فهرست کتاب


استعاذه (پناهندگی به خدا)

آیت الله دستغیب

حرامخواری بزرگترین مانع استعاذه

به طور کلی تقوا و ترک محرمات در مسأله استعاذه مهم است به خصوص حرامخواری. کسی که خوراکش اکل حرام است، رگ و پوستش شیطانی و دائما متصل به ابلیس است:
ان الشیطان یجری من ابن آدم مجری الدم(49).
شیطان مانند خون، در اجزای بدنش جاری است.
همان زبانی که به آن می گوید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم زبان شیطان است؛ زیرا همان غذای حرامی که جزئی از آن، زبان شده و باعث حرکت و نیروی آن گردیده، می گوید: اعوذ بالله این چه استعاذه ای است؟!

ما برون را ننگریم و قال را - ما درون را بنگریم و حال را(50)

شهید ثانی در اسرار الصلوة از خاتم الأنبیاء محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) روایت کرده است که: خدا دل شما را می نگرد نه صورت شما را(51).
این جا حقیقت می خرند. زبان بازی بدون حقیقت، به کار مخلوق می خورد؛ اما نزد خدایی که عالم السرو الخفیات است، پنهان و آشکار نزد او یکسان است، جز واقع چیزی به درد نمی خورد؛ چنانچه در مورد قربانیهایی که می کنید، صریحا در قرآن مجید می فرماید:
گوشت و خون آنها به خدا نمی رسد و لیکن تقوای شما به او می رسد(52).
تا لقمه حرام در بدن تو است، شیطانی هستی و فرار از شیطان دروغ است. تا آثارش از بین برود، آنگاه حالات فرار از ابلیس در تو پیدا می گردد وگرنه عبادتهایت هم ظاهری است. به خصوص در اکل و شرب، روایات فراوانی از اهل بیت (علیه السلام) رسیده است. اینها به منزله بذر است، بذر را خراب نکنید.
در قرآن مجید می فرماید: از چیزهای پاکیزه (حلال) بخورید و پیروی از وساوس شیطان نکنید(53).
نمی گوید مرغ و پلونخور، بلی گوشت بخور؛ ولی حلال بخور. از خطوات شیطان پرهیز کن.

لزوم ترک غذای شبهه ناک

دوم ترک لقمه شبهه است. از غذای مشتبه هم بپرهیز. تا وقتی نفهمی حلال است، خوراک و لباس را مصرف نکن. حرام به قدری اثر دارد که کار به جایی می رسد که حق با کمال ظهورش، مورد وسوسه و شک حرامخوار یا شبهه خور می شود. در خدا با این ظهوری که هست، شک می کند. شیطان کجا بود؟ توی همین لقمه حرام و شبهه ناک.
از شیطان فرار نکرد، به چنین روزی افتاد؛ یعنی به دست خودش شیطان را در رگ و پوست و گوشت و خون خود جا داد.

جلسه ششم: استعاذه لازمه تقوا

ان الذین اتقوا اذا مسهم طئف من الشیطن تذکروا فاذا هم مبصرون(54).
خلاصه بحث شبهای گذشته این شد که حقیقت استعاذه فرار از شیطان است و پناهندگی به رحمان؛ بنابراین، لازمه اش تقوا است. پرهیز از شیطان؛ یعنی سعی کند واجبی از او فوت نشود و حرامی از او سرنزند؛ بنابراین، اگر لاابالی باشد، حالت فرار ندارد، به عین مثل کسی است که با درنده ای گلاویز باشد، آن وقت به زبانش بگوید من از این درنده فرار می کنم. اعوذ بالله؛ یعنی از شیطان فرار می کنم و به خدا پناه می برم، با این بی بندوباری، کی از شیطان حقیقتا فرار کرده ای؟!
ان الذین اتقوا... آنهایی که در حال فرار از گناهند، اگر شیاطین خواستند آنها را دریابند فورا یاد خدا می کنند، پرده غفلت از جلو چشمشان به برکت یاد خدا عقب می رود و بینا می شوند، در دام نمی افتند. کی در دام نمی افتد؟ اهل تقوا وگرنه (انسان غافل) در دام مستقر و مستمر است.
گفتیم که تقوا مخصوصا باید در خوردنی و آشامیدنی رعایت شود؛ چون خوراک به منزله بذری است برای بدن که مرکب نفس شیطانی یا رحمانی است. اگر بذر شیطانی شد، حاکم بر او هم شیطان است. اگر لقمه حرام از گلویی پایین رفت، حکومت به دست ابلیس است، تا اثر این لقمه در این بدن موجود است، شیطان هم هست.
این که در روایات رسیده تا چهل روز نمازش پذیرفته نیست، کسی که لقمه حرامی بخورد تا چهل روز دعایش مستجاب نمی شود؛ چون زبان زبان شیطانی است. قرآن هم بخواند شیطانی خوانده. اعوذ بالله هم بگوید با زبان خود شیطان گفته است.