فهرست کتاب


سجاده عشق (داستانهای برگزیده از صحیفه سجادیه)

یحیی نوری‏

قطره اشک

شیخ عابد حاج عنایت اله نقل کرد که:
در سال 1331 در راه بازگشت از حج بودم. شب جمعه ای از منی به مسجدالحرام آمدم، با دو نفر از اتقیاء در نزدیک مسجد میلاد حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) نشستم، مشغول به ختم امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء به نیت تعجیل در فرج حضرت ولی عصر (علیه السلام) شدیم. نزدیک به دو هزار مرتبه گفته بودیم که به خواب رفتیم. ناگاه از خواب بیدار شدم، دیدم که یکی از دو رفیق از مسجد بیرون رفته است.بسیار محزون شدم. فورا برای تجدید وضو رفتم و با نهایت تاسف وارد مسجد شدم. از عجم غیر عرب بجز ما دو نفر کسی نبود و از اعراب اهل سنت، دو سه نفر در حال مناجات بودند.
من آمدم در موضعی مشغول تضرع و زاری شدم، هنگام سحر بود. ناگاه احساس کردم بزرگواری دست بر شانه من گذاشت و فرمود: حال بسیار خوبی است ، وقت بسیار خوبی است، حال بسیار خوبی داری در دعا اهتمام نما.
به مجرد شنیدن این کلمات بدنم مرتعش گردید حالم دگرگون شد. چون نظر کردم ، احدی را نیافتم و در مسجد عجمی نبود. جز رفیقم که در جای خود قرار داشت. پس یقین کردم که آن بزرگوار حضرت ولی عصر (علیه السلام) بودند(203).

52 - دعای آن حضرت در پافشاری در خواهش از خدا

یسبح لله ما فی السموات و ما فی الارض الملک القدوس العزیز الحکیم (204).
هر چه در زمین و آسمان هاست همه به تسبیح و ستایش خدا که پادشاهی منزه و پاک و مقتدر و داناست مشغولند.
الهی اسئلک بحقک الواجب علی جمیع خلقک و باسمک العظیم الذی امرت رسولک ان یسبحک به و بجبلال و جهک الکریم ، الذی لایبلی و لا یتغیر و لا یحول و لا یفنی ان تصلی علی محمد و ال محمد و ان تغنینی عن کل شی ء بعبادتک(205).
خداوندا از تو، به حقی که بر همه مخلوقات داری و به نام عظیمت که به پیامبرت فرمان دادی که تو را به آن تسبیح کند و به بزرگی ذات کریمت که فرسایش ندارد و دگرگون نمی گردد و تغییر حال نمی دهد و فناپذیر نیست مسئلت دارم که بر محمد و آلش درود فرستی و مرا با عبادت خود از هر چیز بی نیاز کنی.
و ان تسلی نفسی عن الدنیا بمخافتک و ان تثنینی بالکثیر من کرامتک برحمتک(206).
و با ترس خود قلبم را از اندوه دنیا تسلیت دهی و به رحمتت با دست پر از کرامت های فراوانت بازم گردانی.

پاداش دعا کردن برای دیگران

عبدالله بن سنان گوید در کنار کعبه بر بلندی صفا عبور می کردم ، ناگهان عبدالله بن جندب را که پیری بر او چیره گشته بود، دیدم. شنیدم که مکرر برای دیگران دعا می کند و نام آنها را به زبان می راند و از خداوند می خواهد که آنها را بیامرزد، آنقدر برای افراد دعا کرد، که نتوانستم تعداد آنها را بشمارم، و شماره آنها را نگهدارم.
وقتی که از دعا فارغ شد، به حضورش رفتم و عرض کردم : هیچ جا و موردی را ندیدم نیکوتر از این مورد که شما با آن حال به دعا مشغول بودید، ولی یک موضوع مرا آزرد. گفت: چه موضوعی؟ گفتم: تو برای بسیاری از برادران دینی دعا کردی ولی نشیندم حتی یکبار برای خود دعا کنی؟
گفت: ای عبدالله از مولایم امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود: کسی که در غیاب مومنی، برای او دعا کند، از فراز آسمان ندا داده می شود: ای دعا کننده برای تو است آنچه برای برادر مومنت از خدا خواستی، و برای توست، صد هزار برابر آن.
و من دوست ندارم که ضمانت صد هزار برابر را ترک کنم و یک دعا برای خود نمایم که معلوم نیست به استجابت برسد یا نه(207).