فهرست کتاب


سجاده عشق (داستانهای برگزیده از صحیفه سجادیه)

یحیی نوری‏

جواب به ستمگر

در ماجرای اسارت امام سجاد (علیه السلام) با بازماندگان شهدای کربلا آمده: هنگامی که آنها را به شام بردند وقتی که یزید، امام سجاد(علیه السلام) را دید این آیه را خواند و بر آن حضرت تطبیق کرد:
و ما اصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدیکم و یعفوا عن کثیر(89).
آنچه از مصائب دامنگیر شما می شود بخاطر اعمالی است که انجام داده اید و خداوند بسیاری از آنها را می بخشد.
امام سجاد (علیه السلام) فرمود: آیه ما این است که در مورد ما نازل شده است:
ما اصاب من مصیبة فی الارض و لا فی انفسکم الا فی کتاب من قبل ان نبراها ان ذلک علی الله یسیر لکیلا تاسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بمااتاکم(90).
هیچ گرفتاری در زمین و در آسمان و در وجود خودتان نرسد مگر اینکه قبلا در لوح محفوظ قبل از آنکه زمین را بیافرینیم نوشته شده و این برای خدای آسان است تا بر آنچه از دست داده اید غمگین نشوید و به آنچه خدا به شما داد شاد نگردید.
ما از کسانی هستیم که از آنچه از ما در گذشته و در مورد دنیا از دست رفته، ناراحت نیستیم، و به آنچه به ما داده شده شاد نمی باشیم(91).

23 - دعای آن حضرت برای تندرستی

...الذی خلقنی فهو یهدین و الذی هو یطعمنی و یسقین و اذا مرضت فهو یشفین(92).
می پرستم خدایی را که مرا آفرید و به راه راستم هدایت می فرماید. همانا خدایی که چون گرسنه شوم مرا به کرم خود غذا می دهد و هنگام تشنگی سیرابم گرداند همان خدایی که چون بیمار شوم مرا شفا می دهد...
اللهم صل علی محمد اله و البسنی عافیتک و جللنی عافیتک و حصنی بعافیتک و اکرمنی بعافیتک و اغننی بعافیتک و تصدق علی بعافیتک و هب لی عافیتک و افرسنی عافیتک اصلح لی عافیتک و لا تفرق بینی و بین عافیتک فی الدنیا و الاخرة(93).
بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست و تندرستیت را بر من بپوشان و مرا بتندرستیت فرو بر و به تندرستیت نگاه دار و به تندرستیت گرامیم فرما و به تندرستیت بی نیازم گردان و تندرستیت را به من عطا کن و تندرستیت را به من ببخش و تندرستیت را برایم بگستران و تندرستیت را به من شایسته نما و میان من و تندرستیت در دنیا و آخرت جدایی میانداز.

بازوبند سلامتی(94)

امام باقر (علیه السلام) فرمود: چون دختر یزدگرد را نزد عمر آوردند دوشیزگان مدینه برای تماشای او سرکشیدند، و چون وارد مسجد شد، مسجد از پرتوش درخشان گشت ( کنایه از اینکه اهل مسجد از قیافه و جمال آن دختر شادمان و متعجب گشتند ) عمر به او نگریست. دختر رخسار خود را پوشید و گفت: اف بیروج بادا هرمز (وای روزگار هرمز سیاه شد) عمر گفت این دختر مرا ناسزا می گوید.
حضرت علی (علیه السلام) فرمود: او به تو ناسزا نمی گوید، به او اختیار بده که خودش مردی از مسلمین را انتخاب کند و در سهم غنیمتش حساب کن (مهرش را از سهم بیت المال آن مرد حساب کن).
عمر به او اختیار داد، دختر آمد و دست خود را روی شانه امام حسین (علیه السلام)گذاشت، امیرالمومنین(ع) به او فرمود: نام تو چیست؟ گفت: جهان شاه، حضرت فرمود: بلکه شهر بانویه باشد. سپس به حضرت امام حسین (علیه السلام) فرمود: ای ابا عبدالله از این دختر بهترین شخص روی زمین برای تو متولد شود و علی بن الحسین (علیه السلام) (امام سجاد) از او متولد گشت و علی بن الحسین (علیه السلام) را ابن الخیرتین (پسر دو برگزیده ) می گفتند، زیرا برگزیده خدا از عرب هاشم بود و از عجم فارس و روایت شده است که ابوالاسود دوئلی درباره آن حضرت شعری بدین مضمون سروده است: پسری که از یکسو به هاشم و از یکسو به شاه کسری می رسد گرامی ترین فرزندی است که بدو بازوبند بسته اند(95)