فهرست کتاب


استعاذه (پناهندگی به خدا)

آیت الله دستغیب

صحرای پر از خار و پای برهنه

یکی از علما برای تقوا معنای لطیفی کرده و مثال جالبی می زند، می فرماید:
هرگاه با پای برهنه در بیابان پر از خار و خاشاک باشی، چطور راه می روی؟ آیا همین طور سر بالا می کنی و می دوی؟ یا این که کاملا مواظبت می کنی و جلوت را می نگری تا هرکجا خار نباشد، آهسته پا را در آن جا می گذاری تا صدمه نبینی؛ یعنی احتیاط می کنی که خار به پایت نرود و ناراحتت نکند!؟.
تقوا؛ یعنی مواظب خار و خاشاک دامهای شیطان بودن و از آن کناره گرفتن.

دانه و دام ابلیس

به قدری دامهای شیطان مهم است که امام سجاد (علیه السلام) در دعای صحیفه اش عرض می کند:
پروردگارا! من به تو از مصاید (دامهای) ابلیس پناه می برم(70).
دیده اید شکارچی، دام را پنهان می کند و رویش دانه می ریزد، شکار دانه را می بیند ولی از دام بی خبر است، به طمع دانه می آید ولی هنوز آن را نگرفته به دام می افتد.
ابلیس دامهای فراوان دارد. گودالهای فراوانی حفر کرده که رویش را پوشیده است. دانه هایی روی این تله ها افکنده که بیچاره انسان به هوس ظاهر فریبنده و دلربایش به دام افتد.

تقوا، دیدن دام است

تقوا؛ یعنی چشمت را باز کن. نگاه به ظاهر و زرق و برق فریبنده اش نکن. دام را ببین. مرد آخر بین مبارک بنده ای است. این است که در دعا عرض می کنی: و بصیرة فی دینی؛ خداوند! یک روشنایی در دینم به من عطا بفرما!؛ یعنی دامهای ابلیس را ببینم، نه این که کورکورانه به طمع دانه در آن بیفتم.
ناچارم مثالهایی بزنم:
از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) مروی است که بازار، میدان ابلیس است(71).
از همین جهت است که توقف زیاد در بازار مکروه است (سوق جایی است که محل معاملات است و اختصاص به بازار سرپوشیده ندارد).
و نیز پیش از همه بازار رفتن و آخر از همه بیرون شدن، مکروه است، چنین کسی شیطان با اوست؛ چنانچه در روایت است:
علی (علیه السلام) روز هیجدهم ماه مبارک رمضان در بازار کوفه ابن ملجم را دید گردش می کند، به او فرمود: این جا چه می کنی؟.
عرض کرد: می گردم.
حضرت فرمود: بازار محل شیاطین است(72).
یعنی ماندن در بازار بدون ضرورت، خواهی نخواهی سرگرمیهایی دارد آن هم در بازار این روزها با این وضعی که می دانید. اگر می خواهی تقوا پیدا کنی، باید احتیاط کنی همان طوری که در زمین پر از خار با احتیاط پا را می گذاری.