فهرست کتاب


استعاذه (پناهندگی به خدا)

آیت الله دستغیب

استعاذه پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلم) به خداوند

ای انسان! تو هم می خواهی به این بارگاه راه پیدا کنی، شیطان هم که نمی گذارد به سهولت رد شوی، این قدرکارت را خراب می کند که نرسی به مقصود و یگانه راهش هم استعاذه به خداست.
خداوند به پیغمبرش دستور می دهد که بگو: پروردگارا! به تو پناهنده می شوم از وساوس شیطان(9).
و همچنین (در سوره معوذتین) من شر الوسواس الخناس(10).
پس من و تو هم نباید آرام باشیم. وقتی که دشمن این قدر قوی است، باید دست و پایی کرد و پناهنده به خدا شد وگرنه یک مرتبه می بینی جایی سر درآوردی که رب و معبود و مطاع تو شیطان است و خود خبر نداری. زبانت می گوید خدا لیکن حال تو حال اطاعت از شیطان است و زیر پرده یا شیطان می گویی و نمی فهمی.

یک عمر پرستش شیطان

در کتاب منتخب التواریخ نقل کرده که: استادم مرحوم سیدعلی حائری در درس فرمود: در قریه ای از قرای اصفهان یک نفر مریض به حال احتضار بود. از عالم زاهد قریه خواستند بر بالینش حاضر گردد و تلقینش گوید. وقتی که شهادت به وحدانیت خدا می داد و می گفت: لا اله الا الله از گوشه حجره صدا بلند

می شد:صدق عبدی؛ بنده من راست گفت. تا محتضر می گفت: یاالله! از گوشه حجره صدایی می گفت: لبیک عبدی.

آقای مزبور پرسید تو کیستی؟ گفت: من معبود این شخص هستم، یک عمر مرا می پرستیده است؛ من شیطانم!.
آری! حقیقت این است که رب این شخص شیطان است لذا او لبیک می گوید. یک عمر از صبح تا شام به امر ابلیس می چرخید. زبانش به امر او و چشمش به میل او و دلش به خواست او بود. یک عمر این جور بود حالا هم اگر یا رب بگوید، یا شیطان! گفته است؛ چون معبودش تا نفس آخر اوست. پرده که عقب رفت، ناله واحسرتا! از ساعت مرگ بلند می شود.
اهل ایمان! سعی کنید دست از استعاذه برندارید. دشمن را کوچک و کار را سهل نپندارید. خیال نکنید با یک کلمه: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم کار درست شد، تا حقیقت پیدا نشود، فایده ندارد.