فهرست کتاب


استعاذه (پناهندگی به خدا)

آیت الله دستغیب

تقوا، دیدن دام است

تقوا؛ یعنی چشمت را باز کن. نگاه به ظاهر و زرق و برق فریبنده اش نکن. دام را ببین. مرد آخر بین مبارک بنده ای است. این است که در دعا عرض می کنی: و بصیرة فی دینی؛ خداوند! یک روشنایی در دینم به من عطا بفرما!؛ یعنی دامهای ابلیس را ببینم، نه این که کورکورانه به طمع دانه در آن بیفتم.
ناچارم مثالهایی بزنم:
از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) مروی است که بازار، میدان ابلیس است(71).
از همین جهت است که توقف زیاد در بازار مکروه است (سوق جایی است که محل معاملات است و اختصاص به بازار سرپوشیده ندارد).
و نیز پیش از همه بازار رفتن و آخر از همه بیرون شدن، مکروه است، چنین کسی شیطان با اوست؛ چنانچه در روایت است:
علی (علیه السلام) روز هیجدهم ماه مبارک رمضان در بازار کوفه ابن ملجم را دید گردش می کند، به او فرمود: این جا چه می کنی؟.
عرض کرد: می گردم.
حضرت فرمود: بازار محل شیاطین است(72).
یعنی ماندن در بازار بدون ضرورت، خواهی نخواهی سرگرمیهایی دارد آن هم در بازار این روزها با این وضعی که می دانید. اگر می خواهی تقوا پیدا کنی، باید احتیاط کنی همان طوری که در زمین پر از خار با احتیاط پا را می گذاری.

استعاذه هنگام ورود به بازار

تا پا را در بازار می گذاری، به خدا پناه ببر و بگو: پروردگارا! تو مرا نگهدار که به حرام نیفتم. در معامله غش و تدلیس نکنم. دروغ نگویم. هتک دیگری ننمایم. کلاهبرداری و تبلیغات پوچ نکنم. حرص و ولع نزنم....اینها همه مصاید و دامهای ابلیس است. نمی گویم بازار نروید و معامله نکنید بلکه می گویم حواستان را به خود بدهید و احتیاط کنید.
راوی به حضرت صادق (علیه السلام) عرض می کند: زنی با من معامله دارد و من ناچارم او را نگاه کنم، ببینم خودش هست یا نه؟ حضرت می فرماید: اتق الله؛ از خدا بترس! احتیاط کن!.
می بینید همین نگاه او را به تکرار نظر و سپس نظر شهوت و حظ نفس می کشد تا بالأخره او را بدبخت می کند.
حتی در مسیرتان متوجه باشید اگر در راهتان دام ابلیس است از راه دیگری هر چند دورتر است، زنهای لخت یا عکسهای مهیج شهوت است، از راه دیگر بروید که اصلا چشمتان به این مناظر نیفتد. تو نگو من کجا و این حرفها کجا، دل را می کشاند، حداقل غفلت می آورد.

رفیق بد، دامی خطرناکتر

گاهی رفیق انسان، دام ابلیس است. بد زبان و غیبت کننده و نااهل است. چنین رفیقی را باید هرچه زودتر عوض کرد.
دو نفر که پهلوی هم می نشینند - مخصوصا زنها که کم قدرتند - این جا دام ابلیس پیش می آید. احوال فلان و بهمان را می گیرند. کم کم از سخنان مباح به حرام می کشد. به غیبت و تهمت، استهزا و افشای راز و هتک حرمت می رساند.
دام ابلیس چنین است که اول به دانه استیناس و همصحبتی و خوش مجلسی احوالپرسی می کند و بعد کار را به حرام می کشاند.
می بینید یک ساعت نزد هم نشسته اند و هر دو تا اسفل السافلین دوزخ رفته اند. آنگاه تا بیرون بیایند خیلی طول دارد. حالا اگر با همان شیطان رفیقش هم به مسجد بیاید خیال نکنید خداپرست شده بلکه این صورت است.