فهرست کتاب


سجاده عشق (داستانهای برگزیده از صحیفه سجادیه)

یحیی نوری‏

امام سجاد (علیه السلام) و مرد یاوه گو

امام صادق (علیه السلام) فرمود: در مدینه مردی (بطال) یاوه گو بود و مردم با حرکات خنده آور خود می خنداند (همه او را به عنوان یک دلقک می شناختند). روزی از کنار امام سجاد (علیه السلام) رد شد و گفت: این مرد (اشاره به امام) مرا خسته کرده هر کار می کنم نمی خندد سرانجام از آخرین تیری که در ترکش داشت استفاده کرده تا آن حضرت را بخنداند و آن این بود که: روزی امام سجاد (علیه السلام) را دید که همراه دو غلامش به جایی می رود، پرید و عبای آن حضرت را از دوشش گرفت و فرار کرد، امام سجاد (علیه السلام) اصلا به او اعتنا نکرد، دیگران او را دنبال کرده و عبا را از او گرفتند و به حضور حضرت آوردند.
امام سجاد (علیه السلام) فرمود: این چه کسی بود، گفتند: این مردی دلقک و یاوه سراست که مردم مدینه را با یاوه گویی های خود می خنداند، امام سجاد(علیه السلام) فرمود: به او بگویید: ان الله یوما یخسر فیه المبطلون، برای خدا، روزی (روز قیامت) وجود دارد که در آن روز باطل گویان و یاوه سرایان در خسران و زیان می باشند(138).

35 - دعای آن حضرت در مقام رضا ( زمانی که به دنیاداران نظر می کرد)

و لو انهم رضوا ماءاتاهم الله و رسوله و قالوا حسبناالله سیوتینا الله من فضله و رسوله انا الی الله راغبون(139).
(در حالی که) اگر به آنچه خدا و پیامبرش به آنان داده راضی باشند، و بگویند: خداوند برای ما کافی است و بزودی خدا و رسولش از فضل خود به ما می بخشند. ما تنها رضای او را می طلبیم. (برای آنها بهتر است).
امام سجاد (علیه السلام) فرمود: صبر و رضا از خدای متعال سر طاعت خدا است هر کس صبر کند و از خدا راضی شود. در آنچه برای او مقدر کرده است خواه آن تقدیر موافق با میل او باشد و یا مخالف میل او و مسلم آنچه خدا مقدر کرده خیر این انسان در آن است(140).
الحمدلله رضی بحکم الله شهدت ان الله قسم معایش عباده بالعدل و اخذ علی جمیع خلقه بالفضل(141).
سپاس خدا را برای رضا و خوشنودی به قضا و قدرش (در آنچه خواسته) گواهی می دهم که خدا معیشتها را و چیزهایی که زندگی بندگانش به آنها وابسته است به عدل و درستی (بی افراط و تفریط) قسمت نموده و با همه آفریدگانش با فضل و احسان رفتار نمود.
اللهم صل علی محمد و اله و لا تفتنی بما اعطیتهم و لا تفتنهم بما منعتنی فاحسد خلقک و اغمط حکمک(142).
بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست و مرا بر اثر آنچه (دارایی که) به ایشان ثروتمدان داده ای پریشان مگرادن که بر آفریدگانت رشک برده و قضا و قدر ترا خوار شماره و آنانرا بر اثر آنچه (کالای دنیا که) از من باز داشته ای گرفتار مکن (به اینکه کبر و سرفرازی نموده مرا پست بینند و از اینرو گناهکار شوند).

در مجلس ابن زیاد

هنگامی که بازماندگان شهدای کربلا را به صورت اسیر وارد کوفه کرده و نزد ابن زیاد فرماندار جلاد کوفه بردند، او که بر مسند غرور تکیه داده بود، اشاره به امام سجاد (علیه السلام) کرد و گفت این شخص کیست؟ به او گفتند: این شخص علی بن الحسین را نکشت؟ امام سجاد (علیه السلام) فرمود: من برادری به نام علی بن الحسین(علی اکبر) داشتم. مردم او را کشتند، ابن زیاد گفت: بلکه خدا او را کشت. امام سجاد(ع) فرمود: خداوند به هنگام مرگ جانها را می گیرد. ابن زیاد خشمگین شد و گفت: هنوز جرئت پاسخگویی به من داری؟ ببرید و گردنش را بزنید، وقتی که حضرت زینب (علیه السلام) این را شنید، فرمود: تو که کسی را برای من باقی نگذشته ای! اگر تصمیم کشتن این یکی را هم داری مرا نیز با او بکش. امام سجاد(ع) فرمود : عمه جان! آرام باش تا من با او سخن بگویم، سپس به ابن زیاد رو کرد و فرمود: ای پسر زیاد آیا مرا از کشتن می ترسانی مگر نمی دانی که کشته شدن عادت ما است و شهادت مایه کرامت و سربلندی ما است(143).