فهرست کتاب


سجاده عشق (داستانهای برگزیده از صحیفه سجادیه)

یحیی نوری‏

امور حزن آور

مردی به حضور پیامبر (ص) شرفیاب شد و عرض کرد: من ثروتمند بودم، فقیر شدم و سالم بودم، بیمار شدم. نزد مردم محبوب بودم اکنون مورد خشم آنان هستم، بر دل آنها سبک بودم اکنون سنگینم، خوشحال بودم و اکنون اندوه و غم، زندگی مرا فرا گرفته است، زمین با آن همه وسعت بر من تنگ شده، در تمام روز دنبال رزق و روزی تلاش می کنم، چیزی که با آن رفع گرسنگی خود نمی یابم، گویی نام من در دفتر ارزاق، محو شده است؟!
پیامبر (ص) فرمود: ای شخص، تو گویا (میراث غمها)(26) را انجام می دهی؟ او پرسید: میراث غمها چیست؟
پیامبر (ص) فرمود: گویی تو نشسته عمامه خود را می بندی یا ایستاده شلوار می پوشی، یا با دندانت ناخن خود را می گیری، یا صورت خود را با لباست پاک می کنی، یا در آب راکد (غیر جاری) ادرار می کنی، یادمرو بر صورت می خوابی ؟!(27)

8 - پناه بردن به خدا

و اما ینزغنک من الشیطان نزغ فاستعذ بالله انه سمیع علیم(28).
و هرگاه وسوسه ای از شیطان به تو رسد، به خدا پناه بر، که او شنونده و داناست.
اللهم انی اعوذبک من هیجان الحرص، و سورة الغضب و غلبة الحسد، و ضعف الصبر(29).
بار خدایا به تو پناه می برم از حرص و آز و تندی غضب و خشم و تسلط حسد و رشک و سستی صبر و شکیبائی.
و مباهات المکثرین، و الازراء بالمقلین، و سوء الولایة لمن تحت ایدینا و ترک الشکر لمن اصطنع العارفة عندنا(30).
و پناه می برم به تو از به خود نازیدن ثروتمندان، و خوار شمردن فقرا و نیازمندان، و بدرفتاری با زیردستان (زن، فرزند، شاگرد، خدمتگزار، و پیران) و شکر بجا نیاوردن از کسی که به ما نیکویی کرده.

پناه به خدا از خصلتهای بد

مردی از امام سجاد (علیه السلام) سوال کرد که کدام عمل نزد خداوند بهتر است؟ آن حضرت فرمودند: هیچ عملی بعد از معرفت و شناختن خدا و رسولش، بهتر از بغض و دشمنی دنیا نیست و برای شعبه های بسیار از گناهان و نافرمانیهای خداست:
اول: تکبر، و نافرمان شیطان بود زمانی که مخالفت و گردن فرازی نمود و از کافران گردید.
دوم: حرص است، که نافرمان آدم و حوا بود زمانی که خداوند آنها را در بهشت آزاد قرار داد لیکن فرمود به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران می گردید. پس آدم و حوا چیزی را گرفتند که بدان محتاج نبودند. سپس این خصلت تا روز قیامت در اولاد آدم رخنه کرد.
سوم: حسد است، که نافرمان پسر آدم، قابیل، بود زمانی که به برادرش هابیل حسد برد و او را کشت و سپس از این نافرمانی و گناه، دوستی زنان و دوستی دنیا و دوستی ریاست و دوستی سخن چینی و دوستی مقام و ثروت (از راه حرام) منشعب و جدا گردید. و این هفت خصلت در دوستی دنیا جمعند.
از این رو پیغمبران و معصومین (علیه السلام) و جانشینان آنان، علما و دانشمندان دینی فرمودند دوستی دنیا سر منشا هر خطا و گناه است و سپس دنیا بر دو گونه است: دنیای رساننده و دنیای ملعون یعنی دنیایی که آدمی را به طاعت و بندگی خدا می رساند به قدر کفاف، که آن ممدوح و پسندیده است و دنیایی که بیش از مقدار کفاف و زیادتر از احتیاج است و آن مایه لعنت و دوری از رحمت خداوند است(31).