فهرست کتاب


استعاذه (پناهندگی به خدا)

آیت الله دستغیب

ندای رحمانی و صدای شیطانی

شیطان برای امتحان خلق است و باید باشد، سینمایی هم باز کند و شیاطین انسی هم تربیت کند، آن وقت این طور حیوانات دو پا را به دام بیندازد.
در برابرش هم مگر نه اول مغرب صدای: حی علی الصلوة وعده الهی به آمرزش بلند است، هر دو باید باشد تا لیمیز الله الخبیث...(21)؛ نیکوکار از بدکردار تمیز داده شود.
فردا دار جزاست. این جا زمینه ثواب و عقاب باید درست شود. استحقاقات فراهم می گردد.

عدم اجبار انسان توسط شیطان

البته شیطان کسی را به زور وادار به حرام نمی کند. اختیار کسی را نمی گیرد؛ یعنی این اندازه قدرت ندارد: ...و ما کان لی علیکم من سلطن... فقط کارش وسوسه و تحریک است. کسی که به مسجد می آید به اختیار خودش می آید؛ آن هم که به سینما می رود. به اختیار خود اوست، حکومتی ندارد که تو را مجبور کند بلکه خودت به پای خودت می روی.
تقصیر از خود تو است که فریب وسوسه هایش را می خوری و فردای قیامت وقتی که اطراف شیطان می ریزند و با او مخاصمه می کنند، جواب منطقی و عقلی می دهد که: مگر من شما را به دوزخ بردم؟ کار من فقط دعوت و وسوسه بود، تقصیر از خود شماست که دعوت مرا اجابت کردید. مرا ملامت نکنید و خودتان را ملامت کنید...(22).

جلسه سوم: حسد ورزی ابلیس

و قل رب أعوذ بک من همزات الشیطین و أعوذ بک رب أن یحضرون(23).
شیطان حسود است؛ چون خودش رانده شده این درگاه است، نمی تواند ببیند بشر به مقام قرب می رسد. بشری که این ملعون به نظر حقارت به او می نگریست و می گفت: مرا از آتش آفریدی و او را از خاک و آتش از خاک برتر است(24). آنگاه همان بشر به مقاماتی برسد که آن بدبخت را از آن طرد کردند و گفتند: از بهشت بیرون شود! تو از کوچکان و پست شوندگانی. حق نداری این جا بزرگی به خرج دهی...(25).
بشر می خواهد از طریق بندگی، به مقام قرب برسد لذا شیطان با تمام قوا سعی می کند او را از راه باز دارد تا حس حسادتش را تسکین بخشد به همه چیز هم قانع است. اگر توانست، کفر و شرک، نتوانست، حرام و مکروه، تا برسد به کمی درجه و مقام.