آگاه شویم (12) احترام و نیکی با سادات چرا؟

حسن امیدوار

از حضرت باقر (علیه السلام) بشنوید

زراره از عبدالملک نقل کرد که بین حضرت باقر (علیه السلام) و بعضی از فرزندان امام حسن (علیه السلام) اختلافی پیدا شد. من خدمت حضرت باقر (علیه السلام) رفتم. خواستم در این میان سخنی بگویم تا شاید اصلاح شود. حضرت فرمود تو چیزی در بین ما مگو زیرا مثل ما با پسر عموهایمان مانند همان مردی است که در بنی اسرائیل زندگی می کرد و او را دو دختر بود یکی از آندو را به مردی کشاورز و دیگری را به شخصی کوزه گر شوهر داده بود.
روزی برای دیدن آنها حرکت کرد. اول پیش آن دختری که زن کشاورز بود رفت و از او احوال پرسید. دختر گفت پدرجان شوهرم کشت و زراعت فراوانی کرده اگر باران بیاید حال ما از تمام بنی اسرائیل بهتر است.
از منزل آن دختر به خانه دیگری رفت و از او نیز احوال پرسید گفت پدر، شوهرم کوزه زیادی ساخته اگر خداوند مدتی باران نفرستد تا کوزه های او خشک شود حال ما از همه نیکوتر است. آنمرد از خانه دختر خود خارج شد در حالیکه می گفت خدایا تو خودت هر چه صلاح می دانی بکن در این میان مرا نمی رسد که به نفع یکی درخواستی بکنم، هر چه صلاح آنها است انجام دهد.
حضرت باقر (علیه السلام) فرمود شما نیز نمی توانید بین ما سخنی بگوئید مبادا در این میان بی احترامی به یکی از ما شود، وظیفه ما احترام نسبت به همه ماها است به واسطه پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم).(11)

چند روایت درباره احترام و نیکی به سادات

1. عن ابی عبدالله قال، قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) انا شافع یوم القیمة لاربعة اصناف و لو جاؤا بذنوب اهل الدنیا رجل نصر ذریتی و رجل بذل ما له لذریتی عند الضیق و رجل احب ذریتی باللسان و القلب و رجل سعی فی حوائج ذریتی اذا طردوا او شردوا.(12)
حضرت صادق (علیه السلام) از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرد که ایشان فرمودند من در روز قیامت چهار دسته را شفاعت می کنم اگر چه گناهانشان به اندازه مردم روی زمین باشد. 1. کسی که کمک کند فرزندان و بازماندگان مرا 2. شخصی که در تنگدستی آنها را دستگیری مالی کند 3. هر کس که با دل و زبان آنها را دوست داشته باشد 4. کسی که در برآوردن احتیاجات فرزندان من کوشش کند هنگامی که از دست ستمگران دور افتاده و فراریند.
2. قال الصادق (علیه السلام) اذا کان یوم القیمة نادی منهاد ایها الخلائق انصتوا فان محمدا یکلمکم فتنصت الخلائق فیقوم النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) فیقول یا معشر الخلائق من کانت له عندی یداومنة او معروف فلیقم حتی اکافیه فیقولون بابائنا و امهاتنا و ای یدوای منة و ای معروف لنابل الیدو المنة و المعروف لله و لرسوله علی جمیع الخلائق فیقول لهم بلی من آوی احدا من اهل بیتی او برهم او کساهم من عری او اشبع جائعهم فلیقم حتی اکافیه فیقوم اناس قد فعلوا ذلک فیأتی النداء من عندالله تعالی یا محمد یا حبیبی قد جعلت مکافاتهم الیک فاسکنهم من الجنة حیث شئت قال: فیسکنهم فی الوسیلة حیث لایحجبون عن محمد و اهل بیته (علیهم السلام.(13)
حضرت صادق (علیه السلام) فرمود در روز قیامت آوازی بلند می شود که ای اهل محشر گوش فرا دهید پیغمبر خاتم حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) با شما سخن می گوید. همه ساکت می شوند. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید ای مردم هر که را بر من حق و یا کمک و نیکوئی هست حرکت کند تا او را پاداش دهم. عرض می کنند پدر و مادرمان فدایت؛ تمام حقوق و نیکی ها از جانب خدا و پیغمبر اکرم است بر مردم. می فرماید هر کس فرزندان مرا پناه داده، یا به آنها نیکی کرده و یا در موقع احتیاج آنها را لباس پوشانده پس بایستد تا تلافی کنم. عده ای که این کارها را کرده اند حرکت می کنند.
از طرف خداوند خطاب می رسد ای پیغمبر ما پاداش این دسته از مردم را به تو واگذاشتیم هر کجای بهشت می خواهی آنها را جای ده.
حضرت صادق (علیه السلام) فرمود آنها را در وسیله (محلی است در بهشت) جای می دهند بطوری که در دیدگاه پیغمبر اکرم و خانواده او هستند و آنها را می بینند.
3. قیل للرضا (علیه السلام) الا نخبرک بالخاسر المتخلف قال من هو قالوا فلان باع دنانیره بدراهم فرد ماله من عشرة آلاف دینار الی عشرة آلاف درهم قال بدرة باعها بالف درهم الم یکن اعظم تخلفا و حسرة قالوا بلی قال: الا انبئکم باعظم من هذا تخلفا و حسرة قالوا بلی قال: ارأیتهم لو کان له الف جبل من ذهب باعها بالف حبة من زیف الم یکن اعظم تخلفا و اعظم من هذا حسرة قالوا بلی قال افلا انبئکم باشد من هذا حسرة قالوا بلی قال من آثر فی البر و المعروف قرابة ابوی نسبه علی قرابة ابوی دینه محمد و علی صلوات الله علیهما لان فضل قرابات محمد و علی (علیهما السلام)علی قرابات ابوی نسبه افضل الف جیل ذهب علی الف حیة زائف.(14)
عرض شد خدمت حضرت رضا (علیه السلام) وضع کسی که زیان فاحشی کرده بود ایشان فرمودند آن شخص کیست؟ گفتند فلان مرد سرمایه ای که معادل ده هزار دینار طلا بود در معامله ای به ده هزار درهم نقره تقلیل داده.
حضرت فرمودند اگر کسی یک ثروت هنگفتی را به هزار درهم تبدیل کند آیا زیان و اندوهش بیشتر از کسی که گفتند نیست؟ عرض کردند چرا. فرمود اینک به شما خبر دهم از شخصی که زیان او بیشتر از دو نفریست که ذکر شد. فرض کنیم شخصی معادل هزار کوه طلا داشته باشد و آن هزار کوه را به هزار دانه گندم فاسد و پست بفروشد آیا پشیمانی و اندوهش از آنها بیشتر نیست؟ گفتند البته بیشتر است. فرمود اکنون نفر چهارم را به شما معرفی می کنم که ندامت او بیشتر از سه نفر قبل است و آن کسی است که بستگان پدر و مادر خود را در دستگیری و کمک مقدم بدارد بر بستگان دو پدر دینی خویش محمد و علی (علیهما السلام،) زیرا برتری خویشاوندان پیغمبر (سادات) بر خویشاوندان خود شخص بیشتر است از فضیلت هزار کوه طلا بر هزار دانه گندم فاسد.

...................) Anotates (.................
1) کشکول بحرانی، ج 2، ص 228 نقل از روضه شیخ مفید و کامه طیبه.
2) مجمع النورین، نقل از خرایج و بحار، ج 12.
3) کشکول بحرانی نقل از منهاج الیقین علامه و نیز در شجره طوبی.
4) شجره طوبی، ص 11 در ریاحین الشریعه مدت حج را پنج سال نوشته و نیز در کشکول بحرانی نقل از منهاج الیقین علامه.
5) ریاحین الشریعة، ج 2، ص 139.
6) شجره طوبی ص 15 و بحارالانوار.
7) بیت الاحزان، ص 7.
8) مستدرک الوسائل، ج 2، ص 500.
9) منتهی الامال، ص 268، ج 2.
10) خزائن نراقی.
11) روضه کافی چاپ آخوندی، ص 85.
12) وسائل الشیعة باب الامر بالمعروف، ص 56.
13) وسائل الشیعة، ص 56.
14) مستدرک الوسائل، ج 2، ص 401.