فهرست کتاب


سجاده عشق (داستانهای برگزیده از صحیفه سجادیه)

یحیی نوری‏

دعای خیر

شیخ جلیل محمد بن یعقوب کلینی از نوفلی نقل کرده که علی بن الحسین، امام سجاد (علیه السلام) فرمود: حضرت رسول (صلی الله علیه و اله) در بیابان به شتربانی گذشتند و مقداری شیر از او تقاضا کردند. در پاسخ گفت آن چه در سینه شتران است اختصاص به صبحانه اهل قبیله دارد و آنچه در ظرف دوشیده ام شامگاه از آن استفاده می کنند. پیامبر اکرم (ص) دعا کردند خداوندا! مال و فرزندان این مرد را زیاد کن. از او گذشته در راه به ساربان دیگری برخوردند. از او هم خواست مقداری شیر بدهد. ساربان سینه شتران را دوشیده، محتوی ظرفهای خود را در میان ظرفهای پیغمبر (صلی الله علیه و اله) ریخت و یک گوسفند نیز اضافه بر شیر تقدیم نموده، عرض کرد فعلا همین مقدار شیر پیش من بود چنانچه اجازه دهید بیش از این تهیه و تقدیم کنم. پیغمبر (صلی الله علیه و اله) دست خویش را بلند کرده و گفتند: خداوندا! به اندازه کفایت به این ساربان عنایت کن. همراهان عرض کردند: یا رسول خدا، آنکه درخواست شما را رد می کند برایش دعایی کردی که ما همه آن دعا را دوست داریم ولی برای کسی که حاجت شما را برآورد از خداوند چیزی خواستید که ما دوست نداریم.
فرمودند: ما قل و کفی خیر مما کثر و الهی . مقدار کمی که کافی باشد در زندگی بهتر از ثروت زیادی است که انسان را به خود مشغول کند. و فرمود: اللهم ارزق محمدا و آل محمد الکفاف. خدایا! به محمد و ال او به مقدار کفایت لطف فرما(8).

3- درود برجمله (نگاهدارندگان) عرش

و تری الملائکه حافین من حول العرش یسبحون بحمد ربهم و قضی بینهم بالحق و قیل الحمدلله رب العالمین.
(در آن روز) فرشتگان را می بینی که بر گرد عرش خدا حلقه زده اند و با ستایش پروردگارشان تسبیح می گویند و در میان بندگان به حق داوری می شود و (سرانجام) خواهد شد: حمد مخصوص پروردگار جهانیان است(9).
و مشیعی الثلج و البرد، و الهابطین مع قطر المطر اذا نزل، و القوم علی خزائن الریاح، و الموکلین بالجبال فلا تزول(10).
و بر فرشتگانی که همراه برف و تگرگند و فرشتگانی که با دانه های باران فرود می آیند، و فرشتگانی که بر خزانه های بادها زمامدارانند، و فرشتگانی که بر کوهها گماشته اند تا از هم نپاشند (درود فرست).
و سکان الهواء و الارض و الماء و من منهم علی الخلق(11).
و بر فرشتگانی که در هوا و زمین و آب ساکنند، و بر آنانی که بر خلق (همه آفریده شدگان در آسمان و زمین) گماشته شده اند (نیز درود فرست). (روایت شده، خدا چیزی را نیافریده جز آنکه فرشته ای برای آن گماشته شده).

سه برخورد پیامبر (صلی الله علیه و اله) در شب معراج

پیامبر که در شب معراج به همراه جبرئیل به سوی آسمانها سیر می کردند، در راه پیری را دیدند، از جبرئیل پرسیدند: این کیست؟ جبرئیل عرض کرد: ای محمد به سیر خود ادامه بده.
در ادامه سیر، پیامبر دید در کنار راه شخصی او را به سوی خود دعوت می کند و می گوید: بیا به سوی من ای محمد.
پیامبر به راه ادامه داد، تا اینکه دید جماعتی به پیش آمدند و گفتند: سلام بر تو ای نخستین و ای آخرین (انسان بزرگ).
جبرئیل به پیامبر عرض کرد: جواب سلام آنها را بده. سپس جبرئیل گفت:آن پیر دنیا است، و دلیل آنست که جز وقت اندکی از دنیا نمانده است، اگر به او توجه می کردی، امت تو دنیا را می گزیدند (و آخرت را فراموش می نمودند.) و آن دعوت کننده ابلیس بود، که تو را به سوی خود می خواند.. آن جماعت که سلام کردند، ابراهیم و موسی و عیسی (علیه السلام) بودند(12)