راه سبز (احکام ویژه پسران)

نویسنده : ستاد اقامه نماز

1. فتوا

حکم مساله ذکر شده است مثلاً گفته شده است:
واجب است، حرام است، جایز است، واژه های زیر نیز به معنای فتواست:
اظهر این است - اقرب این است - اقوی این است - بعید نیست این واژه ها به معنای فتواست یعنی باید بر اساس آن عمل شود.

2. احتیاط واجب

حکم مساله ذکر نشده فقط گفته است (احتیاط این است که) و یا گفته است (احتیاط واجب این است که) مقلد موظف است یکی از این دو کار را انجام دهد:
الف: بر اساس همین احتیاط عمل کند.
ب: اگر مجتهد دیگری که از نظر علمی نسبت به همسطح ایشان یا ایشان پایین تر و از دیگران بالاتر است در این مساله فتوا داده است، به فتوای او عمل کند.
مثال: اگر از روی معصیت یا به واسطه عذری، نماز مغرب یا عشا را تا نصف شب نخواند، بنابر احتیاط واجب، باید تا قبل از اذان صبح، بدون این که نیت اداء یا قضا کند نماز را بجا آورد.(23)

3. احتیاط مستحب

حکم مساله ذکر شده ولی در کنار آن گفته شده:
(احتیاط آن است که) و یا گفته شده (احتیاط مستحب آن است که:)
در این جا بهتر است به احتیاط عمل کنیم و به ثواب بیشتری دست یابیم.
مثال: اگر مکلف نداند بدن یا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد نجس بوده، نماز او صحیح است ولی احتیاط آن است که اگر وقت دارد نماز را دوباره بخواند.(24)
به طور خلاصه اگر:
الف: هم حکم بود و هم احتیاط، این احتیاط مستحب است.
ب: اگر از اول با لفظ احتیاط یا احتیاط واجب بیان شد و حکم، ذکر نشد این احتیاط واجب است.(25)
دستیابی به احکام
مرجع تقلید خود را شناخته و برگزیده ایم. از این به بعد باید بر اساس فتاوای ایشان عمل کنیم. برای اطلاع از فتاوای ایشان چند راه وجود دارد:
1. از خود ایشان می شنویم.
2. رساله معتبری را که با مهر و اجازه ایشان چاپ شده، تهیه و از آن استفاده می کنیم.
3. از یک یا دو تن عادل که فتوای ایشان را می دانند می پرسیم.
4. از شخص راستگو و مورد اعتمادمان می پرسیم. (26)
نگاهی به گذشته ها
بچه که بودیم می شنیدم: بچه، تکلیف ندارد، گناه ندارد ولی حالا نمی توانیم باور کنیم که بچه ها آزاد و رها باشند؛ یعنی اگر به اموال مردم هم دست درازی کنند و یا خسارتی وارد کنند باز هم اشکالی نداشته باشد؟
حق با شماست. خداوند از حقوق مردم نمی گذرد، حتی اگر کسی شهید هم بشود در برابر حقوق مردم باز خواست می شود. همان که بارها شنیده ایم: خدا از حق الناس نمی گذرد.
پس اگر قبل از بلوغ، اموال مردم را از بین برده و یا به آنها خسارتی وارد کرده ایم حالا که بالغ شده ایم نزد صاحبان آنها می رویم و آنها را راضی می کنیم و اگر صاحبان آنها زنده نیستند نزد وارثان و بازماندگان آنها می رویم.
و اگر صاحبان آنها را نمی شناسیم خسارت و غرامت آن را به عنوان رد مظالم از طرف صاحبان آنها به مجتهد می دهیم و یا خودمان با اجازه او به فقیر می دهیم.(27)
البته حق الناس فقط همین ها نیست خمس و زکات نیز حق الناس است.
بنابراین اگر پیش از بلوغ سرمایه ای داشته ایم و از آن منافعی بدست آورده ایم اکنون که بالغ شده ایم بنابر احتیاط واجب باید خمس آن را بپردازیم.(28)