فهرست کتاب


استعاذه (پناهندگی به خدا)

آیت الله دستغیب

رؤیت مادر شیطانها

در انوار جزائری است که: در سال قحطی، در مسجدی، واعظی روی منبر بود و می گفت: کسی که بخواهد صدقه بدهد، هفتاد شیطان به دستش می چسبند و نمی گذارند صدقه بدهد. مؤمنی پای منبر این سخنان را شنید و تعجب کنان به رفقایش گفت: صدقه دادن که این چیزها را ندارد، اینک من مقداری گندم دارم می روم و برای فقرا به مسجد خواهم آورد و از جایش حرکت کرد. وقتی که به خانه رسید و زنش از قصدش آگاه شد، شروع به سرزنش او کرد که در این سال قحطی، رعایت زن و بچه و خودت را نمی کنی؟ شاید قحطی طولانی شد، آن وقت ما از گرسنگی بمیریم و چه و چه. خلاصه، به قدری او را وسوسه کرد که آن مرد مؤمن، دست خالی به مسجد نزد رفقا برگشت.
از او پرسیدند چه شد؟ دیدی هفتاد شیطانک به دستت چسبیدند و نگذاشتند. پاسخ داد: من شیطانها را ندیدم لیکن مادرشان را دیدم که نگذاشت.
خلاصه، مرد می خواهد در برابر شیاطین مقاومت کند. می بیند به زبان زن یا رفیق زن صفتی، مصلحت بینی می کند و نمی گذارد.

لزوم پرداختن صدقه نیکو

صدقه هم که می گویند، نه این است که در جیبش بگردد یک ریال و دو ریال پیدا کند و در آورد. خداوند متعال می فرماید:
هرگز به نیکی نمی رسید تا از آنچه دوست می دارید در راه خدا انفاق کنید(64).
تمکن و توانایی تو چه مقدار است. اگر توانایی داری، تا اسکناس پانصد و هزاری از جیب بیرون نیاوری، کمر شیطان شکسته نمی شود، آن هم به شرطی که با منت گذاشتن و اذیت کردن آن را باطل نکنی تا چه رسد به ریا و سمعه.

توبه صادقانه اسلحه کارساز

شیطان بدبخت جان می کند تا بشر را در گناه یا گناهانی می اندازد، آنگاه اگر انسان توبه صادقه ای کند، راستی که بند دل شیطان را پاره می کند.
البته دشمن هم زرنگ است تا بتواند نمی گذارد حال توبه در طرف پیدا شود. به تو القا می کند مگر چه کرده ای؟ ببین دیگران چه کارها که می کنند. یا این که تو هنوز جوانی، صحیح و سالم هستی، بگذار پیر بشوی، ناتوان بشوی، آن وقت توبه می کنی.