را با ایشان دستبردی نیست و آنها انبیا و معصومینند.
گروه دوم: کسانی هستند که ما رو به آنها می رویم و با زحمت زیاد آنها را منحرف می کنیم لیکن زحمتهای ما را هدر می دهند و با توبه و انابه به درگاه خدا، آب رفته را به جوی بر می گردانند.
طایفه سوم: کسانی هستند که دلشان آشیانه ماست و اکثر خلق چنینند.
ای اهل ایمان! کاری کنید که دلتان آشیانه شیطان نشود که اگر شد استعاذه به زبان فایده ندارد.
برای این که دل، آشیانه شیطان نشود، نخست باید تقوا داشت؛ یعنی از هرچه خلاف رضای خداست از هوا و هوس، از اخلاق زشت و ملکات رذیله، صفاتی که انسان را به حرام وا می دارد، خالی شد.
اگر دل تخلیه شد و پاک گردید چون تقوا در آن است، ترس از خدا و روز جزا در آن است، شیطان چه می تواند بکند؟ از جهتی طمع دارد ولی راه ندارد مانند دزدی که می خواهد دستبرد بزند جای پا و سوراخی می جوید و می چرخد تا بالأخره راهی پیدا می کند، اگر دید صاحب خانه بیدار است، خود را به بیرون پرتاب می کند.
ان الذین أتقوا... آنهایی که دلشان از هر گناه پاک است، اگر دل پاک گردد، جوارح و اعضا نیز اصلاح می گردد. شر و خلافی از او سر نمی زند. زبانش، چشمش، گوشش، دست و پایش از گناه پاک می شود.
...اذا مسهم طئف...طائف؛ یعنی طواف کننده، چرخ زننده دور خانه دل.
...من الشیطن...؛ یعنی از ابلیس. دزد خائن، دور خانه دل مؤمن می چرخد که راهی پیدا کند ولی ناگاه: ...تذکروا...؛ یادآور می شود، متذکر می گردد و می گوید: یاالله!، استغفرالله، اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
...فاذا هم مبصرون(79) ناگاه روشن می شود و از دزد با خبر می گردد.
غرضم کلمه ...طئف من الشیطن... است؛ یعنی چرخ زننده دور دل مؤمن برای القای وسوسه و دستبرد.
ولی اگر تقوا باشد، دل پاک است. چراغ تقوا برق می زند. دزد رسوا می شود و فرار می کند، وای از دلی که در آن تقوا نباشد! در آن حب دنیا باشد! تا هلاکش نکند رهایش نمی سازد.

خودکشی به خاطر مال دنیا

وقتی بیچاره ای در معامله ای، جنسی را به دویست هزار تومان تفاوت قیمت؛ یعنی صدهزار تومان می فروشد و سه روز بعد دست دوم به سیصدهزار تومان فروختند، این بیچاره در فکر و اندوه این بود که چرا نفع نبرده است. آشنایانش آنچه کردند آرام نگرفت. همه اش گریه و ناله. نه خواب داشت نه خوراک و نه راحتی که چرا من شتاب کردم و دویست هزار تومان را از کف دادم. بالأخره آهک و زرنیخ خورد و رفت آنجایی که شیطان است.
چرا؟ چون دوستی مال در دل است. مرکز و محل اوست، تا خفه اش نکند رهایش نمی سازد.
همه ما باید بیدار گردیم. حب الدنیا رأس کل خطیئة(80).
ریشه هر گناهی، دوستی دنیاست.
دل را از هر آلودگی پاک نگهدار وگرنه اگر از زبان تنها کاری می آمد، مگر نه اول نماز می گوییم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. چطور است که در نماز حواست همه جا هست جز در نماز، پس معلوم می شود زبان تنها به درد نمی خورد.
نظیر همان شخصی که از صبح تا پسین دنبال همیان گمشده اش می گشت، نزدیکهای غروب که به نماز ایستاد، یادش آمد، سلام که داد غلامش را صدا زد که برو فلان جا و همیان را بیاور. غلام گفت: آقا! نماز می خواندی یا دنبال همیان می گشتی؟!

موانع تا نگردانی ز خود دور - درون خانه دل نایدت نور
موانع چون در این عالم چهار است - طهارت کردن از وی هم چهار است
نخستین پاکی از انجاس و احداث - دوم از معصیت وز شر وسواس
سوم پاکی ز اخلاق رذیله است - که با وی آدمی همچون بهیمه است

اینها همه حقیقت است. تا این دل، گرفتار رذایل اخلاقی است، از حقیقت استعاذه بی بهره است. ساعتی هم که می میرد در دار شیطان است نه دار رحمان یحشر الناس علی نیاتهم(81).
مردم بر نیتهایشان (باطنهایشان) محشور می شوند.
خدا به ظاهر شما نمی نگرد بلکه به دلتان می نگرد.
ان الله ینظر الی قلوبکم لا الی صورکم(82).