فهرست کتاب


خلاصه ای از افکار امام خمینی

تهیه کننده محمود نجفی‏‏

توطئه جدائی دین از سیاست

... و اما طائفه دوم که نقشه موذیانه دارند و اسلام را از حکومت و سیاست جدا می دانند، باید به این نادانان گفت: که قرآن کریم و سنّت رسول اللَّه صلی الله علیه و آله آن قدر که در حکومت و سیاست احکام دارند در سایر چیزها ندارند. بلکه بسیار از احکام عبادی اسلام، عبادی سیاسی است که غفلت از آنها این مصیبتها را به بار آورده.
پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله تشکیل حکومت داد مثل سایر حکومتهای جهان لکن با انگیزه بسط عدالت اجتماعی، و خلفاء اول اسلامی حکومتهای وسیع داشته اند و حکومت علی بن ابیطالب علیه السلام نیز با همان انگیزه و بطور وسیع تر و گسترده تر از واضحات تاریخ است، و پس از آن بتدریج حکومت به اسم اسلام بوده و اکنون نیز مدعیان حکومت اسلامی به پیروی از اسلام رسول اکرم صلی الله علیه و آله بسیارند.

اینجانب در این وصیت نامه با اشاره می گذرم ولی امید آن دارم که نویسندگان و جامعه شناسان و تاریخ نویسان، مسلمانان را از این اشتباه بیرون آوردند.
و آنچه گفته شده و می شود که انبیاء: به معنویات کار دارند و حکومت و سررشته داری دنیایی مطرود است و انبیاء و اولیاء و بزرگان از آن احتراز می کردند و ما نیز باید چنین کنیم اشتباه تأسف آوری است که نتایج آن به تباهی کشیدن ملتهای اسلامی و بازکردن راه برای استعمارگران خونخوار است.
زیرا آنچه مردود است حکومتهای شیطانی و دیکتاتوری و ستمگری است که برای سلطه جویی و انگیزه های منحرف و دنیایی که از آن تحذیر نموده اند جمع آوری ثروت و مال و قدرت طلبی و طاغوت گرایی است و بالاخره دنیایی است که انسان را از حق تعالی غافل کند.
و اما حکومت حق برای نفع مستضعفان و جلوگیری از ظلم و جور و اقامه عدالت اجتماعی همان است که مثل سلیمان بن داوود و پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله و اوصیاء بزرگوارش برای آن کوشش می کردند از بزرگترین واجبات و اقامه آن از والاترین عبادات است، چنانچه سیاست سالم که در این حکومتها بوده از امور لازمه است.
باید ملّت بیدار و هوشیار ایران با دید اسلامی این توطئه ها را خنثی نمایند و گویندگان و نویسندگان متعهد به کمک ملّت برخیزند و دست شیاطین توطئه گر را قطع نمایند.(22)

بنی امیه پایه گذاران طرح جدایی دین از سیاست

طرح مسأله جدا بودن سیاست از روحانیّت، چیز تازه ای نیست. این مسأله در زمان بنی امیه طرح شد و در زمان بنی عباس قوّت گرفت.
در این زمانهای اخیر هم که دستهای بیگانه در ممالک بازشد، آنها هم به این مسأله دامن زدند به طوری که مع الأسف بعضی از اشخاص متدین و روحانیون متعهد هم باورشان آمده است که مثلاً اگر یک ملایی در مسایل سیاسی وارد بشود به او ضربه می خورد، این یکی از نقشه های بزرگ استعمار است که بعضی باورکردند.(23)

ما نباید تحت نظارت یک کشورو یا تحت بیرق کفر باشیم

نجات دادن مملکت اسلامی یک تکلیفی است که انسان موظف است انجام بدهد. اگر خدای نخواسته زمانی یک هجومی به مملکت اسلامی بشود باید همه مردم زن و مرد حرکت کنند. مسأله دفاع این طور نیست که تکلیف منحصر به مرد باشد یا اختصاص به یک دسته ای داشته باشد، همه باید بروند و از مملکت خود دفاع بکنند.
اگر ما در یک هجوم اقتصادی هم واقع شدیم که سبب گردید تا وابسته به کشور دیگری باشیم، این هم یک وظیفه شرعی را ایجاد می کند که ما باید خودمان را نجات بدهیم، یک طبقه ننشینند تا یک طبقه دیگر کار کنند، رعیتها کم کاری نکنند، آنهایی که در کارخانه ها کار می کنند کم کاری و سستی نکنند.
امروز ملّت شما در حال جنگ اقتصادی است، زمان، زمانِ آرامی نیست که بگویید خوب، ما زیاد منفعت نمی خواهیم ببریم. در اینجا دیگر اختیار با مردم نیست اختیاری است که در دست خداست و او امَر کرده است که ما نباید تحت نظارت یک کشور و یا تحت بیرق کفر باشیم. این یکی از مسائل مهم اسلام است و باید کوشش کنیم و اقتصاد خود را اداره نمائیم.(24)