فهرست کتاب


سجاده عشق (داستانهای برگزیده از صحیفه سجادیه)

یحیی نوری‏

امام سجاد و جذامیها

در مدینه چند نفر بیمار جذامی بود. مردم با تنفر و وحشت از آنها دوری می کردند. این بیچارگان بیش از آن اندازه که جسما از بیماری خود رنج می بردند، روحا از تنفر و انزجار مردم رنج می کشیدند. و چون می دیدند دیگران از آنها تنفر دارند خودشان با هم نشست و برخاست می کردند.
یک روز هنگامی که دور هم نشسته بودند غذا می خوردند، علی بن الحسین زین العابدین (علیه السلام) از آنجا عبور کرد. آنها امام را به سر سفره خود دعوت کردند. امام معذرت خواست و فرمود: من روزه دارم، اگر روزه نمی داشتم پایین می آمدم، از شما تقاضا می کنم فلان روز مهمان من باشید.
این را گفت و رفت. امام در خانه دستور داد، غذای بسیار عالی و مطبوع پختند. مهمانان طبق وعده قبلی حاضر شدند. سفره ای محترمانه برایشان گسترده شد. آنها غذای خود را خوردند و امام هم در کنار همان سفره غذای خود را صرف کرد(60).

16 - دعای آن حضرت برای درخواست بخشش گناهان

و هو الذی یقبل التوبه عن عباده و یعفوا عن السیئات و یعلم ما تفعلون(61).
و اوست خدایی که توبه بندگانش را می پذیرد و گناهانشان را می بخشد و هر چه کنید می داند.
انا الذی او قرت اخطایا ظهره و انا افنت الذنوب عمره و انا الذی بجبهله عصاک و لم تکن اهلا منه لذاک(62).
منم آنکه خطاها پشتش را سنگین کرده، و منم آنکه گناهان عمرش را بسر رسانده عمر را در گناهان گذرانده و منم آنکه با نادانی اندیشه نکردن در پایان کار ترا نافرمانی کرده و حال آنکه تو شایسته نافرمانی او نبودی.
کل ذلک حیاء منک لسوء عملی و لذک خمد صوتی عن الجار الیک و کل لسانی عن مناجاتک(63).
همه اینها شرمندگی از تو است برای بدرفتاریم و از اینرو صدای تضرع و زاریم بدرگاهت گرفته و زبان راز و نیاز با تو کند گردیده است.

گذشت امام سجاد (علیه السلام )

شخصی پیش امام زین العابدین (علیه السلام) آمد و هر چه به دهنش آمد به آن بزرگوار ناسزا گفت ولی آن حضرت در جوابش چیزی نفرمود موقعی که آن شخص رفت، امام سجاد (علیه السلام) متوجه اهل مجلس شد و فرمود: شنیدید که این مرد به من چه گفت: اکنون من دوست دارم که همه با هم نزد او رویم و من جواب ناسزاهای او را بگویم.
حضار مجلس جواب دادند، مانعی ندارد، ما هم مایل بودیم که شما جواب او را می دادید، امام سجاد (علیه السلام) نعلین های خود را پوشید و حرکت کرده و در حال حرکت این آیه شریفه را تلاوت می فرمود:
و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین(64).
مرمان با تقوا آن افرادی هستند که غیظ و غضب خود را فرو می برند (و نسبت به خطای مردم) عفو و بخشش می کنند و خدا نیکوکاران را دوست می دارد.
وقتی آن حضرت این آیه را تلاوت فرمود، همراهان حضرت می گویند: ما فهمیدیم که آن بزرگوار به آن شخص بدگویی نخواهد کرد. همین که نزدیک منزل آن مرد رسیدیم، امام وی را صدا زد و فرمود: بگویید علی بن الحسین آمده، وقتی آن شخص دریافت که حضرت زین العابدین (علیه السلام) آمده گمان کرد آن بزرگوار در صدد انتقام است لذا خود را برای دفاع آماده نمود!
موقعی که چشم امام (علیه السلام) به وی افتاد فرمود: ای برادر تو نزد من آمدی و چنین گفتی، اگر آنچه به من گفتی درباره من صدق می کند، از خدا می خواهم مرا بیامرزد! اگر آنچه به من نسبت دادی در وجود من نباشد،خدا تو را بیامرزد! همین که آن شخص این سخنان را از امام (علیه السلام) شنید، دیدگان آن بزرگوار را بوسید و گفت، آنچه که من درباره شما گفتم در وجود تو نیست، بلکه من خودم به گفته هایم سزاوارترم(65).