تربیت اجتماعی و تربیت حرفه ای از دیدگاه نهج البلاغه

نویسنده : دکتر نجمه وکیلی

تربیت اجتماعی (مبانی - اصول - روش) در نهج البلاغه

مبانی، اصول و روشها در هر حوزه علمی (نظری، عملی)از اهمیت خاص برخوردار است، زیرا که چهار چوب مباحث را تشخیص نموده و از پراکندگی نوشتار و گفتار می کاهد، در تعلیم و تربیت مبانی، مجموعه قانونمندی شناخته شده در علوم نظری چون روانشناسی و جامعه شناسی است و تعلمی و تربیتی بر آن تکیه دارد . مبانی شامل خصوصیات و ویژگی هایی است که در مورد همه افراد صادق بوده و به صورت قضایای حاوی بیان می شود.
اصول تعلیم و تربیت مجموعه قواعدیست که با توجه به قانونمندی
فوق الذکر (مبانی) معتبر و راهنمای عملند . روشها نیز از اصول می تراوند و بر آنها تکیه دارند . این دو از یک سطح بوده ولی روش دستورالعملهایی جزئی ترند که قابل دسته بندی بر حسب اصل مورد نظر می باشند . با توجه به چهارچوب فوق و بررسی خطبه 176 نهج البلاغه اولین مبنا می تواند پند پذیری انسان باشد که دارای اصول و روشهای مبتنی بدان در حیطه خطبه بوده و از اهمیت خاص برخوردار است .

مبنا: پند پذیری و تاثیر موعظه بر انسان

باری موعظه تعاریف گوناگونی وجود دارد از جمله رد، منع و تسکین درست آلام، تمایلات و غضب است . راغب اصفهانی می گوید: الوعظ زجر مقترن بالتخویف . موعظه منعی است که مقرون به بیم دادن از نتایج عمل می باشد . و از خلیل بن احمد، لغوی است که موعظه یادآوری قلب نسبت به خوبیها در اموریست که موجب رقت قلب گردد. موعظه کلامی است که دل را نرم و رقیق را ساخته و بیرحمی و قساوت را می زداید . خشم و شهوت را فرو نشانده، هواهای نفسانی را تسکین داده و دل را صفا و جلا بخشد . از حضرت علی (علیه السلام) نقل گردیده که به یکی از اصحابش فرمود: عظنی مرا موعظه کن زیرا در شنیدن اثری است که در دانستن نیست . موعظه و نصیحت موجب ارشاد و تهذیب و احیای فطرت گشته و به انسان مسئولیت های مهم و خطیر وی را گوشزد می نماید .
انسان همیشه راهنمائی و ارشاد را به امر و نهی ترجیح می دهد، ضمن آنکه گاه علت هوای نفس و رفتار نادرست عدم آگاهی و جهالت است، پس اگر وی را از عواقب نامناسب مسائل باخبر سازند مسلما یا در بیشتر موارد پذیرای آن خواهد بود .
در قرآن حکیم است: ان الله یامرکم ان تودوا الامانات الی اهلها و ازا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالقدل ان الله یعما یعظکم به ان الله کان سمیعا بصیرا ( سوره نساء/آیه 58 ).
خداوند به شما دستور می دهد که امانتهای مردم را به صاحبانشان بازگردانید و زمانی که بین مردم به قضاوت می پردازید به عدالت داوری کنید، خداوند به بهترین وجه شما را موعظه می کند . که خداوند شنونده بیناست .
در ابتدای خطبه امیر (علیه السلام) به بهره گیری از پند و نصیحت اشاره می کنند و اینکه خداوند با دلیلهای روشن راه عذر را بر روی شما بسته و حجت را تمام کرده است . اعمال و کرداری که مورد مورد نظر اوست و آنچه که منفور است شرح داده تا از آنها تبعیت و اینها دوری گزینند، چه حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) می فرماید: بهشت در ناراحتی ها و دوزخ در شهوات است پس با توجه به مطالب مقدمه بر اساس آیات در روایات و ابتدای خطبه 176 درباره ماهیت وجودی موعظه که بر روشنگری و هدایت انسان در روند وحی الهی و رسالت پیامبران می انجامد، اولین مبنای پندپذیری انسان بوده که به مفهوم دریافت معرفت بر پایه هدایت تکوینی و تشریحی و تاثیر آن بر عملکرد فرد می باشد .

مبنا: پند پذیری انسان

برای حرکت در سیر کمالات انسانی گریزی از شناخت نفس، قوای نفس و خیر و شر آن نیست، زیرا پس از شناخت نفس، فرد می تواند مراحل سیر و سلوک را طی نموده و قادر به آگاهی از اسماء الهی گردد. و علم آدم الاسماء کلها (بقره/31) .
از طرفی در قرآن آمده است: او خداوندی است که همه موجودات زمین را برای شما خلق کرد و تمام این امکانات وسیله ای برای تکامل انسان بوده تا آنکه هدف باشد، پس نتیجه آنکه هر موجودی بر اساس ظرفیت و کفایت خویش از فطرتی خاص برخوردار است که انسان با توجه به مقام خلیفه الهی، دارای فطرتی خداجوست که او را نسبت به سایر موجودات برتر می سازد . از سوی دیگر تکامل انسان از طریق علم و عمل حاصل شده، اگر چه سیر آغاز و انجام (علم و عمل) در جان آدمی است ولی هر دو بعد تا پس دروازه نفس و وجود گسترش دارد و در همین لحظه است که نقش رسالت، نبوت و دین تجلی می یابد:
واحده فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفو فیه و مااختلف فیه الا الذین اوتوه من بعد جائتهم البینات بغیا بینهم (بقره/213)
انبیاء را خداوند از آن جهت مبعوث می نماید تا به اختلافاتی که به طور طبیعی رخ می دهد، مطابق کتابی که به آنها نازل می گردد و مطابق آنچه که حق است خاتمه دهد و چون حق با آمدن پیامبر روشن می گردد، اگر اختلافی از آن پس پیش آید، اختلاف مذموم به انگیزه جاه طلبی و نظیر آنهاست .
خلاصه آنکه بر اثر پندپذیری انسان، خداوند بزرگ و متعال با توجه به هدایت تکوینی (فطرت جهت یافته از روح الهی) و هدایت تشریعی (رسالت پیامبران به عنوان مبشرین و منذرین) و لزوم کاربرد و ابزار شناسی چون، عقل، اراده و اختیار، راه هدایت و رشد، حیات طیبه تقوی، قرب و رضوان و در نهایت عبودیت را هدف غائی تعلیم و تربیت است همواره ساخته تا از رذیلت به فضیلت و از شقاوت به سعادت که همان قرب خداوندی است، نائل گردیم .