فهرست کتاب


مصباح الشریعه

علامه مصطفوی

الباب السادس و الثلاثون فی الغرور

قال الصادق (علیه السلام): المغرور فی الدنیا مسکین و فی الاخره مغبون، لانه باع الافضل بالادنی، و لا تعجب من نفسک فربما اغتررت بمالک و صحه جسمک ان لعلک تبقی، و ربما اغتررت بطول عمرک و اولادک و اصحابک لعلک تنجوبهم و ربما اغتررت بحالک (بجمالک ) و منیتک و اصابتک مامولک و هواک فظننت انک صادق و مصیب، و ربما اغتررت بما تری الخلق الندم علی تقصیرک فی العباده و لعل الله یعلم من قلبک بخلاف ذلک
ترجمه
باب سی و ششم در غرور است
فرمود حضرت صادق (علیه السلام): شخص مغرور در دنیا فقیر است و در آخرت مغبون خواهد بود، زیرا که او آخرت خود را که برتر است بدنیای پست.
و عجب مدار از نفس خود!پس بسا هست که مغرور می شوی بوسیله مال خود و یا بهبودی و تندرستی مزاج خود، و تصور می کنی که بخاطر این وسیله زندگی تو ادامه پیدا کرده و باقی خواهی بود، و بسا می شود که مغرور می شوی از جهت طول عمر خود و یا فرزندان و یاران خود، و خیال می کنی که آنها وسیله نجات و خلاصی تو خواهد بود و گاهی مغرور می شوی از لحاظ حال خویش خود فکر و نقشه جالی و آرزوهای برآورده شده و تمایلات و خواهشهای نفسانی خود که بدست آوردی، و گمان می بری که تو در راه صدق و حق هستی و گاهی مغرور می شوی بخاطر آنچه در مقابل اظهار توبه و ندامت کرده و بر اعمال بد خود پشیمان می شوی، و خیال می کنی که همین اندازه برای مقام عبودیت و انجام وظائف طاعت کافی است در صورتیکه ممکن است باطن و قلب تو برخلاف اظهار و زبان تو باشد.
شرح
غرور اینستکه انسان از ناحیه خود و از راه خیالات باطل و تصورات برخلاف حقیقت و افکار پوچ فریفته شده و از صراط حق و درک واقع باز بماند، و بطوریکه در متن گفته شد: وسائل غرور و اسباب فریفته شدن زیاد است، و هر کسی بمناسبت شغل و مقام خویش با یک وسیله مخصوص (از مال و عنوان و فرزندان و اصحاب و تندرستی و طول عمر و حالات خوب و جور آمدن آمال و آرزوها و برآورده شدن مقاصد و جوائج و علم و اظهار زهد و تقوی و غیر اینها) به خود بالیده و از درک حق محروم می شود.
و چون کسی باین مرض مهلک اخلاقی مبتلا گردید: کوچکترین قدمی برای کمال و سعادت در راه سیر و سلوک نخواهد توانست بردارد.
ای بی خبر از هستی خود همچو کتاب - در جلد تو آیات الهی به حجاب
یعنی زتو حق پدید و تو از اثرش - آگاه نه ای چو شیشه از بوی گلاب
متن
و ربما اقمت نفسک علی العباده متکلفا و الله یرید الاخلاص، و ربما افتخرت بعلمک و نسبک و انت غافل عن مضمرات ما فی غیب الله تعالی، و ربما توهمت انک تدعو الله و انت تدعو سواه و ربما حسبت انک ناصح للخلق و انت تریدهم لنفسک ان یمیلوا الیک، و ربما ذممت نفسک و انت تندحها علی الحقیقه
ترجمه
و گاهی خود را به عبادت وا میداری و روی تکلف عبادت می کنی، در صورتیکه مطلوب نزد پروردگار متعال اخلاص در عبادت است و بسا هست که بوسیله علم و نسب خود بخود بالیده و مغرور می گردی، در صورتیکه از باطن و از غیب و نتیجه جریان کارهای خود غافل هستی و گاهی خدا را می خوانی، ولی در حقیقت توجه و اقبال تو بغیر خداوند است و بسا هست که خود را نصیحت کن و خدمتگزار مردم قرار می دهی، در صورتیکه مقصد و منظور تو دعوت مردم است بسوی خود و می خواهی خود را معرفی کرده و دیگر آنرا بجانب خود سوق بدهی و گاهی هست که در مقابل مردم خود را کوچک شمرده و مذمت می کنی در صورتیکه منظور تو بزرگ کردن و تعریف خود است.
شرح
برگشت اینهمه غرور به خودبینی است، و خودبینی بزرگترین حجاب و مانع وصول بحق و خدابینی است، و تا انسان خود را می بیند و خود را می خواهد محال است خدا را ببیند و روی اخلاص خدا را بخواهد، و چون از خود گذشت و خود را ندید بخداوند رسید.
پس راه رسیدن بخدا یک قدم بیش نیست و آن از خود گذشتگی است
گر جان به تن ببینی مشغول کار او شو - هر قبله ای که بینی بهتر از خود پرستی
تا فضل و عقل بینی بی معرفت نشینی - یک نکته ات بگویم خود را مبین که رستی

متن

و اعلم انک لن تخرج من ظلمات الغرور و التمنی الا بصدق الانابه الی الله تعالی، و الخبات له و معرفه عیوب احوالک من حیث لا یوافق العقل و العلم و لا یحتمله الدین و الشریعه و سنن القدوه و ائمه الهدی، و ان کنت راضیا بما انت فیه فما احد اشقی بعلمه (عملا) منک و اضیع عمرا و اورث ( فاورثت ) حسره یوم القیامه.
ترجمه
و بدانکه تو نخواهی توانست از گرفتاریها و تاریکیها خودبینی و آرزوهای دراز داشتن بیرون بروی، مگر آنکه روی صدق و حقیقت بسوی خدای بزرگ برگشته، و در مقابل عظمت او خضوع کرده، و عیوب و نواقص احوال خود را بشناسی، آن عیوب و نواقصیکه برخلاف عقل و علم بوده، و با دین و شریعت و سنت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و طریقت حضرت ائمه (علیه السلام) موافقت نمی کند.
و هرگاه تو راضی باشی با: حالاتیکه داری: پس کسی نیست که از لحاظ علم و عمل شقی تر باشد از تو و نه عمرش را ضایع کننده تر باشد از تو نه در روز قیامت تاثر و حسرت او بیشتر باشد از تو.
شرح
برای شخص مبتدی که هنوز بنور بصیرت نمیتواند حجابهای نفسانی و علائق مادی و تاریکیهای باطنی را تشخیص بدهد: بهترین وسیله در سیر و سلوک و اصلاح نفس تطبیق اعمال و رفتار و گفتار و پندار خود است با موازین و آداب و احکام دینی، پس یاد گرفتن آداب و احکام و اخلاق و
عقائد دینی برای هر شخصی که می خواهد در راه حقیقت سیر کند: از اهم واجبات است.
و از لحاظ کلی و اجمالی می باید: در تمام اقوال و اعمال خود مراقب خداپرستی و توجه بخدا بوده، و از خود پرستی و خودستایی به پرهیزد.
هر چه جز حق بسوز و غارت کن - هر چه جز دین از آن طهارت کن
تا بجاروب لا نروبی راه - نرسی در سرای الا الله
چون بکشی تو نفس را در راه - روی بنمود زود فضل الله
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد بگزاف - مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی
خاطرات کی رقم فیض پذیرد هیهات - مگر از نقش پراکنده ورق ساده کنی

متن