راه سبز (احکام ویژه پسران)

نویسنده : ستاد اقامه نماز

8- امام فرشتگان

ر بدن داری اگر سوز حیات - هست معراج مسلمان در صلات(78)
برادرم جبرئیل مرا در آسمانها همراهی می کرد، به سدرة المنتهی که رسیدیم ناگهان صدای اذان را شنیدم. فرشته ای اذان می گفت که تا آن شب در آسمانها دیده نشده بود.
او اذان می گفت و هر جمله ای از آن را که می گفت پروردگارم او را تصدیق می کرد.
به حی علی الصلاة که رسید پروردگارم فرمود:
نماز، صلاح و نجات و رستگاری است.
چون اذان تمام شد، جلو ایستادم و همه فرشتگان به من اقتدا کردند.
پیش از این در بیت المقدس هم به نماز ایستاده بودم و همه پیامبران به من اقتدا کرده بودند.
و اینجا چون از نماز فارغ گشتم از سر شوق و از ارادت به پروردگار مدهوش گشتم و به حالت سجده فرو افتادم.(79)
ادب حضور
امام باقر (علیه السلام) نمازگزار را چون شخصی می دانند که در پیشگاه پادشاهی ایستاده و حاجت های خود را بر زبان جاری می کند و پادشاه، ساکت و آرام با نگاه لطف به او می نگرد و به حرفهایش گوش فرا می سپارد.(80)
پس ما که در پیشگاه خدا به نماز می ایستیم شایسته است با قلبی آماده و خیالی آسوده با او سخن بگوییم و غرق حضور شویم. گام نخست این راه، آن است که با ترجمه و محتوای نماز آشنا باشیم.
تکبیرة الاحرام
الله اکبر؛
خداوند بزرگتر است (از آن که در وصف بگنجد).
برای ورود به نماز، الله اکبر می گوییم یعنی خدا را از همه موجودات حسی، عقلی، زمینی و آسمانی برتر می یابیم. دیگر دل از دنیا و مظاهر فریبنده آن می شوئیم و همه چیز و همه کس جز او نزد ما کوچک می شوند.
الله اکبر، بیشترین ذکری است که هم در مقدمات نماز و هم در خود نماز و هم در تعقیبات آن گفته می شود به طوری که یک مسلمان در طول یک شبانه روز تنها در نمازهای پنجگانه واجب حدود 360 مرتبه آن را تکرار می کند.
سوره حمد
بسم الله الرحمن الرحیم؛
به نام خداوند رحمتگر مهربان
بسم الله، سر آغاز کتاب وحی است. بسم الله، نه تنها در ابتدای قرآن که در آغاز تمام کتابهای آسمانی بوده است. بسم الله، سر لوحه عمل همه انبیاء بوده است.
به زبان آوردن بسم الله در شروع هر کاری سفارش شده است.
امامان معصوم (علیه السلام) اصرار داشتند که در نماز بسم الله را بلند بگویند تا جایی که بلند گفتن بسم الله از ویژگی های شیعه به حساب آمده است.
الحمد لله رب العالمین؛
ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است.
وقتی انسان در برابر عظمت بیکران خداوند قرار می گیرد و همه کمال ها و جمال ها و زیبایی ها را از او می یابد و او را پروردگار و مدبر همه آفرینش می شناسد زبان به حمد و ستایش می گشاید حمد و ستایشی که در آن معنای پرستش نهفته است.
ما، در آغاز مکالمه خود با خدا شیرین سخن می گوئیم و زبان به بیان خرمی ها و کمالات او می گشائیم پس چه بهتر که در آغاز سخن گفتن با دیگران نیز چنین باشیم.
الرحمن الرحیم؛
(خداوند) رحتمگر مهربان.
رحمن و رحیم هر دو از کلمه رحمت گرفته شده اند. رحمن، رحمت گسترده الهی است که همه انسانها را شامل می شود و چون آفتابی است که بر خوب و بد، و زشت و زیبا می تابد ولی رحیم، رحمت ویژه ای است که به عنوان پاداش و نتیجه کارهای خوب تنها بر نیکو کاران نازل می شود.
مالک یوم الدین؛
مالک و فرمانروای روز جزا
یکی از نامهای روز قیامت یوم الدین است یعنی روز کیفر و پاداش. خداوند هم مالک است و هم ملک. مالک است یعنی همه چیز در واقع برای اوست و مالکیت دیگران اعتباری است. ملک است یعنی پادشاه و فرمانروای حقیقی است.
روز قیامت که پرده ها از جلو چشمان ما کنار می رود او را مالک و ملک خواهیم یافت و گرنه او هم در دنیا و هم در آخرت مالک و ملک است.
ایاک نعبد و ایاک نستعین؛
تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم.
وقتی نمازگزار خداوند را همه کاره خود و جهان دانست و بدان اعتراف کرد، از جان و دل به او دل می بندد، تنها او را می پرستد و تنها از او یاری می جوید. او دیگر بنده طاغوتها، بنده شرق و غرب و بنده زر و زور نمی شود و در برابر هیچ قدرتی سر کرنش فرود نمی آورد.
اهدنا الصراط المستقیم؛
ما را به راه راست راهبر باش!
کلمه صراط که بیش از 40 بار در قرآن آمده است، به معنای راه هموار، روشن و وسیع است. ما از خدا می خواهیم که همه مسلمانان را به بزرگراه سعادت هدایت کند؛ بزرگراهی که به راحتی ما را به خدا برساند.
کسی که می خواهد در صراط مستقیم قرار گیرد باید راه هوسهای خود، راه هوسهای مردم، راه طاغوتها و راه نادرست نیاکان و پیشینیان خود را کنار بگذارد و تنها در راه مستقیمی که توسط انبیاء و امامان ترسیم شده است، حرکت کند.
صراط الذین انعمت علیهم:
راه آنان که نعمتشان دادی.
نمازگزار این حقیقت را باور دارد که راه مستقیم، راهی است پیمودنی و پیش از او کسانی این راه را پیموده اند، لذا از خدا می خواهد که او را در زمره آنان قرار دهد. آنان کسانی هستند که خداوند آنان را مشمول نعمت های خود ساخته است.
قرآن، پیامبران، صدیقان، شهدا و صالحان را از جمله کسانی می داند که از نعمت هدایت برخوردار شده اند.
و نمازگزار از خدا می خواهد که دنباله رو آنان باشد.
غیر المغضوب علیهم و لا الضالین؛
همانا که نه در خور خشم اند و نه گمراهان و گمگشتگان (اند).
نمازگزار در پایان سوره حمد از خدا می خواهد که جزء دو گروه نباشد و راه آنان را نپیماید.
1. غضب شدگان، آنان که چون فرعون و قارون و ابولهب و چون قوم عاد و ثمود و بنی اسرائیل در برابر حق و حقیقت و دین و خدا جبهه گیری می کردند و مورد خشم او قرار گرفتند.
2. گمراهان و گمگشتگان، آنان که حیران و سر در گم اند. نه راه انبیاء را برگزیده اند و از آنان جانبداری می کنند و نه راه مخالفان و معاندان را برگزیده اند. آنان افرادی بی تفاوت، بی درد، و رفاه طلب هستند که به فکر شهوت و شکم خود هستند و کاری به حق و باطل ندارند. مانند عابدان پس از حضرت عیسی (علیه السلام) یا عالم نمایان دنیا دوست.
سوره توحید
این سوره سراپا از یگانگی خدا سخن می گوید از این رو سوره توحید نام گرفته است.
بسم الله الرحمن الرحیم؛
به نام خداوند رحمتگر مهربان
قل هو الله احد؛
بگو او خدایی است یکتا.
توحید که همان یگانه دانستن خداست، اساسی ترین اصل همه ادیان آسمانی است. توحید مرز میان ایمان و کفر است. او یکتاست یعنی دومی ندارد، شبیه و مثل و مانندی ندارد، جزء و عضوی ندارد.
کسی که توحید خدا را باور کند، دچار شرک و ریا نمی شود همه کارهایش را برای او انجام می دهد.
الله الصمد؛
خدای بی نیاز (پاک از عیب و پناه نیازمندان)
همه موجودات سر تا پا نیازمند و در وجود و بقاء خود، به خدا نیازمندند، همه به او پناه می آورند و خود را پر از عیب و نقص می یابند. کسی که تنها خدا را صمد می داند، و خود و دیگران را فقیر و نیازمند و بی پناه، جز به خدا تکیه نمی کند.
لم یلد و لم یولد؛
نه کسی زاده اوست و نه او زاده کسی است.
او سرچشمه هستی است. همه چیز و همه کس آفریده او هستند اما او خود همیشه بوده و همیشه خواهد بود، او ازلی و ابدی است. دل بستن و پناه آوردن به چنین حقیقت بیکرانی، انسان را در برابر همه خطرات مادی و آسیب های اجتماعی بیمه می کند.
و لم یکن له کفواً احد؛
و احدی همتای او نیست.؛
در پایان سوره باز تأکید می کنیم که خدا یکتاست و هیچ کس، همتا و همانند او نیست و اگر این حقیقت را به خوبی باور کنیم، همه کارهای خود را برای خدا انجام می دهیم و در اهداف فردی و گروهی و اجتماعی خود، غیر خدا را دخیل و شریک نمی دانیم.
ذکر رکوع و سجده:
سبحان ربی العظیم و بحمده؛
پروردگار بزرگم را منزه می دانم و می ستایم.
سبحان ربی الاعلی و بحمده؛
پروردگار بلند مرتبه ام را منزه می دانم و می ستایم.
نمازگزار پس از بیان آن همه عظمت و بزرگی خدا، خود را کوچک و بی مقدار بلکه هیچ می یابد و در برابر عظمت او خم می شود (رکوع) و آنگاه به زمین می افتد (سجده) و زبان به تسبیح او می گشاید.
او خدا را منزه از هر عیب و نقص می یابد، پس از آن باز به حمد و ستایش رو می آورد.
او دریافته است که خداوند حقیقت بی کرانی است که از فهم و درک او بالاتر است و باید تنها در برابر عظمت او سر فرود آورد. او دیگر در برابر غیر خدا و طاغوت ها کرنش نخواهد کرد.
قنوت
ربنا آتنا فی الدنیا حسنة و فی الاخرة حسنه و قنا عذاب النار؛(81)
پروردگارا! در دنیا و آخرت به ما نیکی عطا کن و ما را از عذاب آتش (دور) نگه دار.
در هنگام قنوت دستها را بالا می آوریم و به عنوان عرض نیاز و اظهار تهیدستی و امید به عطای خدا، آنها را در مقابل صورت قرار می دهیم. در قنوت هر دعایی را می توان خواند ولی بهتر است دعایی را برگزینیم که همگانی باشد مثل دعای ربنا آتنا که در قرآن آمده است.
ما در این دعا از خدا می خواهیم هم نیکی ها و خوبی های دنیا را و هم نیکی ها و خوبی های آخرت را به ما عطا کند.
چرا که گرفتن دنیا و رها کردن آخرت خطاست، همینطور گرفتن آخرت و رها کردن دنیا نیز خطاست.
دنیا، مزرعه آخرت است و با نیکی ها و حسنات دنیا می توان آخرت خود را آباد کرد.
در پایان از خدا می خواهیم که ما را از آتش جهنم برهاند.
تسبیحات اربعه
سبحان الله، و الحمد لله، و لا اله الا الله، و الله اکبر.
منزه است خدا، و ستایش تنها برای خداست، و معبودی جز او نیست، و خدا بزرگتر است (از آن که در وصف بگنجد).
تسبیحات اربعه، مشتمل بر چهار ذکر است:
1. تسبیح (سبحان الله)
2. تحمید (الحمد لله)
3. تهلیل (لا اله الا الله)
4. تکبیر (الله اکبر)
حضرت ابراهیم به هنگام ساختن خانه کعبه لبهایش به ذکر مقدس تسبیحات اربعه مترنم بود.
نمازگزار، ابتدا خدا را پاک و منزه می یابد آنگاه زبان به ستایش او می گشاید سپس تنها او را شایسته پرستش می شمارد و در پایان، خدا را بزرگتر از آن می داند که بتوان او را وصف کرد.
تشهد
اشهد ان لا اله الا الله، وحده لا شریک له؛
گواهی می دهم که معبودی جز خدا نیست. یکتاست و او را شریکی نیست.
و اشهد ان محمداً عبده و رسوله؛
و گواهی می دهم که محمد بنده و فرستاده اوست.
اللهم صل علی محمد و آل محمد؛
بار خدایا بر محمد و خاندان او درود فرست!
نمازگزار با آنکه در اذان و اقامه به توحید و نبوت پیامبر شهادت داده است باز در پایان نماز نیز به این دو حقیقت بزرگ اعتراف می کند سپس بر پیامبر و خاندان پاک او صلوات و درود می فرستد.
او اعتراف می کند که پیامبر در پرتو عبودیت و بندگی خدا به آن همه عظمت دست یافته است و این راه را به روی خود باز می یابد و تصمیم می گیرد همین راه را بپیماید
سلام
السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته؛
ای پیامبر خدا! بر تو درود، و رحمت و برکات خدا بر تو باد!
السلام علینا و علی عباد الله الصالحین؛
درود بر ما و بر بندگان شایسته خدا!
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛
درود بر شما (مؤمنین) و رحمت و برکات خدا بر شما باد!
نمازگزار که از مردم جدا شده و به پیشگاه خدا بار یافته و لحظاتی با او گرم راز و نیاز بوده اکنون که می خواهد دوباره به سوی آنان برگردد هنگام بازگشت ابتدا به پیامبر سپس به نمازگزاران و بندگان شایسته او آنگاه به خلق خدا سلام می کند.
او به سوی خدا رفته و قلب خود را صیقل داده و از کینه و کدورت پاک شده و اینک به سوی مردم آمده است. او پیام صلح و صفا، و درود و سلام آورده است.

9- انتظار سبز

از مهالک در دو عالم این صلات - اهل خود را می دهد بی شک نجات(82)
نامه را با اشک شوق گرفتم. مثل این بود که جبرئیل از آسمان نامه ای برایم آورده باشد.
مدتها انتظار فرا رسیدن این لحظه های خوش و معطر را کشیده بودم.
نامه را بر دیدگانم کشیدم و آن گاه با اشتیاق آن را گشودم.
خط و امضای آن درست بود، امام رضا (علیه السلام) به همه سوالهایم پاسخ داده بودند:
(ای محمد بن سنان...) اینکه پرسیده ای چرا نماز، واجب شده است باید بگویم حکمت های فراوانی دارد:
نماز، اقرار به ربوبیت خداوند عزیز و بلند مرتبه است و هر گونه مثل و مانندی را از او نفی می کند.
نماز، ایستادن در پیشگاه خداوند است با ذلت و مسکنت و خضوع و اعتراف.
نماز، پشیمان شدن از گناهان گذشته و درخواست بخشیدن آنها از سوی خداست.
گذاشتن چهره بر زمین است برای بزرگداشت خداوند...
با نماز، فروتن هستی و افزونی در دین و دنیا را خواهانی.
با نماز، آقا و مدبر و آفریننده خود را فراموش نمی کنی، در نتیجه در عیش خوشگذرانی ها فرو نمی روی و طغیان نمی کنی.
با یاد خدا و ایستادن در مقابل او از گناهان و انواع فسادها و آلودگی ها باز داشته می شوی.(83)
احکام فراموش شده ها در نماز
با احکام نماز پیش از این آشنا شده اید. ما در این جا به ذکر احکام فراموش شده ها بسنده می کنیم.
برای فراگیری این مطلب یادآوری این مطلب لازم است که واجبات نماز یازده تا هستند که عبارتند از:
قاعده کلی
با فراگیری این قاعده کلی، می توانید تمامی مسائل این بخش را حل کنید، قاعده کلی این است که:
1. گاهی واجب رکنی را فراموش می کنیم. در اینجا دو صورت پیدا می کند:
الف: وارد رکن بعدی شده ایم. در اینجا نماز، باطل است.
مثلاً رکوع را فراموش می کنیم و پس از رفتن به سجده متوجه می شوم.(84)
ب: وارد رکن بعدی نشده ایم، نماز، باطل نمی شود.
باید برگردیم واجب را به جا آوریم و نماز را ادامه دهیم.
مثلاً رکوع را فراموش کردیم و روانه سجده شدیم ولی قبل از آن که سر بر زمین بگذاریم، متوجه شدیم، در این صورت باید برگردیم و به طور کامل بایستیم و به رکوع و سپس به سجده برویم و نمازمان صحیح است.(85)
2. گاهی واجب غیر رکنی را فراموش می کنیم، باز در این جا دو شکل پیدا می کند:
الف: وارد رکن بعدی شده ایم اینجا نماز، صحیح است و آن را ادامه می دهیم. مثل آن که سوره را فراموش کرده و مشغول ذکر رکوع هستیم.(86)
ب: وارد رکن بعدی نشده ایم، در اینجا نیز نماز، صحیح است برمی گردیم واجب را به جا می آوریم و نماز را ادامه می دهیم.(87)
با حفظ این قاعده می توانید وظیفه نمازگزار را در حالت های زیر مشخص کنید:
1. سوره حمد را فراموش کرده و مشغول خوان سوره توحید است.
2. تشهد را فراموش کرده و مشغول سلام دادن است.
3. دو سجده را فراموش کرده و تشهد بعد از آن را به جا می آورد.
احکام فراموش شده ها پس از نماز
اگر آن چه در نماز فراموش شده، رکن باشد، نماز، باطل است و اگر رکن نباشد، نماز، صحیح است ولی اگر تشهد یا یک سجده فراموش شده است در این جا نمازگزار وقتی پس از پایان یافتن نماز یادش آمد، بدون آن که صورت نماز را به هم بزند، آن تشهد و یا یک سجده را به جا آورد و پس از آن دو سجده سهو انجام می دهد.(88)
سجده سهو
گاهی اوقات، باید پس از تمام شدن نماز، دو سجده به جا آوریم که به آن سجده سهو می گویند.
در دو مورد زیر، سجده سهو، واجب می شود:
1. در بین نماز ناخدا آگاه حرف بزنیم، یا مثلاً آخ یا آه بگوییم.
2. یک سجده را فراموش کنیم و پس از وارد شدن به رکوع رکعت بعد یادمان بیاید.
و در دو مورد زیر، احتیاط واجب بجا آوردن سجده سهو است.
1. بی جا سلام دوم نماز یا سلام سوم و یا هر سه سلام را با هم بگوییم. مثلاً در رکعت دوم نماز ظهر و عصر و عشاء.
2. تشهد را فراموش کنیم.(89)
طریقه به جا آوردن سجده سهو
پس از پایان یافتن نماز، فوری نیت سجده سهو می کنیم و بدون گفتن تکبیرة الاحرام به سجده می رویم و می گوییم:
بسم الله و بالله اللهم صل علی محمد و آل محمد.
آن گاه می نشینیم و دوباره به سجده می رویم و ذکر بالا را می گوییم پس از آن می نشینیم و تشهد و سلام می گوییم.(90)
ولی چنانچه تشهد یا یک سجده را فراموش کرده بودیم، پس از نماز ابتدا باید قضای آن تشهد یا سجده را به جا آوریم و بعد از آن دو سجده سهو را.

10- سفر

قل سیروا فی الارض فانظروا کیف بدأ الخلق ثم الله ینشی النشاة الاخرة ان الله علی کل شی قدیر.(91)
(ای پیامبر) بگو: در زمین بگردید و بنگرید چگونه (خدا) آفرینش را آغاز کرده است؟ سپس (باز) خداست که جهان آخرت را پدید می آورد، خداست که بر هر چیز تواناست.
از دوستان و آشنایان خداحافظی می کنیم، از آنان حلالیت می طلبیم، اثاث و وسایل خود را برمی داریم.
می خواهیم به مسافرت برویم. قرآن ما را بارها به سیر و سفر دعوت کرده است:
در زمین بگردید و بنگرید چگونه (خدا) آفرینش را آغاز کرده است؟ (عنکبوت / 20)
در زمین بگردید و آن گاه بنگرید که فرجام تکذیب کنندگان چگونه بوده است؟ (انعام / 11).
در زمین بگردید و بنگرید فرجام گناهکاران چگونه بوده است. (نمل / 69).
در زمین بگردید و بنگرید فرجام کسانی که پیشتر بوده و بیشترشان مشرک بودند چگونه بوده است؟ (روم / 42)
آیا در زمین گردش نکره اند تا دلهایی داشته باشند که با آن بیندیشند یا گوشهایی که با آن بشنوند؟ (حج / 46)
فراوان فوائدی که برای سیر و سفر و گردش و مسافرت هست، ما را گاهگاهی وا می دارد تا به مسافرت برویم.
برای ایمنی از حوادث، صدقه می دهیم، با نام خدا و توکل بر او حرکت می کنیم، می خواهیم رفت و برگشت ما 45 کیلومتر(92) و یا بیشتر از آن باشد، اسلام برای ما تخفیف ویژه ای قرار داده است؛ نمازهای چهار رکعتی ما کوتاه (نصف) می شود و روزه گرفتن هم از عهده ما (در سفر) برداشته می شود.
اسلام با این حکم، حمایت خود را از مسافرین اعلام کرده است ولی هرگز با گناه موافق نیست، از این رو اگر سفر، حرام باشد مانند فرار از جبهه و یا سفر بدون رضایت والدین و یا سفر برای کار حرام، مانند سرقت، هیچ تخفیفی شامل مسافر نمی شود.(93)
کم کم از اقامتگاه خود دور می شویم، دیگر به نقطه ای رسیده ایم که دیوارهای آنجا را نمی بینیم و صدای طبیعی اذان آنجا را نیز نمی شنویم یعنی به حد ترخص یا مرز سفر رسیده ایم(94) از اینجا به بعد، حکم مسافر داریم، نماز خود را شکسته می خوانیم. و هنگام بازگشت وقتی به این نقطه رسیدیم از اینجا تا اقامتگاه، حکم مسافر نداریم یعنی نمازمان را باید تمام بخوانیم.
وطن
در وطن که هستیم نمازمان تمام است و روزه هم باید بگیریم ولی بعضی وقتها نمی دانیم وطن ما کجاست؟
وطن ما کجاست؟
زادگاه پدر و مادرم آنجاست من هم در همانجا به دنیا آمده ام ولی بزرگ شده آنجا نیستم، حالا نمی دانم وطن من همانجاست یا نه؟
پدرم در آنجا خانه شخصی دارد، زادگاه او نیز همانجا بوده چند سالی برای تحصیل به آنجا رفته ام ولی خودم بزرگ شده جای دیگر هستم، وطنم کجاست؟
پدر و مادرم می گویند ما از وطن خود، اعراض کرده ایم، یعنی برای همیشه آنجا را ترک کرده ایم، هر وقت آنجا می روند نمازشان را شکسته می خوانند، نمی دانم وظیفه من چیست؟
بعضی ها به من می گویند تا وقتی ازدواج نکرده ای، وطن تو همان وطن پدر و مادر توست از آن به بعد حق انتخاب وطن داری!
وطنم کجاست؟
تشخیص وطن کار دشواری نیست، به این امور توجه کنید:
1. زادگاه شما، وقتی وطن شماست که بزرگ شده آنجا هم باشید.(95)
2. زادگاه پدر و مادر شما وطن شما نیست.(96)
3. جایی که پدر و مادر شما به عنوان وطن انتخاب کرده اند، وطن شما نیست.
یعنی شما در انتخاب وطن و یا اعراض از وطن تابع دیگران نیستید، باید به تکلیف خود عمل کنید(97)، یعنی وطن شما اینجاست:
1. زادگاه شما که در آنجا بزرگ شده اید.(98)
2. جایی که بعد از بالغ شدن، برای اقامت همیشگی انتخاب می کنید.(99)
ما بعضی وقت ها، به سفر می رویم. ولی بعضی ها شغلشان مسافرت است مانند راننده قطار و ماشینهای برون شهری، خلبان و ملوان، وظیفه این گروه چیست؟
1. در سفرهایی که شغل آنهاست چنین عمل می کنند:
در سفر اول، هر چند طول بکشد، نمازشان شکسته است.
در سفرهای بعدی، نمازشان تمام است.(100)
2. در سفرهایی که مربوط به شغل آنها نیست مانند سفرهای زیارتی سیاحتی نمازشان شکسته است.(101)
بعضی از دانش آموزان، دانشجویان، معلمان، کارمندان، کارگران و... شغلشان مسافرت نیست ولی محل تحصیل، خدمت و یا شغل آنان جای دیگری است و به آنجا آمد و رفت می کنند حکم آنان چیست؟
به فتوای حضرت امام خمینی قدس سره این گروه حکم مسافر دارند و باید مقررات آن را در نظر بگیرند. البته به فتوای مقام معظم رهبری (دام ظله) و برخی از مراجع بزرگوار دیگر این گروه نیز مانند کسانی که شغلشان مسافرت است با توجه به این سه مسئله:
1. برای کارشان در کمتر از ده روز به محل کارشان سفر کنند.
2. سفر به آنجا برای شغل و کارشان باشد نه به جهت دیگری.
3. سفر برای تحصیل وقتی حکم سفر برای شغل دارد و مشمول این حکم است که تحصیل، در حکم کار و شغل باشد مانند کسانی که در سپاه و ارتش یا ادارات، برای تحصیل، مأمور می شوند. بنابراین شامل همه دانش آموزان و دانشجویان نمی شود.(102)
قصد ده روزه
تازه به اینجا آمده ایم، می گویند قصد ده کرده اید یا نه؟ یکی می گوید در این دو هفته ای که اینجا هستیم من قصد نمی کنم، نظر شما چیست؟ فکر می کنید چگونه باید قصد کرد؟
همین که می دانید یا قصد دارید که ده روز و یا بیشتر، در آنجا بمانید و در این مدت از حد ترخص آنجا خارج نشوید، قصد ده روز شما شکل گرفته، باید نمازهایتان را تمام بخوانید و اگر ماه مبارک رمضان است، روزه بگیرید.(103)
از روزی که به اینجا آمده ایم هنوز نمی دانیم که ده روز کامل اینجا می مانیم یا نه، تا کنون سی روز بلاتکلیف مانده ایم وظیفه ما چیست؟
تا روز سی ام نمازتان شکسته است پس از سی روز تا هرچه بمانید نمازتان تمام است.(104)
از ابتدا که اینجا آمدیم قصد جدی داشتیم ده روز کامل بمانیم، حالا تصمیم ما عوض شده یعنی می خواهیم کمتر از ده روز بمانیم و یا بلاتکلیف مانده ایم وظیفه ما چیست؟
1. اگر پیش از خواندن یک نماز چهار رکعتی تصمیم شما عوض شده، نماز هایتان را باید شکسته بخوانید.
2. اگر پس از خواندن یک نماز چهار رکعتی تصمیم شما عوض شده تا هر وقت که آنجا بمانید، نمازهایتان تمام است.(105)
نیت نماز شکسته
می خواهم نماز شکسته بخوانم نمی دانم چگونه نیت کنم، بگویم مثلاً چهار رکعت نماز ظهر، شکسته می خوانم یا بگویم دو رکعت نماز ظهر شکسته شده؟
فرقی ندارد، اصلاً نیت به گفتن و خطور دادن در قلب نیست همین که تصمیم داری نمازت را شکسته یعنی دو رکعتی بخوانی کافی است.