تمثال جمال (جایگاه والای زن در قرآن و عرفان)

نویسنده : داود رجبی (نصیرالدین)

(تمثال جمال)

لطف خداداد من آمد وفور - مطرب ما در طرب آمد جسور
مژده که تمثال جمال شد پدید - طالب حوران تو آمد نشور
تا که رجب دفتر دل باز کرد - ذره ای از خرمنت آمد زبور
گوشه امید خرابات تو - به که همه در طلب آمد قصور
خضر مبارک قدم از کوه طور - باد صبا عشوه در آمد وقور
یا رب من شیوه رندی چه بود؟ - باده مولا سخن آمد صبور
چشم تو و دور دهان دل ببرد - شکر خدا هر چه که آمد خمور
ساغر زرین من میگسار - عشق من و جان دف آمد چگور
دوش خرابات مغان غرق در نور - موسوم جان داغ دل آمد تنور
بی تو سحر گلستان نداشت - از تو مدد لاله که آمد شکور
ناله نی از تو بزد در خروش - زلف قمر در حرم آمد حضور

مقدمه همسر نویسنده

شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا - بر منتهای همت خود کامران شدم
آن روز بر دلم در معنی گشوده شد - کز ساکنان درگه پیر مغان شدم
به نام آن حضرت رب آغاز می کنم که هر ضربان قلب، وامدار نام اوست و هر چه شکروار از قلم من و همسرم ترواش می نماید به عنایت، فیض
قلم من و همسرم ترواش می نماید به عنایت، فیض و از قدح و جام اوست

همسر جانبازم، سوخته ی دوران، دواد

تمثال جمال که اثری بدیع در بیان حقیقت و اسرار رویت جمال حق یعنی مقام و منزلت زن در مکتب سرالله اعظم، بانوی دو سرا، حضرت فاطمه ی زهر (س) است، همه مظاهر حضرت حق به ویژه اهل جلال و جمال که ریشه در غیرت، عفت پاکدامنی و طهارت داشته باشند را خشنود و سرمست می نماید چرا که بیان گر جمال خداوند و ملائکه صفتان خاکنشینان در رتبه ی تجلی باطن به ظاهر است.
تمثال جمال مشروح تابلوی لیلی و مجنون است که تمام عارفان و عاشقان را از بدو خلقت تاکنون مدهوش خود نموده اند تابلویی که نقش معشوق را در دو قالب جلال و جمال و مظاهر آن یعنی دو نام مبارک علی و فاطمه (علیه السلام) به تمام صاحبدلان وادی معنا و پویندگان طریق صدق و صفا معرفی نموده است.
علی را الگوی تمام مردهایی که فرهادوار رویت شیرین را در خلوت انس عبادت و محبت و در کمال غیرت خود جستجو می کنند و زهرا را الگوی تمام زنانی که لیلی گونه در عوالم رحیمی و در اوج عفت و طهارت محتاج توفیق از سوی انسان هایی کامل و مشتاق همراهی مجنون پاک سیرت دوران هستند.
تمثال جمال تجلی شهد دریای ولایت علی در وجود اولیای کامل است.
تمثال جمال ره آورد اهل تجرید برای واماندگان در دنیای تفریق است، آن ها که جز کثرات و مشتهیات نفسانی استشمام نکرده اند و تنها دل به دنیا بسته اند.
تمثال جمال ارائه کننده تصویر زنان در خاک و افلاک و ملک و ملکوت، همین جمال ایزدی، شرح امانت های الهی (زنان و حقایق شگرف آن ها است همین زن که ستم پیشگان زمان، شخصیت او را در هر عصری در زیر پای خود، لگدکوب کردند تا جایی که به فرموده پیر و مراد ما امام خمینی رحمة الله زن در دو مرحله مظلوم بوده است، یکی در جاهلیت که مثل حیوانات با او بر خورد می شده در زمان ما، به اسم این که می خواهند زن را آزاد کنند، به زن ظلم ها کردند و وی را از آن مقام شرافت، معنویت و عزتی که داشت پایین آوردند
آری زن در دوره ی وحشیگری، نازلترین شخصیت خود را در اعصار دید، همچو چهارپایان خرید و فروش شد و به صورت اجاره در خدمت صنعت و تکنولژی در آمد در دوره ی تمدن و بلکه بی تمدنی در یونان، مصر و رم آن زمان، عدم داشتن حق برای خود و در اجتماع، تنها حقی بود که به او داده شد.
گاهی همچون کالا خرید و فروش می شد و گاه فراتر از این، بنا به تصویب مجلس آن کشور، پدر حق قتل خاتمه دادن به زندگی او را داشت تا جایی که این ارث شوم را می توانست به دیگری نیز انتقال دهد.
زنان فجایع بی شماری را در طول تاریخ برای خود دیده اند، در استرالیای قدیم مواد غذایی که کمیاب می شد، زنان خوراک خوبی برای مردان محسوب می شدند، در هند برای ترویج وفاداری زن، او را به بهانه آزاد شدن روحش در مرگ یکی از افراد خانواده اش می کشتند.
در میان یهودیان افراطی، زن همچو پول رایج کشور، جز ارث به حساب می آمد در بعضی از سرزمین های مغرب زمین، بیشتر درآمد کلیساهای آن زمان از راه به فحشا انداختن زنان تامین می شد.
زنده به گور کردن دختران جزء عادات و رسوم بیشتر قرآن تمام انبیاء و اولیای خداست، علی رغم تمام خوبی ها، لباس استثمار را به تن نموده است آزادی به مجسمه زر و زیور شده است از جاروکشی هتل ها تا گارسنی رستوران ها و تا وسیله شدن در خدمت اقتصاد کشور و کار در کارخانه های عظیم و عرصه ی تولید، جدا شدن زن از اصل خود که وظیفه مادری است را تحقق بخشیده است تا جایی که ظهور در اجتماع او را از حضور در برابر خدای رحمان نیز بازداشته است، جذبه های صورت مجازی در احیای تفکر اختلاط زن و مرد، سیاست حقیقی او را چون کودکی گوش به فرمان و بی تعقل و اندیشه، و به دور از معنویت و مهر و محبت انسان های کامل و همسران جوانمرد خود، همراه نیکویی برای معراج آنان باشد و تا ملکوت یار آنان و تربیت کننده ی فرزندان خود باشد، از فراز به نشیب و تا دایره ی ملک و تنها زن بودن و نه مادری: نزول یافته است.
اسلام عزیز، این لطیف کمال را یافته در مسیر حق قرار داد، او را از حجره های یاس و غم به بی کران های امید رهنمون نمود، او را مایه ی توازن هستی در جوار مردان قلمداد نمود و در خشن ترین عصرها، پرعاطفه ترین و لیطف ترین ها را برگزید در عصر فرعون حضرت آسیه (علیه السلام) و در اوج قدرت قیصر، حضرت مریم عذرا (علیه السلام) را، و در عصر جاهلیت حجاز خدیجه و کوثر آب محمد حضرت صدیقه ی طاهره فاطمه ی (علیه السلام) را برانگیخت چرا که حضرت حق در تجمع گل های رنگارنگ وجود، جای خالی این حوریان بهشتی و این مائده های قدسی آسمان معنا را احساس می کرد گذشته از آن که وجود منور و مطهر فاطمه ی زهرا (علیه السلام) در عالم نوری بر تمام مردان و زنان و بلکه موجودات برتری و افاضه دارد، تا آن جا که مخاطب به خطاب؛ لولاها لما خلقتکما در کمال رسالت، ولایت و امامت می شود و حضرت حق بارقه ی جهان معرفت را از سینه ی سوزان این جلوه های طلعت دوست، برای اولیا به ودیعت نهاد تا از ظاهر و باطن ایشان پی به جمال حق ببرند دریای تجلی توحید خود را، در همراهی این همسفران وحی به ظهور رسانید از ذات لایزال دارد و همگان را در نهایت کمال سلوک به رویت جمال لیلی گونه ی اینان ترغیب نمود و به تمام جمال وی نیز هست.
تمثال جمال حامل پیوند بین ظاهر و باطن از دیدگاه قرآن و عرفان است.
تمثال جمال آینه ی عروس حضرت قرآن به اذن خدای رحمان است.