فهرست کتاب


خلاصه ای از افکار امام خمینی

تهیه کننده محمود نجفی‏‏

قانونگزاری در حکومت اسلامی

فرق اساسی حکومت اسلامی با حکومتهای مشروطه سلطنتی و جمهوری در همین است که نمایندگان مردم یا شاه در این گونه رژیمها به قانونگزاری می پردازند در صورتیکه قدرت مقنّنه و اختیار تشریع در اسلام به خداوند متعال اختصاص یافته است.
شارع مقدّس اسلام یگانه قدرت مقنّنه است. هیچکس حق قانونگزاری ندارد و هیچ قانونی جز حکم شارع را نمی توان به مورد اجرا گذاشت.
به همین سبب در حکومت اسلامی به جای مجلس قانونگزاری که یکی از سه دسته حکومت کنندگان را تشکیل می دهد مجلس برنامه ریزی وجود دارد که برای وزارتخانه های مختلف در پرتو احکام اسلام برنامه ترتیب می دهد و با این برنامه ها کیفیّت انجام خدمات عمومی را در سراسر کشور تعیین می کند.

حکومت اسلامی مشروط به قوانین اسلام است

حکومت اسلامی هیچیک از انواع طرز حکومتهای موجود نیست. مثلاً استبدادی نیست که رئیس دولت مستّبد و خودرأی باشد، مال و جان مردم را به بازی بگیرد و در آن به دلخواه دخل و تصرّف کند، هر کس را اراده اش تعلّق گرفت بکشد و هر کس را خواست انعام کند و به هر که خواست تبول بدهد واملاک و اموال ملّت را به این و آن ببخشد.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و سایر خلفا هم چنین اختیاراتی نداشتند. حکومت اسلامی نه استبدادی است، نه مطلقه، بلکه مشروطه است.
البتّه نه مشروطه به معنی متعارف فعلی آن که تصویب قوانین تابع آراء اشخاص و اکثریت باشد.
مشروطه از این جهت که حکومت کنندگان در اجرا و اداره مقیّد به یک مجموعه شرط هستند که در قرآن کریم و سنّت رسول اکرم صلی الله علیه و آله معیّن گشته است.
مجموعه شرط همان احکام و قوانین اسلام است که باید رعایت و اجرا شود.
از این جهت حکومت اسلامی حکومت قانونی الهی بر مردم است.

مبادا از حرفهای خارجی ها بترسیم و در پیاده کردن احکام خدا سستی کنیم

من حالا هیچ نگرانی ندارم چون اکثر افراد را می شناسم می دانم که اکثراً متعهد و متدین هستند، بلکه من از این است که نکند سستی کنیم و در پیاده کردن اسلام دقت لازم را ننمائیم بعداً اشکالی پیش بیاید.
نکند مثل مشروطه شود که آقایان تلاش کردند و مشروطه را بنا گذاشتند، آنوقت چند نفر از سیاسیّون مستبد، مشروطه خواه شدند و حکومت را گرفتند و هر دوره مجلس را بدتر از دوره قبل تشکیل دادند.
امروز هیچ ترسی ندارم، ولی ترسم از آن است که مبادا ما مسائل را بصورتی محکم تحویل دسته بعد ندهیم، ترسم از آن است که مبادا از حرفهای خارجی ها بترسیم و در پیاده کردن احکام خدا سستی کنیم.
ما باید همه چیز را به همان قوّتی که امروز دارد، تحویل دسته بعد دهیم و آنها هم کوشش کنند که به همان قوت تحویل دسته بعد بدهند.
ما باید بنیان را محکم کنیم و به دسته بعد دهیم تا پیش خدا مقصّر نباشیم. باید هیچ سستی نکنیم و از این ترس نداشته باشیم که فلان رادیو یا فلان دولت خارجی چه می گوید، رادیوها باید به ما فحش بدهند. آن روزی را که آمریکا از ما تعریف کند باید عزا گرفت. آن روز که کارتر و ریگان از ما تعریف کنند معلوم می شود در کار ما اشکالی پیدا شده است.
آنها باید فحش دهند و ما هم باید محکم کارمان را انجام دهیم. شورای نگهبان بدون ملاحظه از هیچ کس فقط و فقط خدا را در نظر بگیرند. احکام اولیّه باید جاری شود و آن روز هم که اضطراری پیش آمد، احکام ثانویه که آن هم حکم خداست را باید جاری نمایند. باید بنیان از امروز محکم شود.(38)