فهرست کتاب


سجاده عشق (داستانهای برگزیده از صحیفه سجادیه)

یحیی نوری‏

15 - دعای آن حضرت هنگام بیماری

امن یجیب المضطری اذا دعاه و یکشف السوء(57).
یا کسی که دعای مضطری را اجابت می کند و گرفتاری را برطرف می سازد...
اللهم لک الحمد علی مالم ازل اتصرف فیه من سلامه بدنی، و لک الحمد علی ما احدثت بی من عله فی جسدی(58).
بار خدایا ترا سپاس بر تندرستی تن من که همیشه از آن برخودار بوده ام و ترا سپاس بر بیماری که (نیک) در بدنم پدید آورده ای.
فما ادری، یا الهی، ای الحالین احق بالشکرلک، و ای الوقتین اولی بالحمد لک(59).
ای خدا من! نمی دانم که کدامیک از این دو حال برای شکر به درگاهت سزاورتر است، و کدامیک از این دو وقت برای حمدت شایسته تر؟

امام سجاد و جذامیها

در مدینه چند نفر بیمار جذامی بود. مردم با تنفر و وحشت از آنها دوری می کردند. این بیچارگان بیش از آن اندازه که جسما از بیماری خود رنج می بردند، روحا از تنفر و انزجار مردم رنج می کشیدند. و چون می دیدند دیگران از آنها تنفر دارند خودشان با هم نشست و برخاست می کردند.
یک روز هنگامی که دور هم نشسته بودند غذا می خوردند، علی بن الحسین زین العابدین (علیه السلام) از آنجا عبور کرد. آنها امام را به سر سفره خود دعوت کردند. امام معذرت خواست و فرمود: من روزه دارم، اگر روزه نمی داشتم پایین می آمدم، از شما تقاضا می کنم فلان روز مهمان من باشید.
این را گفت و رفت. امام در خانه دستور داد، غذای بسیار عالی و مطبوع پختند. مهمانان طبق وعده قبلی حاضر شدند. سفره ای محترمانه برایشان گسترده شد. آنها غذای خود را خوردند و امام هم در کنار همان سفره غذای خود را صرف کرد(60).

16 - دعای آن حضرت برای درخواست بخشش گناهان

و هو الذی یقبل التوبه عن عباده و یعفوا عن السیئات و یعلم ما تفعلون(61).
و اوست خدایی که توبه بندگانش را می پذیرد و گناهانشان را می بخشد و هر چه کنید می داند.
انا الذی او قرت اخطایا ظهره و انا افنت الذنوب عمره و انا الذی بجبهله عصاک و لم تکن اهلا منه لذاک(62).
منم آنکه خطاها پشتش را سنگین کرده، و منم آنکه گناهان عمرش را بسر رسانده عمر را در گناهان گذرانده و منم آنکه با نادانی اندیشه نکردن در پایان کار ترا نافرمانی کرده و حال آنکه تو شایسته نافرمانی او نبودی.
کل ذلک حیاء منک لسوء عملی و لذک خمد صوتی عن الجار الیک و کل لسانی عن مناجاتک(63).
همه اینها شرمندگی از تو است برای بدرفتاریم و از اینرو صدای تضرع و زاریم بدرگاهت گرفته و زبان راز و نیاز با تو کند گردیده است.