فهرست کتاب


مصباح الشریعه

علامه مصطفوی

متن

الباب الثانی و الثانون فی التقوی

قال الصادق (علیه السلام): التقوی علی ثلثه أوجه، تقوی بالله (و فی الله )و هو ترک الحلال فضلا عن الشبهه، و هو تقوی خاص الخاص، و تقوی من خوف النار و العقاب و هو ترک الحرام، و هو تقوی العام، و مثل التقوی کماء یجری فی نهر، و مثل هذه الطبقات الثلاث فی معنی التقوی کاشجار مغروسه علی حافه ذلک النهر من کل لون و جنس، و کل شجره منها یستمص الماء من ذلک النهر علی قدر جوهره و طعمه و لطافته و کثافته، ثم منافع الخلق من ذلک الاشجار و الثمار علی قدرها و قیمتها قال الله تعالی - صنوان و غیر صنوان یسقی بماء واحد و نفضل علی بعض فی الاکل
ترجمه
باب هشتاد و دوم در تقوی است
حضرت صادق (علیه السلام) فرموده است: تقوی بر سه وجه باشد:
اول - تقوی بسبب و در راه خداوند متعال، و آن ترک کردن امور حلال است تا برسد به اموریکه مشتبه باشد بغیر حلال
دوم - تقوی من الله و از خوف خدا، و آن ترک امور مشتبه بحرام است تا برسد بآنچه حرام باشد
سوم - تقوی از خوف آتش و عقاب پروردگار، و آن ترک محرمات است
صورت اولیه تقوی خاص الخاص است، و مخصوص می شود بخواص مومنین و بندگان مخصوص پروردگار متعال و اولیاء حق تعالی و صورت دوم تقوی خاص است، و اختصاص پیدا می کند بافرادیکه در راه سلوک و در طریق تکمیل ایمان و در مقام ریاضت و مجاهدت هستند و صورت سوم تقوی عام است، برای همه طبقات که در راه خداشناسی و اسلام هستند شامل می شود
و تقوی و حالت خودداری از خلاف و عصیان از لحاظ حصول صفاء و طهارت، مانند آب صافیستکه در نهری جاری میشود، و درختهای گوناگون بشکلها و جنسها و رنگهای مختلف که در اطراف آن نهر هستند، از آن آب استفاده کرده، و هر درختی باختلاف استعداد و نیازمندی، بتناسب خصوصیات طعم و مزه و لطافت و رنگ خود از آن تعذی می کنند، سپس مردم از آن درختها بانواع مختلف استفاده کرده، و از چوب و برگ و میوه های آنها باقتضای طبایع و خصوصیات آنها منتفع می گردد
خداوند متعال می فرماید: درختهاییکه از شاخه های مترادف و غیر مترادف متشکل شده و از آب یکرنگ و واحدی مشروب میشوند و ما برتری و امتیاز می دهیم برخی از آنها را ببعضی دیگر
شرح
کلمه تقوی از وقایه است، و به معنی حفظ و نگهداری نفس است، و هر فردی باقتضای مرتبه ایمان و معرفت و نیروی روحانی خود، می تواند از حقیقت تقوی بهمان میزان استفاده کند
و چون کاملین از مومنین در همه مراحل توجه بخدا داشته، و تمام اعمال و رفتار و گفتارشان برای خدا و در راه خداست: قهرا هر عملی را انجام بدهند اگر چه مانند خوردن و خوابیدن از مباحات باشد، به نیت صالح و قصد الهی صورت خواهد گرفت، و درباره این دسته از مومنین صحیح است که گفته شود، تمام آنچه بجا می آورد یا واجب است و یا مستحب، و هرگز مباحیرا بجا نمی آورد تا برسد بامور مشتبه یا ممنوع و حرام.
و باید توجه داشت که: استفاده دیگران از افراد باتقوی به اندازه مراتب آنان می باشد، هرچه صفت تقوی محکمتر شده و دل پاکتر گشت: بهتر بهره مند از حقایق می شود، و همچنین هر که مقام تقوی او بیشتر و خالصتر و قویتر شد: بهتر می شود از فیوضات و انفاس قدی و روحانیت او بهره مند گشت، مانند درخت لطیف و خوشمزه و شیرینی که از آب نهر مشروب شده، و باقتضای جوهر صاف و پاک خود بهترین میوه را می دهد تا مورد استفاده و التذاذ مردم واقع شود
تو و طوبی و ما و قامت یار - فکر هر کس به قدر همت او است
بی خیالش مباد منظر چشم - زانکه این گوشه جای خلوت او است
هر گل نو که شد چمن آرای - ز اثر رنگ و بوی صحبت او است

متن

فالتقوی للطاعات کالماء للأشجار، و مثل طبایع الاشجار و الثمار فی لونها و طعمها مثل مقادیر الایمان، فمن کان أعلا درجه فی الایمان و أصفی جوهرا بالروح: کان أتقی، و من کان أتقی کانت عبادته أخلص و أطهر، و من کان کذلک کان من الله أقرب، و کل عباده موسسه علی غیر التقوی فهی هباء منثور، قال الله تعالی - أفمن أسس بنیانه علی تقوی من الله و رضوان خیر أم من أسس بنیانه علی شفا جرف هار فانهار به فی نار جهنم، و تفسیر التقوی: ترک مالیس باخده باس حذرا مما به الباس، و هو فی الحقیقه طاعه بلاعصیان و ذکر بلانسیان و علم بلا جهل مقبول غیر مردود
ترجمه
پس تقوی نسبت بطاعات و عبادات: چون آبیستکه مورد استفاده نباتات و درختها قرار گرفته، و خرمی و جلوه مخصوصی به آنها می بخشد
و مثل ایمان همچون طبایع و خصوصیات ذاتی و رنگ و طعم درخت ها و میوه ها می باشد، و بی ایمان هرگز رنگ و طعم و شیرینی و مزه ای برای وجود افراد نباشد، و سپس با تقوی جلوه و سرسبزی و خرمی پیدا می کند
پس کسیکه ایمان او بالاتر و محکمتر بوده، و از جهت خصوصیات ذاتی و جوهر روحی پاکتر و صافتر باشد: بهتر می تواند از چشمه پاک تقوی استفاده کرده، و بنحو اکمل و اتم در مرتبه عالی تقوی قرار گیرد
و هرگاه انسان بصفت اعلای تقوی متصف گشت: البته عادات و طاعات او خالصتر و پاکتر و بارونقتر و لایقتر خواهد بود
و چون عبادات کسی مورد قبول و پسند واقع گردید: بطور مسلم از بندگان مقرب پروردگار متعال خواهد بود
پس بنده مقرب خداوند متعال آنکسی است که: با ایمان تمام در مرتبه کامل تقوی قرار گیرد، و هر عبادت و اطاعتیکه توام با تقوی نگشت: مانند درختهائیستکه در اثر بی آبی، خرمی و صفای خود را از دست داده، و چنین عبادتی در نتیجه چون غبار پراکنده شده ای خواهد بود
خداوند متعال در سوره توبه 109 می فرماید: آیا آنکسیکه بنای زندگی خود را روی تقوی از خدا و رضای او نهاده است، بهتر است ؟یا آنکه بنای او بر کناره آبیستکه سست و از زیر ریزش کرده و تهی شده است، پس این سستی خواهد افکند او را در آتش جهنم
و اما تفسیر حقیقت تقوی: پس آن ترک کردن هر چیزیستکه در گرفتن و عمل بآن باکی نباشد، ولی بخاطر برخورد کردن بمحذورات و اشکالاتیستکه موجب گرفتاری خواهد بود ترک و پرهیز می کند، یعنی خودداری کردن از هر چیزیکه مشتبه و مشکوک و احتمال خطا و عصیانی در آن باشد
و این معنی حقیقی است که، در آن اطاعت خالص بوده و هرگز آلوده بمعصیت نباشد، و ذکر دائمی پروردگار است که فراموشی و غفلتی در آن نیست، و علم و توجه و یقینی است که جهالت و نادانی ندارد، و اعمال مقبولی است که هرگز مردود نخواهد شد
شرح
روشن شد که: ماده روحانیت و کمال معنوی، ایمان است، و صورت آنها تقوی است، و برای هر یک از ایمان مراتب و درجاتیست، و مرد کامل و روحانی تمام که بآخرین مرتبه سیر و سلوک الهی می رسد: آن شخصی است که حائز مرتبه ایمان کامل و تقوی تمام باشد
و هنگامی انسان بمقام اطمینان و امن رسیده، و از قهر الهی و عذاب و آتش جهنم محفوظ مانده، و عبادت و بندگی او به پیشگاه پروردگار متعال قبول و پسندیده قرار می گیرد که: باین مقام نائل شود
و در این مقام است که: دیگران می توانند رفتار و کردار او را سرمشق زندگی خود قرار داده، و از حرکات و اعمال او پیروی کنند
اینست حقیقت - کونوا دعاه للناس بغیر ألسنتکم - مردم را بسوی دین و حقیقت و ایمان و تقوی و و روحانیت با اعمال و رفتار خودتان دعوت کنید نه با گفتار و زبان خالی آری چنین مرد مومن کاملی چون درخت بارداریست که میوه های بسیار جالب و شیرین و خشومزه و لطیف و معطر و بهشتی دارد که مردم از دیدن آن لذت برده، و هیچکسی از استفاده از آنها سیر نمیشود
و چون سالک روحانی بمقام کمال رسید: تمام عبادات او خالص و دارای شرایط صحت و مورد قبول بوده و هرگز در حالات او اثری از غفلت و تاریکی و فراموشی از ذکر و توجه دیده نشد، و کمترین عصیان و خلاف و تجاوزی از وجود او ظاهر نخواهد شد
پس تقوی متحقق نمیشود مگر در صورتیکه: با اهتمام تمام مراقب همه حرکات و اعمال خود بوده، و از هر چه مشتبه و مشکوک است خودداری کند، تا بتواند خود را از هرگونه محرمات و منهیات محفوظ بدارد
دامن دوست بدست آر و ز دشمن بگسل - مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان