فهرست کتاب


استعاذه (پناهندگی به خدا)

آیت الله دستغیب

وعده خدا و وعده شیطان

چطور وعده شیطان را مهم می گیری؟ به همین القای وسوسه که فقیر می شوی، در راه خدا نده، مورد لازمتری پیش می آید.
اما وعده های خدا را ندیده می گیری. برای خدا از یک تومان نمی گذری و برای شیطان به یک مدح و ثنا و در روزنامه ها نوشتن و در رادیوها گفتن، هزاران تومان حاضری بدهی.
در معامله با خدا که می فرماید: به همسایه ات، به رحم فقیرت کمک کن که چندین برابر پاداش خواهی داشت، می گویی تمکن ندارم، اما اگر معامله دنیوی شیطانی بود، چطور روی دست دیگران بلند می شوی؟!

ندای رحمانی و صدای شیطانی

شیطان برای امتحان خلق است و باید باشد، سینمایی هم باز کند و شیاطین انسی هم تربیت کند، آن وقت این طور حیوانات دو پا را به دام بیندازد.
در برابرش هم مگر نه اول مغرب صدای: حی علی الصلوة وعده الهی به آمرزش بلند است، هر دو باید باشد تا لیمیز الله الخبیث...(21)؛ نیکوکار از بدکردار تمیز داده شود.
فردا دار جزاست. این جا زمینه ثواب و عقاب باید درست شود. استحقاقات فراهم می گردد.

عدم اجبار انسان توسط شیطان

البته شیطان کسی را به زور وادار به حرام نمی کند. اختیار کسی را نمی گیرد؛ یعنی این اندازه قدرت ندارد: ...و ما کان لی علیکم من سلطن... فقط کارش وسوسه و تحریک است. کسی که به مسجد می آید به اختیار خودش می آید؛ آن هم که به سینما می رود. به اختیار خود اوست، حکومتی ندارد که تو را مجبور کند بلکه خودت به پای خودت می روی.
تقصیر از خود تو است که فریب وسوسه هایش را می خوری و فردای قیامت وقتی که اطراف شیطان می ریزند و با او مخاصمه می کنند، جواب منطقی و عقلی می دهد که: مگر من شما را به دوزخ بردم؟ کار من فقط دعوت و وسوسه بود، تقصیر از خود شماست که دعوت مرا اجابت کردید. مرا ملامت نکنید و خودتان را ملامت کنید...(22).