فهرست کتاب


استعاذه (پناهندگی به خدا)

آیت الله دستغیب

می شد:صدق عبدی؛ بنده من راست گفت. تا محتضر می گفت: یاالله! از گوشه حجره صدایی می گفت: لبیک عبدی.

آقای مزبور پرسید تو کیستی؟ گفت: من معبود این شخص هستم، یک عمر مرا می پرستیده است؛ من شیطانم!.
آری! حقیقت این است که رب این شخص شیطان است لذا او لبیک می گوید. یک عمر از صبح تا شام به امر ابلیس می چرخید. زبانش به امر او و چشمش به میل او و دلش به خواست او بود. یک عمر این جور بود حالا هم اگر یا رب بگوید، یا شیطان! گفته است؛ چون معبودش تا نفس آخر اوست. پرده که عقب رفت، ناله واحسرتا! از ساعت مرگ بلند می شود.
اهل ایمان! سعی کنید دست از استعاذه برندارید. دشمن را کوچک و کار را سهل نپندارید. خیال نکنید با یک کلمه: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم کار درست شد، تا حقیقت پیدا نشود، فایده ندارد.

استعاذه هنگام حکومت، خلوت با بیگانه و خشم

در روایات اهل بیت (علیه السلام) خصوصا در چند مورد تأکید شده است که استعاذه کنند:
نخست: هنگام حکومت است. اگر کسی را حاکم قرار دادند، در مرافعات به قدری خطرناک است که جز استعاذه چاره ای ندارد.
دوم: هنگام تنها شدن با زن بیگانه و نامحرم در جای خلوت است. به قدری خطرناک است که غالبا خواهی نخواهی شیطان معبود واقع می شود. حاکم بر تو شیطان می شود. این قدرجلوه می دهد و وسوسه می کند تا هلاک کند.
سوم: مورد غضب است. حکومت و خلوت با اجنبیه کم اتفاق می افتد لیکن حال غضب، زیاد مورد ابتلای هر فردی است. وقتی که انسان ناگهان عصبانی می شود، خونش به جوش می آید، شیطان در او کاملا نفوذ می نماید؛ البته شیطان به حسب خلقت از آتش لطیف است و مثل برق در بشر نفوذ می کند. همان مثالی که خودش برای نوح زد که: در حال خشم، بنی آدم در دست من مانند توپ در دست بچه است(11).
دیده اید بچه، توپ را به هر طرف و هر جور بخواهد می اندازد، در حال خشم هم شیطان این طور بر بشر مسلط می گردد که او را به هر حرامی وا می دارد. چه بسا در آن حال از او کفر سر می زند مگر کسی که خدا او را نگه دارد.

جلسه دوم: دام شیطان در نذر، عهد و صدقه

و قل رب أعوذ بک من همزت الشیطین و أعوذ بک رب أن یحضرون(12).
خلاصه عرایض شب گذشته این شد که باید مؤمنین به مسأله استعاذه اهمیت بدهند و به نص قرآن مجید، در هر حال باید از شر شیاطین به خدا پناه برد؛ زیرا آنها بشر را رها نکرده و نخواهند کرد. تمام سعی شیاطین این است که خیری از انسان سر نزند و اگر سر زند، می کوشند آن را خراب کنند و به آخر نرسانند.
در بعضی از جاها کوشش آنها شدیدتر و سخت تر است، خصوصا در سه مورد. دیشب مضمون دو روایت را که در آن حال حکومت و خلوت با اجنبیه و غضب بود، ذکر کردیم. سه مورد دیگر نیز امشب تذکر داده می شود: عهد، نذر و صدقه. کسی که با خدا عهد می کند کاری انجام دهد، یا ترک کند، یا نذری می کند - البته با شرایط صحتش که در رساله های عملیه ذکر شده - شیطان سخت می کوشد که این شخص به نذر و عهدش عمل نکند.
همچنین هنگامی که می خواهد در راه خدا صدقه ای بدهد، تمام همتش این است که نگذارد، چون با صدقه دادن مؤمن، پشت شیطان شکسته می شود لذا در بعضی موارد دارد که مؤمن دست در جیبش که می کند تا صدقه دهد، هفتاد شیطانک به دستش می چسبند تا به هر وسوسه ای که بتوانند او را باز دارند، با وعده فقر دادن(13)، با وسوسه این که مورد لازمتری پیش می آید، از کجا که طرف مستحق باشد. خلاصه کاری می کند که پولی در راه خدا خرج نشود.