سجاده عشق (داستانهای برگزیده از صحیفه سجادیه)

نویسنده : یحیی نوری

چرا سجاده عشق؟

این اثر ناچیز را به فرزندم سجاد و به همه کسانی که عبادت را وسیله ای جهت ایصال به مطلوب قرار داده و در برابر یگانه پروردگار عالم بسیار سجده می کنند، تقدیم می دارم. یحیحی نوری مورخ 12/2/1378
سجاده، در حقیت کلاس درسی است که انسانها برای تحقیق اهداف زندگی، و شناخت خود و خدا، پرواز به ملکوت را در آن آموزش می بینند.
عشق، بالاترین مرتبه معنویت است که عاشق در این راه خود را فراموش کرده و هر چه می بیند، از دریچه چشم معشوق است و امام سجاد (علیه السلام) این چنین بود.
او زینت عبادت کنندگان بود. شاهد خاک سرخ کربلا، او باید بیمار شود تا خورشید فروزان ولایت خاموش نشود، و زمین، وارث حسین(ع) را برای حفظ هدایت مسلمین در خود داشته باشد. او از بستر خود می بیند: تنهایی پدرش را، ناله زینب را، حنجر بریده علی اصغر را، عموی بی دست، سر یاران پدر، و آتش خیمه ها را، اما به سجده می افتد. و می گوید: شکرالله خدایا ترا سپاس. او عاشق است و در برابر معشوق پیشانی بر خاک می نهد و نماز را بر سجاده عشق می گذارد.
در پیچ و خم جاده زندگی بشر، و در بر هوت انسانیت، تنها نور قرآن و شعشه معصومین (علیه السلام) راه را بر انسان مشتاق می نمایاند.
منت خدایی را که این موهبت را به ما ارزانی داشت تا ذره ای ادای دین نموده تا در راه نشر حقایق انسانی گام بر داریم.
در این مسیر دست نیاز به صحیفه پیشوای ساجدان دراز کرده و چراغ راه می طلبیم، تا با صیقل روح و روان از قافله عشاق جانمانیم. این اثر جرعه ایست از دریای بی کران عشق.
التماس دعا یحیی نوری

داستان ابراهیم و موانع دعا

روزی ابراهیم از بازارهای بصره عبور می کرد. مردم اطرافش را گرفته و گفتند: ابراهیم! خداوند در قرآن مجید فرموده:
ادعونی استجب لکم (مرا بخوانید جواب شما را می دهم).
ما او را می خوانیم ولی دعای ما مستجاب نمی شود. ابراهیم گفت: علتش آنست که دلهای شما به واسطه ده چیز مرده است.( دعایتان صفایی ندارد و دلها پاک و بی آلایش نیست) پرسیدند آن ده امر چیست؟ گفت: اول آن که خدا را شناختید ولی حقش را ادا ننمودید. دوم - قرآن را تلاوت کردید ولی به آن عمل نکردید. سوم - ادعای محبت با پیامبر (ص) نمودید ولی با اولادش دشمنی کردید. چهارم - ادعا کردید با شیطان عداوت داریم ولی در عمل با او موافقت نمودید.
پنجم - می گویید به بهشت علاقمندیم اما برای وارد شدن در بهشت کاری انجام نمی دهید. ششم - گفتم از آتش جهنم می ترسیم ولی بدنهای خود را در آن افکندید. هفتم - به عیب گویی مردم مشغول شدید و از عیوب خود غافل ماندید. هشتم - گفتید دنیا را دوست نداریم و ادعای بغض آن را نمودید ولی با حرص جمعش می کنید. نهم - اقرار به مرگ دارید ولی خویشتن را برای آن مهیا نمی کنید. دهم - مردگان را دفن نمودید. اما از آنها عبرت و پند نگرفتید.
این علل ده گانه که باعث مستجاب نشدن دعای شما می شود(1).

1 - ستایش نمودن خدای عزوجل

و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون(2) .
و ما خلق نکردیم جن و انسان را مگر برای عبادت (شناخت).
1 -الحمدلله الاول بلا اول کان قبله، و الاخر بلا اخر یکون بعده(3)
سپاس خدای را که اول است و پیش از او اولی نبوده (مبدا هر موجود است) و آخر است و پس از او آخری نباشد (مرجع همه اشیاء است).
2- فالهاک منا من هلک علیه، والسعید منا من رغب الیه(4) .
پس بد بخت (زیانکار و شایسته عذاب) از ما کسی است که او را نافرمانی کند، و نیکبخت از ما کسی است که به او رو می آورد و از دستورات او پیروی کند.