فهرست کتاب


خلاصه ای از افکار امام خمینی

تهیه کننده محمود نجفی‏‏

ما گرفتار اهل قلم، گرفتار روشنفکرها هستیم

در هر صورت من از شما جوان ها متشکرم که آمدید از نزدیک با هم ملاقات کنیم و درد دلمان را بگوئیم.
زیاد است، درد دل ها زیاد است.
ما از سر نیزه ها و مسلسل ها و این ها فارغ شدیم. سر قلم ها حالا ضد ماست، قلم ها به جای نیزه ها آمده است، مقاله ها به جای مسلسل ها، حالا به روی اسلام بسته شده است.
الان ما گرفتار سرنیزه نیستم، ما گرفتار قلم هستیم، اهل قلم، ما گرفتار روشنفکرها هستیم، ما گرفتار آزادیخواه ها که آزادی را نمی دانند چی است، هستیم. یعنی چه آزادی.
ما الان گرفتار این ها هستیم و من امیدوارم که بیدار بشوید یک وقت ملت ما، یک وقت آزادیخواه های ما هم بیدار بشوند، از این غربی بودن بیرون بیایند، توجه بکنند به خودشان، خودشان را مستقل قرار بدهند.
یک وقت از اسلام همه جا، به همه جا چیز صادر می شد فرهنگ صادر می شد، حالا ما همه چیزهامان باید تبع باشد.(226)

روشنفکرهای وارداتی را کنار بزنید

روشنفکرها، روشنفکرهای اسلامی، روشنفکرهای وارداتی را کنار بزنند. غربزده ها را کنار بگذارید، عده شان خیلی زیاد هم نیست اما فضولیشان زیاد است. عده زیاد نیست، ادعایشان زیاد است. خود قشر روشنفکر متعهد اسلامی برای خاطره اسلام، برای خاطر استقلال کشور، برای خاطر حفظ آزادی، این روشنفکر متعهد اسلامی آن هایی را که در بینشان پیدا می شود که نق می زنند می خواهند نگذارند کارها پیش برود، این ها را کنار بزنند.(227)

به گردید شرق را پیدا کنید!

«وَالَّذینَ کَفَرُوا اَوْلِیاءُهُمْ الْطَّاغُوت»
آن هائی که کافر هستند، کفران نعمت خدا را می کنند. مسئور است واقعیات پیش آن ها، در سطح و در تیرگی هستند که این ها اولیائشان طاغوت است.
کار طاغوت چیست؟
«یخْرِجُونَهُمْ مِنَ الْنُّورِ اِلَی الْظُّلُماتِ»
از نور، از نور مطلق، از هدایت، از استقلال، از ملیت، از اسلامیت، این ها را بیرون می کند و وارد می کند در ظلمت ها. در این ظلمات این ها را وارد می کنند. ماها خودمان را گم کردیم، مفاخر خودمان را الان گم کردیم، مَآنز خودمان را گم کرده ایم، تا این گم شده پیدا نشود شما مستقل نمی شوید. بگردید پیدایش کنید، بگردید شرق را پیدا کنید.
تا ما این طور هستیم، تا نویسنده های ما آن طور است، تا روشنفکرهای ما آن طور فکر می کنند، تا آزادیخواهان ما آن طور آزادی غربی را می خواهند همین است که هست.
فریاد می زنند که ها اختناق است، اختناق است، آزادی نیست. چه شده است که آزادی نیست؟
نمی گذارند این آخوندها زن ها و مردها با هم توی دریا بروند بغلطند.(228)