راه سبز (احکام ویژه پسران)

نویسنده : ستاد اقامه نماز

19- مرحبا به این جوان

به روزگار جوانی خوش است کوشیدن - چرا که خوشتر از این، وقت و روزگاری نیست(197)
هنوز نفس صبح بر نیامده بود. کوچه های یثرب ساکت و خاموش در انتظار گامهای مردانی نشسته بودند که هر روز زود هنگام از آنجا می گذشتند و برای تلاش و کار به صحرا و باغ می رفتند.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حلقه یارانش چون ماه می درخشید که نگاهش به جوانی افتاد که سخت مشغول کار بود.
کم کم همه نگاه ها به آن نقطه دوخته شد.
چه جوان سخت کوشی! ولی حیف که نیرویش را هدر می دهد، کاش توانمندی هایش را در راه خدا به کار می گرفت!
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با شنیدن این سخنان نگاهش را از جوان برداشت و با لحنی مهربان و حکمت آموز گفت:
نه، این گونه داوری نکنید!
این جوان، اگر برای خود، کار می کند تا نزد دیگران دست نیاز دراز نکند، این، در راه خداست، اگر برای پدر و مادر ناتوان خود و یا خانواده ای بی بضاعت کار می کند، باز هم در راه خداست، البته اگر برای فخر فروشی و مال اندوزی فعالیت می کند، این، در راه شیطان است.(198)
شایسته است ما جوانان در ایام فراغت از تحصیل، به کار و تلاش در زمینه های گوناگون اقتصادی بپردازیم تا هم به جامعه و خانواده خدمت کنیم و هم هزینه های جاری خود را تا اندازه ای تأمین کنیم. این گونه کارها بر شرافت ما می افزاید و از عبادتهای بزرگ به حساب می آید.
شرکت در مجالس و محافل
پیامبر و امامان معصوم (علیهم السلام) از همه، به ویژه از جوانان، می خواهند که بر سر راه مردم بی جهت گرد هم نیایند و اگر برای ضرورتی می ایستند، چشم خود را از ناموس مردم حفظ کنند.
یکی از بهترین کارها در ایام فراغت، شرکت در مجالس و محافل مذهبی است. مجالسی که به یاد اهل بیت (علیه السلام) تشکیل می شود و مجالس و محافل قرآنی.
پیامبر فرمود:
هر گروهی که در مجالس قرآنی مساجد شرکت کنند، به یقین آرامش بر آنها نازل می شود، رحمت الهی آنها را در بر می گیرد و خداوند از آنها در نزد مقربان خود به نیکی یاد می کند.(199)
در کنار اینها، مجالس و محافلی تشکیل می شود که باید به شدت از آنها بپرهیزیم؛ مجالس گناه و معصیت، مجالسی که از یاد و نام خدا و اهل بیت (علیهم السلام) خبری نیست، به دین و مقدسات دینی اهانت می شود، و عفت عمومی در آنها مراعات نمی گردد.
به چند استفتاء از مقام معظم رهبری در این باره توجه فرمایید:
خانه های موسیقی
طبق برنامه ریزی اعلام شده، بنابراین است که خانه های موسیقی و هنرستانهایی در این رابطه در شهرستانها تشکیل شود که با عکس العمل مردم مواجه شده است نظر حضرتعالی در رابطه با رواج موسیقی چیست؟
- آموزش موسیقی و ترویج آن برای نوجوانان با اهداف نظام جمهوری اسلامی سازگار نیست.(200)
مجالس و محافل غیر متخصصان دینی
برخی که در مسائل دینی و احکام شرعی متخصص و صاحب نظر نیستند مجالسی تشکیل می دهند و در این باره اظهار نظر می کنند، شایسته است که در این مجالس و محافل شرکت نکنیم چه بسا سخنان آنان در ما تأثیر بگذارد و ما را نسبت به دین سست کند.
مقام معظم رهبری به این افراد می فرمایند:
اظهار نظر در مسائل دینی و احکام شرعی بر کسانی که صاحب نظر نیستند جایز نیست، و بر مؤمنین واجب است در تمام احکام دینی به مراجع بزرگوار تقلید و اسلام شناسان مورد وثوق و اعتماد مراجعه نمایند.(201)
مطالعه آزاد
اسلام، همانگونه که غذای مادی را برای رشد و نمو بدن لازم می داند و با تأکید فراوان از ما می خواهد که از چیزهای حرام، نجس و آلوده پرهیز کنیم، همینطور غذای فکری و علمی را برای روح و روان ما لازم می داند و با تأکید بیشتر از ما می خواهد که از غذاهای فکری و علمی آلوده بپرهیزیم.
بنابراین ما که می خواهیم قسمتی از ایام فراغت خود را با مطالعه کتابهای غیر درسی، مجله ها و روزنامه ها سپری کنیم باید نسبت به انتخاب مطالب، حساسیت داشته باشیم.
مطالبی را انتخاب کنیم که نسبت به نویسندگان آنها مطمئن هستیم اما نسبت به مطالبی که به گونه ای است که عقاید ما را سست می کنند و یا اخلاق ما را فاسد می کنند و یا ما را از تسلیم در برابر احکام و تعالیم نورانی اسلام دور می کنند بپرهیزیم.
امام جواد (علیه السلام) می فرمایند:
هر کس به گوینده ای گوش فرا می دهد (و یا مطالب نویسنده ای را مطالعه می کند) در واقع او را می پرستد، بنابراین اگر گوینده از خدا می گوید او نیز به پرستش خدا مشغول است و اگر از زبان ابلیس می گوید او نیز به پرستش ابلیس مشغول است.(202)
بنابراین باید از مطالعه مطالب باطل و گمراه کننده خودداری کنیم. تنها کسانی مجازند این مطالب را مطالعه کنند که غرض صحیح و عاقلانه ای داشته باشند مثلاً:
1. قصد پاسخگویی به آنها را داشته باشند.
2. صلاحیت این کار را داشته باشند.
3. از تقوای لازم برخوردار باشند تا گمراه نشوند.
بنابراین کسانی که اطلاعات سرشار از دین ندارند و یا از تقوای لازم بهره مند نیستند مطالعه این مطالب برای آنها مضر است و باید از خرید، نگهداری و حفظ این مطالب خودداری کنند.(203)
میهمانی و دید و بازدیدها
بخشی از ایام فراغت ما با شرکت در میهمانی ها و دید و بازدیدها سپری می شود.
نکته مهمی که در این مورد باید فرادید ما جوانان باشد این است که چشم خود را از نگاه به نامحرمان و زیبایی های آنان حفظ کنیم.
شاید تاکنون دیده باشید که برخی نسبت به غریبه ها خود را حفظ می کنند ولی نسبت به اقوام و خویشان نزدیک خود، اصلاً مراعات نمی کنند فکر می کنند آنها محرم او هستند.
این کار، اشتباه و از فرهنگ ناب اسلامی به دور است.
توجه داشته باشیم افرادی چون زن دایی و دختر دایی، زن عمو و دختر عمو، دختر خاله، دختر عمه، و زن برادر نسبت به ما نامحرم هستند و با سایر نامحرمان تفاوتی ندارند.
و چون ازدواج کردیم باید بدانیم که خواهر زن و دختر او برای ما محرم نیستند.

20- دردی جانکاه

روز جوانی آن که به مستی تباه کرد - پیرانه سر شناخت که بخت جوان نداشت
آگه چگونه گشت ز سود و زیان خویش - سودا گری که فکرت سود و زیان نداشت(204)
بچه ها روز به روز بیشتر به من حساس می شدند؛ چون دیگر منوچهر همیشگی نبودم، دیگر هیچ کس از درس و انضباط من تعریف و تمجید نمی کرد. بیشتر اوقات موهایم ژولیده بود و لباسهایم کثیف و نامرتب. کم کم دوستان خوب و صمیمی ام دور و برم را خالی می کردند. خودم هم علاقه ای به صحبت با آنان نداشتم حتی سعی می کردم از خواهران و برادران و اقوام نزدیک هم فاصله بگیرم.
اغلب اوقات پدر و مادرم به رفت و آمدهای نامرتب من مشکوک می شدند. بعضی وقتها مادرم که می خواست لباسهایم را بشوید آنها را بو می کرد و سری تکان می داد. از آن پس لباسهایم را از آنها مخفی می کردم.
تا می توانستم سعی می کردم حالت خواب آلودگی و چرت های بی موقعی را که به سراغم می آمد از دیگران پنهان کنم. ترجیح می دادم هنگام استراحت درب اتاقم را قفل کنم تا کسی بی خبر بر من وارد نشود.
کمتر کسی لبخند به چهره ام می دید. بعضی وقتها گوشه ای ساکت می نشستم، بعضی مواقع هم حرف های بی جا و بی ربط می زدم. دروغگویی مشخصه من شده بود. دیگر به عهد و پیمانهایم پای بند نبودم.
اشتهایم به غذا کم و کمتر می شد، اندامم لاغر و رنگم زرد و لبهایم سیاه می شد. از کارهای سنگین و جسمانی تا می توانستم فرار می کردم.
همیشه وقتی آن شب را به خاطر می آورم تا می توانم سیامک را لعن و نفرین می کنم. آن شب تازه از کتابخانه محله مان به خانه بر می گشتم که با موتور جلو آمد و با آغوش باز مرا در بغل گرفت.
پیش از این هم بارها به من اظهار محبت کرده بود ولی چون به او مشکوک بودم به او اعتنایی نمی کردم. اهل درس و پاکدامنی نبود.
نمی دانم چرا این بار وقتی به من گفت: این همه درس که تو می خوانی اگر در کنارش تفریح و استراحت نباشد مغزت از کار می افتد، بیا برویم چند دقیقه ای منزل ما و با دوستان دیگر در کنار هم شاد باشیم؛ ناخودآگاه پذیرفتم و رفتم.
در بین راه از رفتار نامناسبی که از او دیدم بارها می خواستم بگویم: سیامک دستت درد نکند من امشب کار دارم مرا به خانه خودمان ببر. ولی باز هم چیزی نگفتم.
وقتی در جمع دوستان او وارد شدیم چنان با سلام و احترام مرا تحویل گرفتند که همه چیز را به فراموشی سپردم آن شب گاهی نوار ترانه ای می گذاشتند بارها اخمهایم را در هم کشیدم و خواستم از آنجا بروم ولی باز منصرف شدم.
آن شب پذیرایی مفصلی از من کردند، سیامک یک مجله ای که تصاویر رنگی از بانوان بی حجاب و بد حجاب در آن بود به من داد و با تبسم گفت:
هر وقت از مطالعه خسته شدی این را باز کن و با خواندن و تماشای آن خستگی را از تنت بیرون کن
آن شب بارها بوهای مشکوکی به مشامم رسید. بعدها که با همه چیز از تریاک و حشیش و مرفین آشنا شدم فهمیدم آن شب آنجا چه خبر بوده است.
کم کم با احسان هایی که به من می کردند، پایم به مجالس شب نشینی باز شد. روز به روز زشتی خیلی چیزها از چشمانم افتاد.
حالا که چشم باز کرده ام می بینم با منوچهر همیشگی فرسنگ ها راه دارم. زندگیم چون درخت سرسبزی است که کم کم خشک می شود، آتش می گیرد و دود می شود، و من به تماشای آن سوختن نشسته ام...!

علاج واقعه، قبل از وقوع

اسلام تمام راههایی را که به گونه ای آبرو و حیثیت آدمی را به مخاطره می اندازد، بسته است و به ما تأکید کرده است که:
و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکة.(205)
و خود را به دست خود به هلاکت میفکنید.
اسلام به حساسیت دوران جوانی و عطش دوست یابی کاملاً واقف است و کوشیده است روح شرافت و بزرگواری جوانان را شکوفا کرده و آنها را به شخصیت والای انسانی الهی برساند.
از آنجا که روح آدمی به ویژه جوان، لطیف و رنگ پذیر است، اسلام از هر گونه ارتباط با آدم های نا اهل ما را پرهیز داده است.
حضرت علی (علیه السلام) می فرماید:
از دوستی و همنشینی کسی که رأی و نظری سست و نادرست دارد و کردارش مورد اعتراض و انکار است بپرهیز؛ زیرا شخصیت و اعتبار هر کسی با همنشین او رقم می خورد.(206)
مکن با بدآموز هرگز درنگ - که انگور گیرد ز انگور رنگ(207)
اسلام می کوشد جوان را به گونه ای نیرومند و با شخصیت تربیت کند که در مقابل تمام کسانی که او را به مخالفت خدا و بزهکاری دعوت می کنند پاسخ منفی بدهد.
رد کردن تعارف دوستان ناباب و قطع رابطه با آنان هرگز نشانه خشونت و دور بودن از اجتماع نیست عاقل از آتش دور می شود، از گزنده می گریزد ولی در کنار سبزه و گل می آرمد. اصلاً پرهیز و کناره گیری از دوستان ناباب، بزرگترین شاخصه یک جوان معتدل و اجتماعی است.
تحقیقات می گوید 62 درصد از معتادان اعتراف کرده اند که دوستان ناباب آنها را به اعتیاد کشانده اند.(208)
انس بیشتر جوانان با دین، قرآن و شرکت در مجالس مذهبی، آنان را در برابر این خطرها بیمه خواهد کرد.
اعتیاد از نگاه بزرگان دین
در حرمت اعتیاد به مواد مخدر هیچ شکی نیست. استاد شهید مرتضی مطهری می فرماید:
ما به حکم این که می دانیم چیزی که برای بشر زیان آور است، از نظر شرع حرام است، حکم می کنیم که اعتیاد به تریاک حرام است.(209)
حضرت آیة الله العظمی بروجردی می نویسند:
همیشه نوشته ام لازم است مسلمین و همه عاقلان خود را از دست این سم های کشنده نجات دهند.(210)
بزرگترین مدافع اسلام و حامی نسل جوان حضرت امام خمینی قدس سره می فرماید:
تریاک آوردن و پخش کردن بین مردم، هروئین آوردن و پخش کردن بین جوانهای ما، ملت ما را از بین خواهد برد، اینها خودشان قبل از اینکه آن عذاب الهی برایشان بیاید، قبل از آنکه شلاق الهی به آنها بخورد، خودشان ملاحظه بکنند و نکنند. ترک کنند این را. این جنایت است، این کشیدن جوانهای برومند ماست به از بین رفتن، این فساد نسل است...(211)
و این کلام حکیمانه و واقع بینانه از مقام معظم رهبری (دام ظله) است که می فرماید:
غرق کردن نسل جوان در فسادهای گوناگون و اعتیاد به مواد مخدر و سکر آور یک سیاست پیاده شده استعمار و استکبار است.(212)
تدابیر حکیمانه دولت
دولت جمهوری اسلامی به منظور جلوگیری از تباهی جامعه و به ویژه نسل جوان بر اساس قوانین جاری، اعمال ذیل را جرم محسوب کرده و مرتکبین به آن را مورد پیگرد قانونی قرار می دهد:
1. کشت خشخاش مطلقاً.
2. تولید، توزیع، حمل، نگهداری، صادر کردن و خرید و فروش مواد مخدر.
3. دایر نمودن یا همکاری در اداره کردن اماکن استعمار مواد مخدر.
4. استعمال مواد مخدر به هر شکل و طریق ممکن.
5. تولید ابزار و ادوات مربوط به تولید، قاچاق یا استعمال مواد مخدر.
6. فراری دادن یا پناه دادن متهمان و مجرمان مواد مخدر که تحت تعقیب هستند و یا دستگیر شده اند.
7. محو و یا اختفاء ادله جرم مجرمین.(213)