فهرست کتاب


خلاصه ای از افکار امام خمینی

تهیه کننده محمود نجفی‏‏

زندگی حاکم اسلامی از همه ساده تر است

انشاء اللَّه پیروز خواهید شد و انشاء اللَّه با تدریج یک حکومت عدل اسلامی که مردم و عالم بفهمد معنای اسلام چه است و معنای حکومت چه است. آیا حکومت این بوده است که تا حالا بوده است که حالا که حاکم بر جائر رفته است حالا می فهمیم که چه گنجینه ها برده است؟
- در بانک ها چه چیزها اینها به سرقت برده اند و در بانک ها سپردند، این مال ملّت را چطور غارت کردند و فرار کردند، این حکومت، حکومت است؟ یا آن حکومت که وقتی که می خواهد چیز بخورد، یک نان خشکی با نمک، وقتی که می گوید، شبی که صبح آن شب شهادت می رسد، مولا امیرالمؤمنین علیه السلام وقتی که (به حسب نقل) برایشان غذا می آروند می بیند که شیر آورده و نمک آورده و نان، نان جوین می خورند، نه نانی که، سنگکی که شما می خورید، آن نانی که او می خورد می فرماید که (به طوریکه نقل شده) چه وقت دیدی که من دوتا خورش داشته باشم که حالا آوردی، رفت نمک را بردارد در نقل است که قسمش داد به جان خودش که شیر را بردار، شیر را برداشت. دو لقمه نمک با نمک میل فرمود و صبح آن روز هم به شهادت رسید و هیچ هم نداشت، هیچ هم نداشت یعنی چیزهایی تهیّه کرده بود با دست خودش لکن همه رفت، همه را بعد از آنکه آن نهر بزرگ را با فعالیت خودش با دست خودش حضرت امیر علیه السلام حفر کرد و چیز کرد، وقتی که آب بیرون آمد فرمود: «بَشِّرِ الوَرَثَهَ» لکن برای ورثه هم نگذاشت وقف کرد.
آیا آن طرز حکومت بهتر است، آن حکومتی که رسول اللَّه صلی الله علیه و آله کرد بهتر است که وقتی که تو مجلس، توی مسجد نشسته بود و مردم و اصحاب هم نشسته بودند، می آمدند و می گفتند کدام یکی از شما پیغمبر است، کدامتان هستید؟
یا آنکه تشریفات طوری است که همه می فهمند که این، این دارای این تشریفات عبارت از حاکم است.
حکومت اسلام این است. البته ما نمی توانیم یک همچو حکومتی درست کنیم، ماها قادر نیستیم لکن می توانیم یک مقداری نزدیک بشویم به آن حکومت، می توانیم دست دزدها را قطع بکنیم و تا حالا بحمداللَّه عمده شان قطع شد دستشان. عمده آنهایی که سران قوم بودند و ذخایر ما را بردند و در بانک ها گذاشتند، عمده آنها دستشان دیگر از بردن زیادی قطع شد و امید است که دست ما برسد و ما بگیریم از آنها آنچه را که دزدیده اند و برده اند، بگیریم از آنها.(312)

صدمه ما از کاخ نشینان

آن روزی که مجلسیان خوی کاخ نشینی پیدا کنند خدای نخواسته و از این خوی ارزنده کوخ نشینی بیرون بروند، آن روز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم.
ما در طول مشروطیت از این کاخ نشینها خیلی صدمه خوردیم، مجلس های ما مملوّ از کاخ نشین بود و بینشان معدودی بودند که از کوخ نشینها بودند و همین معدودی از کوخ نشینها بودند از خیلی از انحرافات جلو می گرفتند و سعی می کردند برای جلوگیری.(313)

بیت المال مسلمین را بزرگ بشمارد

بیت المال مسلیمن را بزرگ بشمارید. حکومتهای اسلامی باید بیت المال مسلمین را برای جلال و جبروت خودشان صرف نکنند، بیت المال مسلمین صرف آن چیزی بشود که برای مسلمین است.
وزارتخانه باید وقتی که می بینند که کارمند بیت المال مسلمین هستند و از آنجا حقوق می گیرند و ارتزاق می کنند و اداره، اداره بیت المال مسلمین است، حتّی در آن مسائلی که حضرت امیر گفته، ملاحظه کنند، کوچک نشمارند مسئله را، مسئله بیت المال مسلمین است و دستور، دستور اسلام است به حدِّ ضرورت.
البتّه راجع به آن چیزهایی که مربوط به حفظ مقامات است در حالیکه ما الآن درش می گذرانیم این یک چیز لازم است، اما به حدِّ لزوم. حتّی مطبوعات باید این توجّه را داشته باشند که چیزهایی که برای ملّت مفید نیست و در روزنامه ها ننویسند، کاغذ صرف نکنند، وقت صرف این نکنند. باید رادیو و تلویزیون توجه به این معنا داشته باشند که این از بیت المال مسلمین است، باید وقتش صرف چیزهایی که مربوط به مصالح مسلمین است، نشود، مسئولیت دارد، اینها.
باید اشخاصی که، مقاماتی که هستند، ملاحظه کنند که به اندازه ضرورت مشاور بگیرند، به اندازه ضرورت خدمتگزار بگیرند، نه به اندازه دلخواه و این معنا را باید همه ما بدانیم که دلخواه های ما آخر ندارد. گمان نباید بکنیم که اگر ما به آن جا رسیدیم، تمام شد مسأله، آنجا که رسیدیم، بیشتر خواهدشد، امروز حکومتهای کوچک تقاضاهای کوچک دارند، هواهای کوچک دارند، لکن اینطور نیست که این هواها محدود بشود. وقتی به یک حکومت بالاتر رسیدند، تقاضاها زیادتر می شود، هواهای نفس بیشتر می شود. وقتی رئیس جمهور یک کشور پهناور / مثل / آمریکا یا شوروی یا هندوستان شدند، آن وقت هوایتان بالاتر می رود، قانع نیستند به آنجا، حدود ندارد، انسان لاحد است در همه چیز.
گمان نکند انسان که اگر یک جایی دارد که درش زندگی می کند، یک جا بهتر پیداکند، آنجا وقتی رفت راحت است. آنجا تازه اول این است که / یک / یک جای بالاتر داشته باشد.(314)