فهرست کتاب


سجاده عشق (داستانهای برگزیده از صحیفه سجادیه)

یحیی نوری‏

درس اخلاق

حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود: حضرت زین العابدین (علیه السلام) مسافرت نمی کرد مگر با رفقایی که او را نمی شناختند و با آنها شرط می کرد در کارهایی که پیش می آید اجازه دهند آن جناب هم خدمت کند. زمانی با دسته ای به سفر رفت. در بین راه مردی ایشان را شناخت به رفیقان گفت می شناسید این آقا کیست؟ جواب دادند نه. گفت: علی بن الحسین زین العابدین (علیه السلام) است. آنها حرکت کرده دست و پای آن حضرت را بوسیدند، عرض کردند: یابن رسول الله آیا با این عمل خیال داشتید برای همیشه ما را به آتش جهنم بسوزانی؟ چنانچه خدای ناخواسته جسارتی یا دست درازی یا زبان درازی نسبت به شما می کردیم، یابن رسول الله شما را چه بر این کار واداشت؟ آن جناب فرمود: من چندی پیش با عده ای که مرا می شناختند مسافرت کردم خدماتی به من می کردند به واسطه حضرت رسول خدا(ص) که سزاوار آن نبودم. ترسیدم شما هم مثل آنها بکنید(81).

21 - دعای آن حضرت هنگامی که پیش آمدی او را اندوهناک می نمود

و لا تایئسوا من روح الله(82)
و از رحمت بی منتهای خدا ناامید نباشید.
و بیدک، یا الهی، جمیع ذلک السبب و الیک امفر و المهرب فصل علی محمد و اله و اجر هربی و انجح مطلبی(83).
و همه آنها ( پناه دادن، آسوده ساختن و یاری نمودن) ای خدای من بدست تو است و فرار و گریز از (سختیها) بسوی تو است. پس بر محمد و آل او درود فرست و گریزم را پناه ده و خواسته ام را روا ساز.
و من یومننی منک و انت اخفتنی، و من یساعدنی و انت افردتنی و من یقوینی و انت اضعفتنی(84)؟
اگر بیمم دهی چه کسی مرا ایمنی دهد؟ و اگر تنهایم گذاری کیست که مرا یاری دهد؟ و اگر ناتوانم سازی چه کسی توانم دهد؟

آنجا که بلا، نعمت است.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: مردی رسول اکرم (ص) را دعوت به مهمانی کرد. پیامبر پذیرفت و به خانه او رفت، در خانه او مرغی را دید که روی دیوار تخم گذارد، و سپس آن تخم مرغ غلطید و افتاد روی میخی که در دیوار کوبیده شده بود، و روی آن میخ قرار گرفت، نه به زمین افتاد و نه شکست، پیامبر از این حادثه تعجب کرد!
میزبان گفت: ای رسول خدا(ص) از این تخم مرغ تعجب می کنی؟ سوگند به خدایی که تو را به حق مبعوث کرد، من هرگز بلایی ندیده ام.
رسول اکرم برخاست و غذای او را نخورد و فرمود: کسی که بلایی نبیند خدا به او نیازی (لطف و توجهی) ندارد. و نیز فرمود: خداوند به کسی که از مال و بدنش برای او بهره ای نیست نیازی ندارد. یعنی کسی که زیان مالی و بدنی نبیند خداوند به او توجهی ندارد، زیرا این بلاها علاوه بر اینکه بزرگترین امتحان الهی و موجب رشد انسان هستند، انسان را آبدیده و صبور می سازند، البته در صورتی که انسان مقاومت کند و تسلیم رضای الهی باشد(85).