فهرست کتاب


استعاذه (پناهندگی به خدا)

آیت الله دستغیب

حکایت شیطان و امام سجاد (علیه السلام)

در مدینة المعاجز است که: امام زین العابدین (علیه السلام) در نماز بود، ابلیس خواست کاری کند که امام (علیه السلام) حال استغراقش کم شود؛ (البته شیطان کوچکتر از آن است که بتواند امام را در مکروهی بیندازد. بلی! او به همین هم راضی است که از حال تمام توجه و استغراق او به درگاه خداوند، کم گردد).
مروی است که خودش را به شکل اژدهای عظیمی کرد (قبلا گفتیم که شیاطین می توانند خود را به هر شکلی درآورند) و خود را مقابل حضرت رسانید. حضرت اصلا از حال خود تکان نخورد. شیطان نزدیکتر آمد و آخر کار، نشست پای امام را جوید.
این جا بود که نهیب قهر الهی او را رد کرد و بین زمین و آسمان ندا بلند شد: أنت زین العابدین!(66).
مع الوصف همین آقا عرض می کند: خدایا! تو مرا پناه ده ای صاحبخانه! این سگ به من حمله می کند(67).

آگاه کردن مردم از دامهای شیطان

این حال حضرت سجاد (علیه السلام) بود؛ اما من و توی جاهل چطور؟ اسیر جهل و بی خبری خود هستیم که به واسطه همین جهل، شیطان صفتها ما را از راه به در می برند.
ای اهل عقل! دامهای شیطانی را به مردم برسانید. این اسباب فساد اخلاق، چشم شیطان را روشن کرده است، شما دیگر کار شیطان را امضا نکنید. نهی از منکر بر هر فردی واجب است و آن مرتبه ای که هیچ شرطی ندارد، انکار قلبی است. شما باید از این وضع بدتان بیاید. هرکس منکری را ببیند و به آن خشنود گردد، با گناه آن شخص شریک است.
گاه می شود شخص به واسطه جهات شخصی، از آبرو و وضع اجتماعی نمی تواند سینما و تئاتر یا سایر مراکز فسق و فجور برود لیکن انکار قلبی نیز ندارد، در گناه آنان نیز سهیم است.

از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر

نکند زیر پرده ما هم رفیق شیطان باشیم و او در دل و رگ و پوست ما باشد. به خیال خود کارهای خیری هم انجام می دهیم. نکند اینها همه به امر شیطان باشد. به قدری دقیق است که از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر همین است. به یک نقطه محرم، مجرم شود.
به فرمایش حاجی نوری: شیطان بعضی را مغرور می کند که حب علی (علیه السلام) داریم ما را بس است(68). بیچاره! اصل ایمانت در خطر است. اگر ساعت مرگ، تو را به وسوسه انداخت چه می کنی؟ به خیالت حب علی (علیه السلام) داری.
این که زبان است، دلت برای کی خاشع است. دلت کجا می رود و از کی اطاعت می نماید. همان محبوب تو است ان شاءالله که حب علی (علیه السلام) نیز هست؛ اما مبادا مغلوب باشد. شهوات را بیشتر دوست می داری یا علی (علیه السلام) را؟ دینت را بیشتر می خواهی یا دنیایت را؟ اگر دنیایت مرتب شد، آیا دیگر فکر آخرت داری؟