فهرست کتاب


استعاذه (پناهندگی به خدا)

آیت الله دستغیب

تقوا، منشأ پرهیز از شیطان

پس از عمری که از ما گذشت، آیا بهره ای از مقامات دینی برده ایم؟ خدا کند لااقل در جهل مرکب نمانیم.
عرض شد نخستین رکن استعاذه تقواست. کسی که تقوا ندارد کی از شیطان فرار می کند؟ چون تقوا؛ یعنی ترک فرمانبرداری شیطان است. زنی که لخت در کوچه و خیابان می آید(48)، الآن همه چیزش شیطان است. نامردی که همراه خود چنین زنی را می آورد و نشان این و آن می دهد، کی از شیطان فرار می کند؟!
خلاصه، هرکس از حرام دوری نکرده از شیطان نیز فرار نکرده؛ یعنی استعاذه ننموده است هر چند به زبان هم هزار مرتبه بگوید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
یا مثلا در خانه غصبی نشسته است، تا بیرون نرود از شیطان فرار نکرده. تا عادت به فحش را ترک نکند، استعاذه نکرده است.

حرامخواری بزرگترین مانع استعاذه

به طور کلی تقوا و ترک محرمات در مسأله استعاذه مهم است به خصوص حرامخواری. کسی که خوراکش اکل حرام است، رگ و پوستش شیطانی و دائما متصل به ابلیس است:
ان الشیطان یجری من ابن آدم مجری الدم(49).
شیطان مانند خون، در اجزای بدنش جاری است.
همان زبانی که به آن می گوید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم زبان شیطان است؛ زیرا همان غذای حرامی که جزئی از آن، زبان شده و باعث حرکت و نیروی آن گردیده، می گوید: اعوذ بالله این چه استعاذه ای است؟!

ما برون را ننگریم و قال را - ما درون را بنگریم و حال را(50)

شهید ثانی در اسرار الصلوة از خاتم الأنبیاء محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) روایت کرده است که: خدا دل شما را می نگرد نه صورت شما را(51).
این جا حقیقت می خرند. زبان بازی بدون حقیقت، به کار مخلوق می خورد؛ اما نزد خدایی که عالم السرو الخفیات است، پنهان و آشکار نزد او یکسان است، جز واقع چیزی به درد نمی خورد؛ چنانچه در مورد قربانیهایی که می کنید، صریحا در قرآن مجید می فرماید:
گوشت و خون آنها به خدا نمی رسد و لیکن تقوای شما به او می رسد(52).
تا لقمه حرام در بدن تو است، شیطانی هستی و فرار از شیطان دروغ است. تا آثارش از بین برود، آنگاه حالات فرار از ابلیس در تو پیدا می گردد وگرنه عبادتهایت هم ظاهری است. به خصوص در اکل و شرب، روایات فراوانی از اهل بیت (علیه السلام) رسیده است. اینها به منزله بذر است، بذر را خراب نکنید.
در قرآن مجید می فرماید: از چیزهای پاکیزه (حلال) بخورید و پیروی از وساوس شیطان نکنید(53).
نمی گوید مرغ و پلونخور، بلی گوشت بخور؛ ولی حلال بخور. از خطوات شیطان پرهیز کن.

لزوم ترک غذای شبهه ناک

دوم ترک لقمه شبهه است. از غذای مشتبه هم بپرهیز. تا وقتی نفهمی حلال است، خوراک و لباس را مصرف نکن. حرام به قدری اثر دارد که کار به جایی می رسد که حق با کمال ظهورش، مورد وسوسه و شک حرامخوار یا شبهه خور می شود. در خدا با این ظهوری که هست، شک می کند. شیطان کجا بود؟ توی همین لقمه حرام و شبهه ناک.
از شیطان فرار نکرد، به چنین روزی افتاد؛ یعنی به دست خودش شیطان را در رگ و پوست و گوشت و خون خود جا داد.