فهرست کتاب


استعاذه (پناهندگی به خدا)

آیت الله دستغیب

خیمه سلطنتی و سگ درنده

مثالی عرض کردم که ابلیس به منزله سگ درنده ای است که هرکس بخواهد به خیمه سلطنتی درآید نمی گذارد. این به منزله پاسبان است. جز آشنایان (عباد مخلصین) کسی از دست او در نخواهد رفت. ناچار برای ورود به خیمه (به بارگاه قرب) باید به صاحب خیمه استغاثه کرد و پناه برد؛ زیرا تنها نهیب قهر صاحب خیمه است که این سگ درنده را رام می کند و جز این چاره ای نیست.
پس باید به خدا پناهنده شد تا عنایت حق، او را دفع کند. این است که خداوند در قرآن مجید به پیغمبرش دستور میدهد که:
بگو پروردگارا! به تو پناه می برم از وساوس شیطانها و پروردگارا! به تو پناه می برم که در آیند مرا(40).
خودت به تنهایی نمی توانی، مگر لطف خدا یار شود: یا غیاث المستغیثین، یا ملاذ اللائذین اگر لوذو پناهندگی به حق نباشد، کسی از شر شیطان در امان نیست.
بنابراین، باید حقیقت استعاذه را فهمید، آیا استعاذه گفتن: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم است یا به فارسی، گفتن خدایا! به تو از شر ابلیس پناه می برم! نه، استعاذه امر معنوی حقیقی است که این لفظ کاشف از آن است. اگر حال استعاذه باشد، گفتن اعوذ بالله نافع است وگرنه گاه می شود که خود همین گفتنها مسخره و ملعبه شیطان است که خودش با زبان طرف جاری کرده است.

اقسام استعاذه مردم

استعاذه خلق، بر سه قسم است:
قسم اول: استعاذه ای است که نه حال استعاذه هست و نه معنای آن را می فهمد که چه می گوید. اگر این است - که مثلا نمی شود گفت استعاذه است - لغو است. به زبانش چیزی می گوید. گفتن اعوذ بالله من شیطان الرجیم بدون التفات به معنا و دانستن حقیقت، مسخره شیطان است.
قسم دوم آن است که: معنای آن را می فهمد بلکه وقتی که می گوید، یک نوع التجایی هم دارد، لغو نمی گوید، معنی را ادراک کرده و لفظ را هم به عنوان کاشف از معنا می گوید لیکن به حسب عمل و حال، قربان شیطان می رود. زبانش می گوید لعنت بر شیطان! پناه می برم به خدا از شر شیطان رانده شده! در حالی که دارد به شیطان سجده می کند و در حقیقت به شیطان پناهنده شده است.
هرکس گناه می کند، در حال معصیت یقین بدانید معبود و مسجود او شیطان است، هر چند به زبانش هم صد فحش به شیطان بدهد.
صریح تر بگویم، وقتی که به زبانش اعوذ بالله من الشیطان الرجیم می گوید ولی تهمت می زند، فحش می دهد، آبروی مردم را می ریزد، راز دیگران را فاش می سازد و خلاصه از هیچ گناهی باک ندارد، در حقیقت گفته است: اعوذ بالشیطان من الرحمن؛ من از خدا فرار کردم و به شیطان پناهنده شدم زبانت وارونه می گوید؛ ولی حالت میزان است.
اعوذ بالله؛ یعنی: به طاعت خدا پناهنده می شوم، الآن داری خلاف واقع می گویی. پرده که عقب رفت. می فهمی که شیطان همین را بر زبانت جاری می کند تا بیشتر مسخره ات کند.

کتابی در رد ابلیس به دستور خودش

نوشته اند یکی از علما قلم به دست گرفت کتابی در مصاید و وسوسه های شیطان و ترسانیدن مردم از فریب خوردن از او بنویسد. در همان زمان در عالم رؤیا و مکاشفه یکی از اخیار، شیطان را می بیند و به او می گوید: ملعون! خوب فلان آقا دارد رسوایت می کند، کیدهایت را به خلق می رساند!.
شیطان مسخره اش کرده گفت: این کتاب را به دستور خود من می نویسد!.
فرمود: چطور می شود؟!.
گفت: من در دلش وسوسه انداختم که تو عالمی، علم خودت را ظاهر کن. خودش هم نمی فهمد و اسم کتابش را رد شیطان گذاشته؛ ولی حقیقتش جلوه نفس و نمایش علم دادن است.
بلی خود شیطان وا می دارد که به او فحش بدهد، یا به زبان تنها بگوید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
به عین مثل کار دول استعماری است. اینان در بعض مستعمرات، افرادی دارند که در استعمار، یار و یاور آنهایند. گاه به مقتضای سیاست و مصلحت روزگار وا می دارند این افراد به آنها فحش بدهند. بد بگویند. مردم را از فجایع استعمار آگاه کنند. برای پرده پوشی و نعل وارونه زدن تا بتوانند مقاصد استعماری خود را توسط همین افراد بهتر پیش ببرند.
عجب است از سیاست شیطانی! اولین و استاد همه سیاستمداران شیطان است. سیاست؛ یعنی زیر پرده کار کردن. کلاه سر همه می گذارد بدون این که جای پایی از خود نشان دهد.