فهرست کتاب


سجاده عشق (داستانهای برگزیده از صحیفه سجادیه)

یحیی نوری‏

20 - دعای آن حضرت برای درخواست اخلاق پسندیده

فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک.(78)
رحمت خدا ترا با خلق مهربان و خشخوی گردانید و اگر تندخوی و سخت دل بودی مردم از گرد تو پراکنده می شدند.
اللهم اسلک بی الطریقة المثلی، و اجعلنی علی ملتک اموت و احیی(79).
خدایا بهترین راه را پیش پایم بگذار و مرا بر آیین خوددار (دین حق ولایت و دوستی ائمه معصومین) و چنان گردان که بر دین تو (اسلام) بمیرم و (در قبر و قیامت) زنده گردم.
اللهم صل علی محمد و اله و ارزقنی صحة فی عبادة و فزاعا فی زهادة و علما فی استعمال و ورعا فی اجمال(80).
بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست و روزی من کن تندرستی در عبادت و آسایش در زهد و دوری از دنیا و علم با عمل و پرهیزکاری از روی میانه روی ( نه به اندازه ای که به وسواس بد اندیشی و بدگمانی کشد.)

درس اخلاق

حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود: حضرت زین العابدین (علیه السلام) مسافرت نمی کرد مگر با رفقایی که او را نمی شناختند و با آنها شرط می کرد در کارهایی که پیش می آید اجازه دهند آن جناب هم خدمت کند. زمانی با دسته ای به سفر رفت. در بین راه مردی ایشان را شناخت به رفیقان گفت می شناسید این آقا کیست؟ جواب دادند نه. گفت: علی بن الحسین زین العابدین (علیه السلام) است. آنها حرکت کرده دست و پای آن حضرت را بوسیدند، عرض کردند: یابن رسول الله آیا با این عمل خیال داشتید برای همیشه ما را به آتش جهنم بسوزانی؟ چنانچه خدای ناخواسته جسارتی یا دست درازی یا زبان درازی نسبت به شما می کردیم، یابن رسول الله شما را چه بر این کار واداشت؟ آن جناب فرمود: من چندی پیش با عده ای که مرا می شناختند مسافرت کردم خدماتی به من می کردند به واسطه حضرت رسول خدا(ص) که سزاوار آن نبودم. ترسیدم شما هم مثل آنها بکنید(81).

21 - دعای آن حضرت هنگامی که پیش آمدی او را اندوهناک می نمود

و لا تایئسوا من روح الله(82)
و از رحمت بی منتهای خدا ناامید نباشید.
و بیدک، یا الهی، جمیع ذلک السبب و الیک امفر و المهرب فصل علی محمد و اله و اجر هربی و انجح مطلبی(83).
و همه آنها ( پناه دادن، آسوده ساختن و یاری نمودن) ای خدای من بدست تو است و فرار و گریز از (سختیها) بسوی تو است. پس بر محمد و آل او درود فرست و گریزم را پناه ده و خواسته ام را روا ساز.
و من یومننی منک و انت اخفتنی، و من یساعدنی و انت افردتنی و من یقوینی و انت اضعفتنی(84)؟
اگر بیمم دهی چه کسی مرا ایمنی دهد؟ و اگر تنهایم گذاری کیست که مرا یاری دهد؟ و اگر ناتوانم سازی چه کسی توانم دهد؟