فهرست کتاب


استعاذه (پناهندگی به خدا)

آیت الله دستغیب

رؤیای صادقه و دام ابلیس

از یکی از تلامیذ شیخ انصاری علیه الرحمه نقل شده: زمانی که در نجف اشرف برای تحصیل مشرف بودم و در محضر ملائک منظر شیخ انصاری حاضر می شدم، شبی در عالم واقعه دیدم شیطان را چند عدد افسار در دست گرفته بود. من از او سؤال کردم اینها را برای چه به دست گرفته ای؟
گفت: اینها را بر سر مردم می زنم و ایشان را به سمت خود می کشم. در روز گذشته یکی از اینها را بر سر شیخ مرتضی انصاری انداختم و از اتاقش تا بیرون کوچه ای که بر در خانه اوست کشیدم، ولی در میان کوچه از قید رها شده مراجعت کرد.
وقتی که بیدار شدم خدمت شیخ مشرف شدم و خواب خود را به ایشان عرض کردم. شیخ علیه الرحمه فرمود: شیطان راست گفته؛ زیرا آن ملعون دیروز می خواست به لطایف الحیل مرا گول زند؛ زیرا من پول نداشتم و چیزی در منزل لازم شده بود، با خود گفتم: یک قران از مال امام (علیه السلام) که در نزد من می باشد و معطل مانده تا وقت لازم به مصرفش برسانم به عنوان قرض بر می دارم سپس ادا می کنم.
آن یک قران را برداشته و از منزل خارج شده تا به میان کوچه هم آمدم. همین که خواستم چیزی بخرم با خود خیال کردم که چرا به این چنین عملی اقدام نمایم؟ پس نادم و پشیمان شدم و به خانه مراجعت نموده یک قران را به جای خود گذاشتم(41).
و بعضی هم این داستان را این طور نقل کرده اند که: شیخی دید شیطان طنابهای بسیاری به دست داشته و در بین آنها طناب ضخیمی به دست داشته است. از او می پرسد: اینها چیست؟ پاسخ داده بود که به وسیله اینها بنی آدم را به سوی خود می کشانم و آنها را وادار به معصیت می نمایم.
از او می پرسد: طناب ضخیم برای کیست؟
می گوید: برای استادت شیخ انصاری که دیروز او را تا بازار بردم؛ ولی آن را پاره کرد و برگشت. می پرسد پس طناب من کدام است؟ پاسخ می دهد: تو احتیاج به طناب نداری و حرف شنو هستی.

جلسه پنجم: ارکان اساسی استعاذه

ان الذین اتقوا اذا مسهم طئف من الشیطن تذکروا فاذا هم مبصرون(42).

لفظ باید کاشف معنا باشد

استعاذه مقامی است از مقامات دینی و بر هرکس لازم است و عرض شد که باید حقیقت داشته باشد نه صرف لفظ وگرنه لفظ تنها قراءت است، الفاظی را بر زبان جاری کرده است. قرآن مجید که می فرماید: ...فاستعذ بالله...(43)؛ به خدا پناهنده شو حقیقتش مراد است و دو چیز لازم دارد: یکی فرار از شیطان و دیگر پناهنده شدند به رحمان. اگر این دو مطلب حاصل شد، آن وقت می شود استعاذه، نه گفتن اعوذبالله تنها و خلاصه لفظ باید کاشف از حال و معنا باشد.
پس از تأمل در حقیقت استعاذه و استفاده از قرآن مجید، می توان گفت: استعاذه پنج رکن اساسی دارد:
رکن نخستین که فرار از شیطان است به تقوا منطبق می شود. و ارکان دیگرش: تذکر، توکل، اخلاص و تضرع است. مجموعا پس از حاصل شدن این حالات، حقیقت استعاذه پیدا می شود، در حالی که مؤمن این پنج رکن را داراست، لذا فرسنگها شیطان از او دور می شود، چه به زبان بگوید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم یا نگوید. عمده حال و حقیقت است که اگر شیطان به او نزدیک شود، آدم زده می شود، بسان آدم وقتی که جن او را مس کند، جن زده می شود؛ بنابراین، اصلا ابلیس جرأت نزدیک شدن به او را نخواهد داشت.