فهرست کتاب


سجاده عشق (داستانهای برگزیده از صحیفه سجادیه)

یحیی نوری‏

21 - دعای آن حضرت هنگامی که پیش آمدی او را اندوهناک می نمود

و لا تایئسوا من روح الله(82)
و از رحمت بی منتهای خدا ناامید نباشید.
و بیدک، یا الهی، جمیع ذلک السبب و الیک امفر و المهرب فصل علی محمد و اله و اجر هربی و انجح مطلبی(83).
و همه آنها ( پناه دادن، آسوده ساختن و یاری نمودن) ای خدای من بدست تو است و فرار و گریز از (سختیها) بسوی تو است. پس بر محمد و آل او درود فرست و گریزم را پناه ده و خواسته ام را روا ساز.
و من یومننی منک و انت اخفتنی، و من یساعدنی و انت افردتنی و من یقوینی و انت اضعفتنی(84)؟
اگر بیمم دهی چه کسی مرا ایمنی دهد؟ و اگر تنهایم گذاری کیست که مرا یاری دهد؟ و اگر ناتوانم سازی چه کسی توانم دهد؟

آنجا که بلا، نعمت است.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: مردی رسول اکرم (ص) را دعوت به مهمانی کرد. پیامبر پذیرفت و به خانه او رفت، در خانه او مرغی را دید که روی دیوار تخم گذارد، و سپس آن تخم مرغ غلطید و افتاد روی میخی که در دیوار کوبیده شده بود، و روی آن میخ قرار گرفت، نه به زمین افتاد و نه شکست، پیامبر از این حادثه تعجب کرد!
میزبان گفت: ای رسول خدا(ص) از این تخم مرغ تعجب می کنی؟ سوگند به خدایی که تو را به حق مبعوث کرد، من هرگز بلایی ندیده ام.
رسول اکرم برخاست و غذای او را نخورد و فرمود: کسی که بلایی نبیند خدا به او نیازی (لطف و توجهی) ندارد. و نیز فرمود: خداوند به کسی که از مال و بدنش برای او بهره ای نیست نیازی ندارد. یعنی کسی که زیان مالی و بدنی نبیند خداوند به او توجهی ندارد، زیرا این بلاها علاوه بر اینکه بزرگترین امتحان الهی و موجب رشد انسان هستند، انسان را آبدیده و صبور می سازند، البته در صورتی که انسان مقاومت کند و تسلیم رضای الهی باشد(85).

22 - دعای آن حضرت در سختی و گرفتاری

...و الصابرین فی الباساء و الضراء و حین الباس. اولئک الذین صدقوا و اولئک هم المتقون(86).
کسانی که در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان جنگ، استقامت می کنند، اینان راستگویان و پرهیزکاران هستند.
اللهم لا طاقة لی بالجهد و لا صبر لی علی البلاء و لا قوة لی علی الفقر فلا تحظر علی رزقی و لا تکلنی الی خلقک، بل تفرد بحاجتی و تول کفایتی(87).
بار خدایا مرا بر رنج، توانایی و بر گرفتاری، شکیبایی و بر درویشی قدرت نمی باشد پس روزیم را از من نگیر، و مرا به خلق خویش وانگذار، بلکه بتنهایی ( بی واسطه) خواسته ام را برآور و خود کارگزار من باش.
فبفضلک اللهم فاغننی و بعظمتک فانعشنی و بسعتک فابسط یدی و بما عندک فاکفنی(88).
خدایا پس به احسان و بخشش خود بی نیازم گردان و به بزرگی خویش بلند مرتبه ام فرما، و به تواناگریت دستم را بگشا و به آنچه ( خیر و نیکی دنیا و آخرت) نزد تو است (از دیگران ) بی نیازم نما.