فهرست کتاب


سجاده عشق (داستانهای برگزیده از صحیفه سجادیه)

یحیی نوری‏

نماز باران

در سال 1362 قمری کشور ایران در اشغال قوای متفقین بود و گروهی از سربازان انگلیسی و آمریکایی در محله خاک فرج قم اقامت داشتند. مدتی باران نیامده بود و مردم در سختی و مضیقه بی آبی قرار گرفته و آینده وخیمی را پیش بینی می کردند. بنابر درخواست مردم قرار شد آیت الله سید محمد تقی خوانساری نماز استسقاء (طلب باران) بخوانند تا خداوند باران رحمت خود را بر آنها نازل کند.
آن مرحوم با قریب بیست هزار نفر جمعیت شهر قم از روحانی و سایر طبقات مختلف در یکی از روزهای ماه مبارک رمضان با زبان روزه به طرف مصلی واقع در خاک فرج (نزدیک استقرار سربازان متفقین) حرکت می کنند در این هنگام چند نفر از کارمندان ایرانی که بهایی بوده و در پادگان متفقین نفوذ داشتند از فرصت استفاده نموده و به افسران متفقین گوشزد می کنند که اینک اهل شهر برای غارت و بیرون راندن شما حرکت نموده اند.
افسران هم به سربازان آماده باش می دهند و در حالی که لوله توپها را به طرف جمعیت و مسلسل ها را به دست گرفته بودند مقابل جمعیت می ایستند، ولی بر خلاف انتظار می بینند مردم با کمال نظم در مصلی به نماز ایستادند.
آیت الله خوانساری دو روز پی در پی به نماز استسقاء می روند. روز دوم با اینکه هیچگونه علائمی از نزول باران نبود و حتی عده ای از متفقین و بهائی های ایران به تمسخر پرداخته بودند، ناگهان بعد از نماز توده های ابر در آسمان پیدا و متراکم می شود و هنوز جمعیت به منازل خود نرسیده بودند که باران شدیدی می بارد و سیل خروشان در رودخانه جاری می گردد، و بلافاصله خبر آن از سوی خبرنگاران خارجی و سربازان متفقین به خارج مخابره و در رادیو و جراید آنها منتشر می شود، و بهائی های منافق شبانه پا به فرار می گذارند!(77)

20 - دعای آن حضرت برای درخواست اخلاق پسندیده

فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک.(78)
رحمت خدا ترا با خلق مهربان و خشخوی گردانید و اگر تندخوی و سخت دل بودی مردم از گرد تو پراکنده می شدند.
اللهم اسلک بی الطریقة المثلی، و اجعلنی علی ملتک اموت و احیی(79).
خدایا بهترین راه را پیش پایم بگذار و مرا بر آیین خوددار (دین حق ولایت و دوستی ائمه معصومین) و چنان گردان که بر دین تو (اسلام) بمیرم و (در قبر و قیامت) زنده گردم.
اللهم صل علی محمد و اله و ارزقنی صحة فی عبادة و فزاعا فی زهادة و علما فی استعمال و ورعا فی اجمال(80).
بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست و روزی من کن تندرستی در عبادت و آسایش در زهد و دوری از دنیا و علم با عمل و پرهیزکاری از روی میانه روی ( نه به اندازه ای که به وسواس بد اندیشی و بدگمانی کشد.)

درس اخلاق

حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود: حضرت زین العابدین (علیه السلام) مسافرت نمی کرد مگر با رفقایی که او را نمی شناختند و با آنها شرط می کرد در کارهایی که پیش می آید اجازه دهند آن جناب هم خدمت کند. زمانی با دسته ای به سفر رفت. در بین راه مردی ایشان را شناخت به رفیقان گفت می شناسید این آقا کیست؟ جواب دادند نه. گفت: علی بن الحسین زین العابدین (علیه السلام) است. آنها حرکت کرده دست و پای آن حضرت را بوسیدند، عرض کردند: یابن رسول الله آیا با این عمل خیال داشتید برای همیشه ما را به آتش جهنم بسوزانی؟ چنانچه خدای ناخواسته جسارتی یا دست درازی یا زبان درازی نسبت به شما می کردیم، یابن رسول الله شما را چه بر این کار واداشت؟ آن جناب فرمود: من چندی پیش با عده ای که مرا می شناختند مسافرت کردم خدماتی به من می کردند به واسطه حضرت رسول خدا(ص) که سزاوار آن نبودم. ترسیدم شما هم مثل آنها بکنید(81).