فهرست کتاب


استعاذه (پناهندگی به خدا)

آیت الله دستغیب

یک عمر پرستش شیطان

در کتاب منتخب التواریخ نقل کرده که: استادم مرحوم سیدعلی حائری در درس فرمود: در قریه ای از قرای اصفهان یک نفر مریض به حال احتضار بود. از عالم زاهد قریه خواستند بر بالینش حاضر گردد و تلقینش گوید. وقتی که شهادت به وحدانیت خدا می داد و می گفت: لا اله الا الله از گوشه حجره صدا بلند

می شد:صدق عبدی؛ بنده من راست گفت. تا محتضر می گفت: یاالله! از گوشه حجره صدایی می گفت: لبیک عبدی.

آقای مزبور پرسید تو کیستی؟ گفت: من معبود این شخص هستم، یک عمر مرا می پرستیده است؛ من شیطانم!.
آری! حقیقت این است که رب این شخص شیطان است لذا او لبیک می گوید. یک عمر از صبح تا شام به امر ابلیس می چرخید. زبانش به امر او و چشمش به میل او و دلش به خواست او بود. یک عمر این جور بود حالا هم اگر یا رب بگوید، یا شیطان! گفته است؛ چون معبودش تا نفس آخر اوست. پرده که عقب رفت، ناله واحسرتا! از ساعت مرگ بلند می شود.
اهل ایمان! سعی کنید دست از استعاذه برندارید. دشمن را کوچک و کار را سهل نپندارید. خیال نکنید با یک کلمه: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم کار درست شد، تا حقیقت پیدا نشود، فایده ندارد.

استعاذه هنگام حکومت، خلوت با بیگانه و خشم

در روایات اهل بیت (علیه السلام) خصوصا در چند مورد تأکید شده است که استعاذه کنند:
نخست: هنگام حکومت است. اگر کسی را حاکم قرار دادند، در مرافعات به قدری خطرناک است که جز استعاذه چاره ای ندارد.
دوم: هنگام تنها شدن با زن بیگانه و نامحرم در جای خلوت است. به قدری خطرناک است که غالبا خواهی نخواهی شیطان معبود واقع می شود. حاکم بر تو شیطان می شود. این قدرجلوه می دهد و وسوسه می کند تا هلاک کند.
سوم: مورد غضب است. حکومت و خلوت با اجنبیه کم اتفاق می افتد لیکن حال غضب، زیاد مورد ابتلای هر فردی است. وقتی که انسان ناگهان عصبانی می شود، خونش به جوش می آید، شیطان در او کاملا نفوذ می نماید؛ البته شیطان به حسب خلقت از آتش لطیف است و مثل برق در بشر نفوذ می کند. همان مثالی که خودش برای نوح زد که: در حال خشم، بنی آدم در دست من مانند توپ در دست بچه است(11).
دیده اید بچه، توپ را به هر طرف و هر جور بخواهد می اندازد، در حال خشم هم شیطان این طور بر بشر مسلط می گردد که او را به هر حرامی وا می دارد. چه بسا در آن حال از او کفر سر می زند مگر کسی که خدا او را نگه دارد.