فهرست کتاب


سجاده عشق (داستانهای برگزیده از صحیفه سجادیه)

یحیی نوری‏

1 - ستایش نمودن خدای عزوجل

و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون(2) .
و ما خلق نکردیم جن و انسان را مگر برای عبادت (شناخت).
1 -الحمدلله الاول بلا اول کان قبله، و الاخر بلا اخر یکون بعده(3)
سپاس خدای را که اول است و پیش از او اولی نبوده (مبدا هر موجود است) و آخر است و پس از او آخری نباشد (مرجع همه اشیاء است).
2- فالهاک منا من هلک علیه، والسعید منا من رغب الیه(4) .
پس بد بخت (زیانکار و شایسته عذاب) از ما کسی است که او را نافرمانی کند، و نیکبخت از ما کسی است که به او رو می آورد و از دستورات او پیروی کند.

2 - درود بر محمد و آل محمد

ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما(5).
همانا خدا و ملائکه (فرشتگان) به روان پاک پیغمبر درود می فرستند. شما هم ای ایمان بر او صلوات و درود فرستید و کاملا تسلیم (فرمان او) باشید.
و الحمدلله الذی من علینا بمحمد نبیه، صلی الله علیه و اله، دون الامم الماضیه و القرون السالفه، بقدرته التی لا تعجز عن شی ء و ان عظم، و لا یفوتها شی ء و ان لطف (6).
و سپاس خدای را که به محمد، پیغمبرش( صلی الله علیه و اله) بر ما منت نهاد (او را به ما ارزانی داشت) منتی که امتهای گذشته و مردم پیش از ما از آن بی بهره بودند به قدرت و توانایی که از چیزی هر چند بزرگ باشد ناتوان نیست و چیزی از آن نمی دهد اگر چه خرد باشد.
اللهم فصل علی محمد امینک علی و حیک، و نجیبک من خلقک، و صفیک من عبادک، امام الرحمه، و قائد الخیر، و مفتاح البرکه(7).
بار خدایا درود فرست بر محمد (صلی الله علیه و اله) که بر وحی و پیغام تو درستکار بود و برگزیده تو از آفریدگانت. و دوست تو از بندگانت، و پیشوای رحمت و مهربانی و پشاهنگ خیر و نیکی و کلید برکت (افزونی نیک بختی) است.

دعای خیر

شیخ جلیل محمد بن یعقوب کلینی از نوفلی نقل کرده که علی بن الحسین، امام سجاد (علیه السلام) فرمود: حضرت رسول (صلی الله علیه و اله) در بیابان به شتربانی گذشتند و مقداری شیر از او تقاضا کردند. در پاسخ گفت آن چه در سینه شتران است اختصاص به صبحانه اهل قبیله دارد و آنچه در ظرف دوشیده ام شامگاه از آن استفاده می کنند. پیامبر اکرم (ص) دعا کردند خداوندا! مال و فرزندان این مرد را زیاد کن. از او گذشته در راه به ساربان دیگری برخوردند. از او هم خواست مقداری شیر بدهد. ساربان سینه شتران را دوشیده، محتوی ظرفهای خود را در میان ظرفهای پیغمبر (صلی الله علیه و اله) ریخت و یک گوسفند نیز اضافه بر شیر تقدیم نموده، عرض کرد فعلا همین مقدار شیر پیش من بود چنانچه اجازه دهید بیش از این تهیه و تقدیم کنم. پیغمبر (صلی الله علیه و اله) دست خویش را بلند کرده و گفتند: خداوندا! به اندازه کفایت به این ساربان عنایت کن. همراهان عرض کردند: یا رسول خدا، آنکه درخواست شما را رد می کند برایش دعایی کردی که ما همه آن دعا را دوست داریم ولی برای کسی که حاجت شما را برآورد از خداوند چیزی خواستید که ما دوست نداریم.
فرمودند: ما قل و کفی خیر مما کثر و الهی . مقدار کمی که کافی باشد در زندگی بهتر از ثروت زیادی است که انسان را به خود مشغول کند. و فرمود: اللهم ارزق محمدا و آل محمد الکفاف. خدایا! به محمد و ال او به مقدار کفایت لطف فرما(8).