راه سبز (احکام ویژه پسران)

نویسنده : ستاد اقامه نماز

18- دیگر هرگز

ان هذا الدین لمتین.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: این دین (اسلام)، سنگین و با متانت است.(186)
سپیده، دمیده بود و صبح چهره می گشود. گنجشکان از آشیان های خود به فضای باز و شفاف شهر بال می گشودند. آفتاب از پشت شاخه های نخل ها نمایان می شد.
لباسهایم را به تن پوشاندم، ردایم را بر گرفتم و آرام آرام از کوچه پس کوچه های شهر به راه افتادم. آفتاب همه جا فراگستر شده بود که به آنجا رسیدم.
دیگر قلبم بیشتر می تپید، لبهایم خشکیده بود، و چشمانم از حدقه بیرون می آمد.
نکند دق الباب کنم و در بزنم و مرا به حضور خود نپذیرد.
در که باز شد قلبم فرو ریخت، نگاهم را زیر انداختم و به همه اهل مجلس سلام کردم.
امام صادق (علیه السلام) با تبسم مرا به حضور پذیرفت.
در بین حاضران در مجلس نشستم. دلم شور می زد، می دانستم گناهکارم. چه شب ها و روزهایی که به لهو و لعب و بیهودگی و هرزگی عمرم را تباه کرده بودم؛ از موسیقی حرام اجتناب نمی کردم و به خوانندگان و نوازندگان بی بند و بار گوش فرا می دادم.
زیر چشم به چهره تابناک جانشین پیامبر می نگریستم،
چهره اش چنان می نمود که از کارهای من باخبر است.
و سر انجام لبهایش چون صدف گشوده شد و مرواریدهای رخشان کلامش را به جمعیت نثار کرد.
خوانندگی و نوازندگی !
از این کارها خود را دور نگه دارید!
از گفتار باطل بپرهیزید!
و این سخنان را تکرار کرد و تکرار کرد.
کم کم فهمیدم قلب مرا هدف گرفته است و گویی به من می گوید:
محمد بن عمرو! با شما هستم!
مجلس بر من تنگ آمد، آرزو کردم: ای کاش زمین دهان باز می کرد و مرا فرو می برد، چرا قلب و روانم را به گناه و حرام آلودم!(187)
خوانندگی و نوازندگی
گاهی صدا و آواز به گونه ای است که اسلام آن را حرام و ممنوع دانسته است، و آن در جایی است که دو ویژگی را دارا است:
1. طرب انگیز است، یعنی حالتی سبک به آدمی دست می دهد که از یاد خدا دور و به گناه متمایل می شود. گاهی نیز آدمی را به گریه یا خنده بی اراده وا می دارد.
2. متناسب با مجالس لهو و لعب و همراه با آلات و ادوات موسیقی است که خوشگذرانان و شهوترانان به پا می کنند.(188)
در استفتائاتی که از مقام معظم رهبری شده است این نکته ها می درخشند:
1. گوش دادن به نوار خوانندگی یا نوازندگی لهوی مطرب که مخصوص مجالس لهو و لعب باشد، جایز نیست.(189)
2. خرید و فروش و تبلیغ و تکثیر نوارهای ترانه مبتذل و فساد انگیز جایز نیست.(190)
3. پخش موسیقی در رادیو و تلویزیون دلیل بر حلال بودن آن نیست.(191)
ایشان به مسئولان فرهنگی با تأکید فراوان می فرماید:
آموزش موسیقی و نوازندگی به نونهالان و نوجوانان موجب انحراف آنان و ترتب مفاسد است. و جایز نیست و بطور کلی ترویج موسیقی با اهداف عالیه اسلامی منافات دارد.
مسئولین فرهنگی مجاز نیستند سلیقه های شخصی خود را به اسم نشر فرهنگ و معارف در آموزش و پرورش نوجوانان به کار گیرند.(192)
بنابراین باید بکوشیم روح لطیف و زیبا پسند خود را که خواهان شنیدن نغمه های خوش و آواها و نواهای دل انگیز است از آلوده شدن به گناهان و حرامها دور نگه داریم و موسیقی لهوی را با غیر لهوی اشتباه نگریم.
لباس و آرایش
اسلام با تمیزی، نظافت و بهداشت مخالف نیست. جوان نباید ژولیده و به هم ریخته باشد. اما نباید هم به گونه ای خود را آراسته کند که خود و دیگران را به گناه و شهوت متمایل کند.
جوان مسلمان، فرهنگ غنی و سرشاری دارد. زیبنده او نیست که در انتخاب لباس و آرایش از فرهنگ بیگانگان تقلید کند و خود را به شکل آنان در آورد.
بنابراین در انتخاب لباس، این معیارها را فرادید خود قرار دهیم:
1. نوع رنگ و مدل لباس ما، مفسده انگیز نباشد.
2. نوع رنگ و مدل لباس ما، تبلیغ و ترویج فرهنگ بیگانه نباشد.(193)
3. مرز خود را با بانوان حفظ کنیم و از پوشیدن لباس حریر و طلا باف بپرهیزیم(194) چون حرام است.
توجه داشته باشیم که نباید خود را به طلا بیاراییم.(195) که استفاده از آن برای مردان حرام است و نیز بکوشیم در آراستن موی سر و صورت از مدلهای بیگانگان استفاده نکنیم و این نکته را هم به خاطر بسپاریم که:
تراشیدن تمام یا قسمتی از موی صورت، بنابر احتیاط واجب، حرام است. ولی اصلاح آن و تراشیدن اطراف آن (مثلاً گونه ها و زیر گلو) اشکال ندارد.(196)

19- مرحبا به این جوان

به روزگار جوانی خوش است کوشیدن - چرا که خوشتر از این، وقت و روزگاری نیست(197)
هنوز نفس صبح بر نیامده بود. کوچه های یثرب ساکت و خاموش در انتظار گامهای مردانی نشسته بودند که هر روز زود هنگام از آنجا می گذشتند و برای تلاش و کار به صحرا و باغ می رفتند.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حلقه یارانش چون ماه می درخشید که نگاهش به جوانی افتاد که سخت مشغول کار بود.
کم کم همه نگاه ها به آن نقطه دوخته شد.
چه جوان سخت کوشی! ولی حیف که نیرویش را هدر می دهد، کاش توانمندی هایش را در راه خدا به کار می گرفت!
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با شنیدن این سخنان نگاهش را از جوان برداشت و با لحنی مهربان و حکمت آموز گفت:
نه، این گونه داوری نکنید!
این جوان، اگر برای خود، کار می کند تا نزد دیگران دست نیاز دراز نکند، این، در راه خداست، اگر برای پدر و مادر ناتوان خود و یا خانواده ای بی بضاعت کار می کند، باز هم در راه خداست، البته اگر برای فخر فروشی و مال اندوزی فعالیت می کند، این، در راه شیطان است.(198)
شایسته است ما جوانان در ایام فراغت از تحصیل، به کار و تلاش در زمینه های گوناگون اقتصادی بپردازیم تا هم به جامعه و خانواده خدمت کنیم و هم هزینه های جاری خود را تا اندازه ای تأمین کنیم. این گونه کارها بر شرافت ما می افزاید و از عبادتهای بزرگ به حساب می آید.
شرکت در مجالس و محافل
پیامبر و امامان معصوم (علیهم السلام) از همه، به ویژه از جوانان، می خواهند که بر سر راه مردم بی جهت گرد هم نیایند و اگر برای ضرورتی می ایستند، چشم خود را از ناموس مردم حفظ کنند.
یکی از بهترین کارها در ایام فراغت، شرکت در مجالس و محافل مذهبی است. مجالسی که به یاد اهل بیت (علیه السلام) تشکیل می شود و مجالس و محافل قرآنی.
پیامبر فرمود:
هر گروهی که در مجالس قرآنی مساجد شرکت کنند، به یقین آرامش بر آنها نازل می شود، رحمت الهی آنها را در بر می گیرد و خداوند از آنها در نزد مقربان خود به نیکی یاد می کند.(199)
در کنار اینها، مجالس و محافلی تشکیل می شود که باید به شدت از آنها بپرهیزیم؛ مجالس گناه و معصیت، مجالسی که از یاد و نام خدا و اهل بیت (علیهم السلام) خبری نیست، به دین و مقدسات دینی اهانت می شود، و عفت عمومی در آنها مراعات نمی گردد.
به چند استفتاء از مقام معظم رهبری در این باره توجه فرمایید:
خانه های موسیقی
طبق برنامه ریزی اعلام شده، بنابراین است که خانه های موسیقی و هنرستانهایی در این رابطه در شهرستانها تشکیل شود که با عکس العمل مردم مواجه شده است نظر حضرتعالی در رابطه با رواج موسیقی چیست؟
- آموزش موسیقی و ترویج آن برای نوجوانان با اهداف نظام جمهوری اسلامی سازگار نیست.(200)
مجالس و محافل غیر متخصصان دینی
برخی که در مسائل دینی و احکام شرعی متخصص و صاحب نظر نیستند مجالسی تشکیل می دهند و در این باره اظهار نظر می کنند، شایسته است که در این مجالس و محافل شرکت نکنیم چه بسا سخنان آنان در ما تأثیر بگذارد و ما را نسبت به دین سست کند.
مقام معظم رهبری به این افراد می فرمایند:
اظهار نظر در مسائل دینی و احکام شرعی بر کسانی که صاحب نظر نیستند جایز نیست، و بر مؤمنین واجب است در تمام احکام دینی به مراجع بزرگوار تقلید و اسلام شناسان مورد وثوق و اعتماد مراجعه نمایند.(201)
مطالعه آزاد
اسلام، همانگونه که غذای مادی را برای رشد و نمو بدن لازم می داند و با تأکید فراوان از ما می خواهد که از چیزهای حرام، نجس و آلوده پرهیز کنیم، همینطور غذای فکری و علمی را برای روح و روان ما لازم می داند و با تأکید بیشتر از ما می خواهد که از غذاهای فکری و علمی آلوده بپرهیزیم.
بنابراین ما که می خواهیم قسمتی از ایام فراغت خود را با مطالعه کتابهای غیر درسی، مجله ها و روزنامه ها سپری کنیم باید نسبت به انتخاب مطالب، حساسیت داشته باشیم.
مطالبی را انتخاب کنیم که نسبت به نویسندگان آنها مطمئن هستیم اما نسبت به مطالبی که به گونه ای است که عقاید ما را سست می کنند و یا اخلاق ما را فاسد می کنند و یا ما را از تسلیم در برابر احکام و تعالیم نورانی اسلام دور می کنند بپرهیزیم.
امام جواد (علیه السلام) می فرمایند:
هر کس به گوینده ای گوش فرا می دهد (و یا مطالب نویسنده ای را مطالعه می کند) در واقع او را می پرستد، بنابراین اگر گوینده از خدا می گوید او نیز به پرستش خدا مشغول است و اگر از زبان ابلیس می گوید او نیز به پرستش ابلیس مشغول است.(202)
بنابراین باید از مطالعه مطالب باطل و گمراه کننده خودداری کنیم. تنها کسانی مجازند این مطالب را مطالعه کنند که غرض صحیح و عاقلانه ای داشته باشند مثلاً:
1. قصد پاسخگویی به آنها را داشته باشند.
2. صلاحیت این کار را داشته باشند.
3. از تقوای لازم برخوردار باشند تا گمراه نشوند.
بنابراین کسانی که اطلاعات سرشار از دین ندارند و یا از تقوای لازم بهره مند نیستند مطالعه این مطالب برای آنها مضر است و باید از خرید، نگهداری و حفظ این مطالب خودداری کنند.(203)
میهمانی و دید و بازدیدها
بخشی از ایام فراغت ما با شرکت در میهمانی ها و دید و بازدیدها سپری می شود.
نکته مهمی که در این مورد باید فرادید ما جوانان باشد این است که چشم خود را از نگاه به نامحرمان و زیبایی های آنان حفظ کنیم.
شاید تاکنون دیده باشید که برخی نسبت به غریبه ها خود را حفظ می کنند ولی نسبت به اقوام و خویشان نزدیک خود، اصلاً مراعات نمی کنند فکر می کنند آنها محرم او هستند.
این کار، اشتباه و از فرهنگ ناب اسلامی به دور است.
توجه داشته باشیم افرادی چون زن دایی و دختر دایی، زن عمو و دختر عمو، دختر خاله، دختر عمه، و زن برادر نسبت به ما نامحرم هستند و با سایر نامحرمان تفاوتی ندارند.
و چون ازدواج کردیم باید بدانیم که خواهر زن و دختر او برای ما محرم نیستند.

20- دردی جانکاه

روز جوانی آن که به مستی تباه کرد - پیرانه سر شناخت که بخت جوان نداشت
آگه چگونه گشت ز سود و زیان خویش - سودا گری که فکرت سود و زیان نداشت(204)
بچه ها روز به روز بیشتر به من حساس می شدند؛ چون دیگر منوچهر همیشگی نبودم، دیگر هیچ کس از درس و انضباط من تعریف و تمجید نمی کرد. بیشتر اوقات موهایم ژولیده بود و لباسهایم کثیف و نامرتب. کم کم دوستان خوب و صمیمی ام دور و برم را خالی می کردند. خودم هم علاقه ای به صحبت با آنان نداشتم حتی سعی می کردم از خواهران و برادران و اقوام نزدیک هم فاصله بگیرم.
اغلب اوقات پدر و مادرم به رفت و آمدهای نامرتب من مشکوک می شدند. بعضی وقتها مادرم که می خواست لباسهایم را بشوید آنها را بو می کرد و سری تکان می داد. از آن پس لباسهایم را از آنها مخفی می کردم.
تا می توانستم سعی می کردم حالت خواب آلودگی و چرت های بی موقعی را که به سراغم می آمد از دیگران پنهان کنم. ترجیح می دادم هنگام استراحت درب اتاقم را قفل کنم تا کسی بی خبر بر من وارد نشود.
کمتر کسی لبخند به چهره ام می دید. بعضی وقتها گوشه ای ساکت می نشستم، بعضی مواقع هم حرف های بی جا و بی ربط می زدم. دروغگویی مشخصه من شده بود. دیگر به عهد و پیمانهایم پای بند نبودم.
اشتهایم به غذا کم و کمتر می شد، اندامم لاغر و رنگم زرد و لبهایم سیاه می شد. از کارهای سنگین و جسمانی تا می توانستم فرار می کردم.
همیشه وقتی آن شب را به خاطر می آورم تا می توانم سیامک را لعن و نفرین می کنم. آن شب تازه از کتابخانه محله مان به خانه بر می گشتم که با موتور جلو آمد و با آغوش باز مرا در بغل گرفت.
پیش از این هم بارها به من اظهار محبت کرده بود ولی چون به او مشکوک بودم به او اعتنایی نمی کردم. اهل درس و پاکدامنی نبود.
نمی دانم چرا این بار وقتی به من گفت: این همه درس که تو می خوانی اگر در کنارش تفریح و استراحت نباشد مغزت از کار می افتد، بیا برویم چند دقیقه ای منزل ما و با دوستان دیگر در کنار هم شاد باشیم؛ ناخودآگاه پذیرفتم و رفتم.
در بین راه از رفتار نامناسبی که از او دیدم بارها می خواستم بگویم: سیامک دستت درد نکند من امشب کار دارم مرا به خانه خودمان ببر. ولی باز هم چیزی نگفتم.
وقتی در جمع دوستان او وارد شدیم چنان با سلام و احترام مرا تحویل گرفتند که همه چیز را به فراموشی سپردم آن شب گاهی نوار ترانه ای می گذاشتند بارها اخمهایم را در هم کشیدم و خواستم از آنجا بروم ولی باز منصرف شدم.
آن شب پذیرایی مفصلی از من کردند، سیامک یک مجله ای که تصاویر رنگی از بانوان بی حجاب و بد حجاب در آن بود به من داد و با تبسم گفت:
هر وقت از مطالعه خسته شدی این را باز کن و با خواندن و تماشای آن خستگی را از تنت بیرون کن
آن شب بارها بوهای مشکوکی به مشامم رسید. بعدها که با همه چیز از تریاک و حشیش و مرفین آشنا شدم فهمیدم آن شب آنجا چه خبر بوده است.
کم کم با احسان هایی که به من می کردند، پایم به مجالس شب نشینی باز شد. روز به روز زشتی خیلی چیزها از چشمانم افتاد.
حالا که چشم باز کرده ام می بینم با منوچهر همیشگی فرسنگ ها راه دارم. زندگیم چون درخت سرسبزی است که کم کم خشک می شود، آتش می گیرد و دود می شود، و من به تماشای آن سوختن نشسته ام...!