فهرست کتاب


قصه های طاقدیس

حسین استاد ولی

جلاد و اسیر فراری

برخی از مردم گمان می کنند که از دیگران رنگین تر است و همه باید فدای آنان شوند، و بر خلاف اخلاق انسانی راحت خود و رنج یاران می طلبند، و برای آن که خود به نان و نوایی برسد و رضایت مسئولان خود را بهتر جلب کنند از کیسه دیگران خرج می کنند و از جان آنها مایه می گذارند. داستان زیر نمونه ای از آن است:
روزی سلطان قدرتمندی اسیری را به دست جلاد سپرد تا به شمشیر خون او را بریزد و سرش را برای وی بفرستد.
ترک جلاد از جا جست و دست اسیر را گرفت و کشان کشان او را به سوی مسلخ برد. جلاد جلو می رفت و اسیر را به دنبال خود می کشید، ولی مرد اسیر به هر طرف نگاه می کرد تا بلکه راه گریز بیابد. در این میان چشمش به چاهی افتاد و فورا خود را در چاه افکند. اتفاقا آن چاه دارای کوره ها خزید و از چنگ جلاد رهایی یافت.
جلاد آمد، بر سر چاه نشست و از غم این که اسیر را از دست او گریخته و قادر نیست پاسخ سلطان را بدهد دست بر دست می سود و لب می گزید. زیرا نه می توانست درون چاه رود و نه اگر می رفت او را می یافت، چرا که نمی دانست او در کدام یک از آن کوره ها پنهان گشته است.
از روی نومیدی سر به دورم چاه برد و گفت: ای برادر انصافت کجا رفته؟ آیا درست است که تو به خاطر یک سر بی ارزش آبروی مرا نزد سلطان ببری؟! ای مرد بزرگ، بیا و برای یک شکنجه ما را نزد سلطان شرمگین مساز! تو چطور می پسندی که برای جرعه ای خون خود سلطان مرا باز خواست کند و گفتار درشت و خشن به من گوید! محض رضای خدا بیرون بیا، تا من خون تو را بریزم و تا ابد ممنون تو باشم!
سر فرو کرد اندر آن چاه و بگفت - ای برادر باش با انصاف، جفت
این چه انصاف است کز بهر سری - آبرویم نزد سلطان می بری؟
بهر یک اشکنجه ای مرد گزین - پیش شه مپسند ما را شرمگین
از برای جرعه ای خون عفن - چون پسندی بر من آن گفت خشن؟
هی بیا بیرون بریزم خون تو - باشم آنگه تا ابد ممنون تو!

...................) Anotates (.................
1) اصول کافی 1/48
2) از حسن تصادف، این مقدمه در روز 23 ربیع الثانی 1416 نگاشته شد که درست 171 سال از در گذشت آن بزرگوار می گذرد .
3) چاروادار، خرکچی
4) هر که طمع ورزید ذلیل شد، و هر که قناعت پیشه کرد عزیز گشت.
5) خم: کوزه بزرگ. خل: سرکه
6) نوازندگان
7) این روش را پی گرفتند.
8) مردم بر پادشاهانند
9) ریسمان
10) خداوند مرا کافی است.
11) به جستجوی فضل خدا بر آیید.
12) عموم مردم.
13) کوشش
14) سوره نجم آیه 39.
15) سوره اعراف، آیه 31 .

16) سوره اعراف آیه 39.
17) راه جویی.
18) چشمکهای دلربای او.
19) به خدا آفریننده زیبارویان سوگند که نمی دانم چه می گویید، بروید کنار و راه را باز کنید!
20) عسل
21) پند و عبرت.
22) آشیانه.
23) مسافتی به اندازه یک سوم فرسخ.
24) دیوانگی انواع مختلف دارد.
25) توتیا: سرمه که آن را به چشم کشند.
26) راجا و رای لقب یا جاکم و فرمانروا در هندستان.
27) بر همن: پیشوای مذهب برهمایی در هند.
28) جبین: پشیمانی
29) از سحر آنان مترس و عصایت را بیفکن - اشاره است به آیه 68 و 69 از سوره طه 117 از سوره اعراف، خطاب به حضرت موسی (علیه السلام).
30) خدای بی نیاز.
31) بت.
32) از گناهان گذشته توبه کردیم.
33) از زهاد و عرفای مشهور.
34) مستراح.
35) نوازندگی.
36) برهنه، کنایه از بیزاری و دوری.
37) افسرده، پژمرده.
38) کمر بند قرمزی که ترسایا به کمر می بستند.
39) ظاهرا به معنای راهنما.
40) کسی که از ریاست خلع و بر کنار شده باشد.
41) مامور مبارزه با منکرات، در این جا منظور خداوند است.
42) هر که در را بکوبد و پا فشاری کند عاقبت به درون خانه خواهد رفت.
43) به او بگو.
44) مار کشنده
45) ابراهیم ادهم، یکی از زهاد و عارفان مشهور.
46) جد، منظور رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است
47) مار، افعی.
48) بد ذاتی.
49) تند و تیزی، شتاب.
50) صدایی که از خوردن آش به گوش می رسد.
51) چراگاه، علفزار.
52) در زمان گذشته، در سحرگاهان برای آگاه کردن مردم از باز بودن حمام در بوق می دمیدند.
53) بوق، شیپور.
54) بازگشت.
55) چوپان.
56) دل آشفته، پریشان.
57) روزگاری.
58) کنایه از روحانی بی پروا و دنیا پرست.
59) خواندن قرآن کریم که سی جزو است.
60) کشک ساییده شده با آب که نان در آن ترید کنند.
61) صیاد دل، خدای بزرگ.
62) اسب خاص پادشاه
63) دوست مهربان.
64) گمراه.
65) وقود: هیزم.