راه سبز (احکام ویژه پسران)

نویسنده : ستاد اقامه نماز

تصویری از راه سبز (3)

راه سبز، راهی امن و نشاط آور است که در اطرافش پرندگان خوشبختی آوای محبت سر داده اند و قطعاً به سرزمین سر سبزی - هزار بار زیباتر از خودش - منتهی می شود.
مهدی اشرف - سوم متوسطه - استان سمنان
راه سبز، راهی است که با حضور سبز می توان به خدا نزدیک و نزدیک تر شد.
سید جعفر خاضع - استان کهگیلویه و بویراحمد
راه سبز، راهی است که انسان را به آرامش و کمال می رساند.
جواد خزایی - شهرستانهای تهران
راه سبز، زیباترین، مطمئن ترین و پر طراوت ترین راه رسیدن به بهشت سر سبز پروردگار است.
محمد بیات - پیش دانشگاهی - استان همدان
راه سبز، همان راه پاک و معصوم و دور از آلودگیهاست که سبزی این راه، همان احکام و مسائل دینی هستند که انسانها با توجه به آنها می توانند این راه را بگذارند.
رضا وفادار - استان کرمان
راه سبز، راهی است که اگر به آن راه یابیم صدای پای پیامبران و امامان را می شنویم.
ایوب آقایی - دوم متوسطه - استان ایلام
راه سبز، راه نشاط معنوی و رسیدن به شجره طیبه است.
امید کامروا - دوم متوسطه - استان سمنان
احساس آرامشی که از راه سبز به من دست می دهد از دنیا برایم ارزشمندتر است.
حسین زاهدی نیاز - استان فارس
راه سبز، ظلمت نفسی را به ما آموخت و الهی و ربی من لی غیرک را برای ما ترسیم نمود. راه سبز، جایگاه گامهای بلند معنویت است.
سجاد صالحی - استان چهار محال و بختیاری
راه سبز، همانند جاده ای است هموار و روشن و وسیع که جوان را که در مرحله آغازین خود شناسی و خداشناسی است به بالاترین درجات معنوی رهنمون می سازد.
حمزه عسگری - استان همدان
احساس من نسبت به راه سبز احساسی است که به نظر خودم نمی توانم آن را بیان کنم. من از همان موقع که کتاب احکام را گرفتم و روی جلد آن را نظاره کردم احساس عجیبی به من دست داد.
من احساس کردم که این راه سبز همان راهی است که باید پیمود تا به پیشگاه خداوند متعال رسید. راهی که نردبان عروج به ملکوت است. بیش از این زبانم از گفتن احساسم قاصر است.
احمد بهرامی - سوم متوسطه - استان آذربایجان غربی

1- ریشه های احکام

جز خدا را بندگی حیف است حیف - بی غم او زندگی حیف است حیف(4)
هر جا می رویم در سایه سار آن درختیم، شاخ و برگهای در هم تنیده، میوه های انبوه، شاداب و در دسترس، تنه تناور، و ریشه های مستحکم.
این درخت دین، ریشه های مستحکمش عقاید، تنه تناورش اخلاق و شاخ و برگهایش احکام است.
ریشه احکام، عقاید پاک است. و اگر بگوییم همه چیز از ریشه هاست گزاف نگفته ایم.
دستیابی به دین
درخت دین از آسمان روییده، از چشمه سار وحی سیراب گشته، فرشتگان هماره بر گرد آن در رفت و آمدند همه اش قداست و پاکی است و معصومان پاک آن را به ما نشان داده اند. اگر در عصر آن پاکان می زیستیم دین را از آنها فرا می گرفتیم ولی صد حیف که: دست ما کوتاه و خرما بر نخیل؛ امام عصر (علیه السلام) در پس پرده غیبت هستند، چه کنیم؟
راه چاره
آسمان را دیده اید، اگر ستاره و یا کهکشانی از دید ما فراتر باشد چه می کنیم؟
سراغ دوربین نجومی می رویم.
اگر امروز بر زمین مانده ایم و معصومان حضور ندارند که ما را تا آسمان بالا برند و درخت دین را به ما بشناسانند، هم آنان به ما گفته اند دوربین را بردارید و ببینید!
کدام را می گویید؟
این را، همین که دو چشم قوی دارد، اگر از یک چشم آن استفاده کنید دین را به شما نشان نمی دهد، هر دو چشم.
دو چشم دین شناسی
اگر دیگران خواستند دوربین قلابی به شما ارائه کنند از آنها نپذیرید، نشانه هایش اینهاست:
دو چشم دارد: یکی عقل؛ دیگری نقل.
عقل؛ همان عقل پاک و پیراسته از اوهام و خرافات است، همان عقل فطری که در نهان و نهاد همه است.
و نقل؛ آنچه از سوی خداوند بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وحی شده و در قرآن آمده است و آنچه از سوی انسانهای پاک و دور از خطا و اشتباه یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان (علیهم السلام) به عنوان دستور زندگی به ما رسیده است.
دین شناس
راه دین شناسی برای همه کس باز است، ولی استعداد قوی می خواهد و علاقه ای وافر و سپس تصمیم و تلاش چرا که استفاده کردن از دوربین عقل و نقل علم می خواهد، تخصص می خواهد، هنر تشخیص می خواهد. باید بداند:
1. حکم این مطالب را از کجا بدست می آوریم؟
2. آیات قرآنی در این باره چه می گویند؟
3. احادیث معصومین (علیه السلام) در این زمینه چه می گویند؟
4. رفتار، گفتار و امضاء معصوم (علیه السلام) در مورد این مطلب چیست؟
5. عقل فطری اینجا چه حکمی دارد؟
آن گاه از مجموعه عقل و نقل حکم خدا را بدست آورد. متخصص و کارشناس مسائل دینی را دین شناس و اسلام شناس می گویند و به آن کس که در زمینه احکام، تخصص دارد به گونه ای که دیگران موظفند از او تقلید و پیروی کنند، مرجع تقلید می گویند.
گستره احکام
هر چیز که به رشد و تکامل معنوی انسان مرتبط باشد در قلمرو دین است و هرگز دین درباره آنها ساکت ننشسته است، و هر جا سخن از تکلیف و وظیفه است در قلمرو احکام است، مانند: عبادات، معاملات، مسائل فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، حقوقی، فرهنگی و مسائل حکومتی و کشور داری.
بزرگداشت احکام الهی
مواظب باشیم احکام الهی را از اوج خود پائین نیاوریم. احکام الهی تأمین کننده دنیا و آخرت و مقرب انسان به خدای بزرگ اند. استخفاف احکام به یکی از این راههاست:
1. احکام را منحصر در احکام فردی بدانیم.
2. احکام را فقط در محدوده اجتماع لازم بدانیم.
3. احکام را تنها تأمین کننده مسائل دنیوی بدانیم.
4. احکام را از سیاست و حکومت جدا بدانیم.
5. احکام را تنها تأمین کننده آخرت بدانیم.

2- پایه های فهم احکام

فلو لا نفر من کل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین.(5)
پس چرا از هر فرقه ای از آنان، دسته ای کوچ نمی کنند تا در دین آگاهی پیدا کنند؟
فقیه برای بدست آوردن احکام به دانشهای بسیاری نیاز دارد که می توانیم آنها را پایه های فهم احکام بنامیم و برخی از آنها عبارتند از:
1. ادبیات عرب (شامل: صرف، نحو، معانی، بیان، بدیع و لغت).
2. منطق.
3. انس و آشنایی با قرآن و احادیث معصومین (علیهم السلام).
4. آشنایی با علم رجال برای تشخیص راویان حدیث.
5. اصول فقه (شناخت راه استخراج احکام دین از قرآن و سنت).
فقه برای دستیابی به حکم الهی همه توان خود را به کار می گیرد. او با توان و استعدادی که در راه استنباط احکام دارد، از مجموعه بررسی های خود از قرآن، سنت و عقل حکم الهی را کشف و در قالب فتوا به اطلاع ما می رساند.
تقلید و مرجع تقلید
کسانی که توان استنباط احکام را ندارند و یا در راه تحصیل این رشته از علوم اسلامی هستند ولی هنوز به حد اجتهاد نرسیده اند موظفند از فقیه جامع الشرائط که به مرجع تقلید می گویند تقلید کنند.
در اسلام تخصص منهای تعهد جایگاهی ندارد؛ ولی از آنجا که امر دین از همه امور مهمتر است در این عرصه، حد اعلای تخصص و تعهد نیاز است؛ فهم دقیق تر و تقوای شدیدتر.
ویژگی های مرجع تقلید
1. دانا و دانشمند باشد.
2. به مرحله اجتهاد رسیده باشد.
3. بنابر احتیاط واجب از همه متخصصین، داناتر و ورزیده تر باشد (اعلم باشد).
4. به اوضاع زمان، آن اندازه که در تشخیص موضوعات احکام و اظهار نظر جدید فقهی دخالت دارد، آشنا باشد.
5- عادل باشد؛ آن چنان که گناه کبیره(6) انجام ندهد و از تکرار گناه صغیره بپرهیزد.
ویژگی های دیگر
اگر فقیهی شاخص های تخصص و تعهد در او جمع بود، با چهار شرط می توانیم از او تقلید کنیم:
1. زنده باشد.
2. مرد باشد.
3. بالغ باشد.
4. شیعه دوازده امامی باشد.(7)
به خاطر بسپاریم که:
1. از مرجع تقلیدی که پدر و مادر و معلم ما برگزیده اند نمی توانیم تقلید کنیم، چه بسا آن مرجع از دنیا رفته باشد. ما باید از کسی که زنده است تقلید کنیم.(8)
2. بانوان نیز می توانند به مرحله اعلای تعهد و تخصص در فهم احکام دین راه یابند نظیر بانوی اصفهانی.(9)
راههای شناخت مرجع تقلید
مرجع تقلید را از سه راه می شناسیم:
1. خودمان یقین پیدا می کنیم مثلاً عالم دینی هستیم و قدرت شناسایی مرجع تقلید را داریم.
2. دو تن از عالمان عادل که توان تشخیص دارند او را به ما معرفی می کنند؛ این در صورتی است که دو یا چند تن دیگر از عالمان عادل بر خلاف آن دو نگویند.
3. گروهی از عالمان دینی که از عهده تشخیص مرجع تقلید بر می آیند او را به ما معرفی می کنند و به ما به گفته آنان اطمینان پیدا می کنیم.(10)
زنگ خطر
برخی اهل هوی و هوس اند می پرسند کدام مرجع، فتاوایش آسانتر است. ملاک گزینش در نزد آنان عقل و شرع نیست. از آنها می پرسیدم: اگر مرگ، شما و یا فرزند شما را تهدید کند سراغ کدام پزشک را می گیرید، پزشک متخصص تر و متعهدتر، داناتر و دلسوزتر یا پزشکی که کمتر پول می گیرد و نسخه های آسان تر و ارزان تر می نویسد.
پس عقل حکم می کند برای دستیابی به احکام الهی کسی را انتخاب کنیم که از همه، متخصص تر و متعهدتر باشد در این صورت درصد دستیابی ما به احکام واقعی بیشتر می شود.
بیدار باش
جوانی است اهل نماز، روزه و احکام دینی؛ ولی اطلاعات او تنها از مدرسه و منزل و مجالس دینی مذهبی است. هنوز مرجع تقلیدی انتخاب نکرده است. اکنون که متوجه شده است چه کند؟
در اولین فرصت از راههایی که گفته شد، مرجع تقلید خود را انتخاب می کند. آنگاه از طریق رساله یا استفتاءات تکلیف خود را نسبت به کارهایی که در گذشته انجام داده، جویا می شود.
فراگیری مسائل دینی
مسائلی را که انسان بیشتر اوقات به آنها نیاز دارد واجب است فرا بگیرد.(11)
امام صادق (علیه السلام) از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند که فرمود:
اف لکل مسلم لا یجعل فی کل جمعة یوماً یتفقه فیه امردینه و یسأل عن دینه.
تأسف می خورم بر مسلمانی که در هفته (لااقل) یک روز را برای فهم مسائل دینی و پرسش از آنها قرار نمی دهد.(12)
قداست فتوا
وحی الهی مقدس است چون از سوی خداست و در آن خطا و اشتباه راه ندارد و مرجع تقلید نیز که به فهم احکام دینی از وحی الهی موفق می شود و بر اساس آن فتوا می دهد فتوای او مقدس است چرا که تلاش کرده تا وحی الهی را بازگو کند.
گرچه مرجع تقلید، معصوم نیست و ممکن است در مواردی به فهم صحیح وحی نائل نیامده باشد ولی چون تنها راه مطمئن ما به وحی الهی، فتوای اوست و او نیز در کمال امانت و صداقت آنچه را فهمیده است بازگو می کند فتوای او محترم و مقدس است و به حکم عقل باید از آن پیروی کنیم.
پیروی از مرجع تقلید که به آن تقلید گفته می شود، پیروی از کارشناس و متخصص دینی است و کاری است عاقلانه و سنجیده و منطقی.
ما به مرجع تقلید عشق می ورزیم و به او احترام ویژه می گذاریم و احکام دینی خود را از او فرا می گیریم.