زنان دانشمند و راوی حدیث

نویسنده : احمد صادقی اردستانی

پیشگفتار

بسم الله الرحمن الرحیم
از آن روزی، که از میان دو لب پیامبر (ص)شنیده شد: آموختن علم و دانش بر هر مرد و زن مسلمانی واجب است (1) هر کس این سخن ارزشمند را شنیده بود، در هر شرایطی قرار داشت با شوق و شور فراوانی، برای آموختن و اندوختن علم و دانایی، نهایت سعی و کوشش خود را بکار گرفت آن که در کنار درب مسجد خرما فروشی می کرد، تمار.
آن کس که در بازار عطر فروشی می کرد، عطار.
آن که در گودال نمور آسیاب، به آرد کردن گندم اشتغال داشت، طحان. تا آن مردی که در بیابان، برای جمع آوری هیزم عرق می ریخت و خار بدست او می خلید خطابهمه و همه با هر وسیله ممکن؛ از هر فرصت مناسبی استفاده می کردند و بصورت سوال و جواب، یا حضور در مسجد و خانه پیغمبر (ص) و گوش فرا دادن به سخنان و خطابه های رسول خدا، با کمال جدیت معارف و معلومات بدست می آورند، تا جایی که در روز گاری که شماره افرادی که نوشتن می دانستند، از ده نفر تجاوز نمی کرد(2)طولی نکشید و با یک انقلاب فکری و فرهنگی، نور علم و دانش همه زوایای زندگی تیره مسلمانان را روشن ساخت.
آری، کارسازترین عامل گرایش مسلمانان به آموختن علم و دانش، وجود مقدس پیشوای بزرگوار اسلام، حضرت پیغمبر (ص) بود، که نخستین مرحله مسئولیت او بر اساس آموزش کتاب و حکمت (3) استوار می گردید، و مسلمانان هم به پیروزی از تعالم نورانی اسلام، این احساس مسئولیت را بکار می گرفتند، که آموخته ها و اندوخته ها و دانایی های خود را به دیگران منتقل نمایند، زیرا این کار برای آنان، غیر از اعتبار اجتماعی و ارزش فرهنگی پاداش معنوی و اجراخروی هم بدنبال داشت.
پیامبر عالیقدر اسلام، فرموده است: من ادی الی امتی حدیثا لتقام به سنه او تثلم به بدعه، فهو فی الجنه(4)
هر کس حدیثی را بدیگران منتقل کند، تا بدین وسیله حکم واجبی احیا و استوار گردد، یا با آگاه کردن دیگران روزنه بدعت و انحرافی را مسدود نماید، او در بهشت جایگزین خواهد گردید.
موضوع مهمتر در زمینه آموزش حدیث و انتقال معارف دین بدیگران این است، که نافلان حدیث و احیاگران فکر و فرهنگ، از نظر پیامبر بزرگوار اسلام به عنوان خلیفه ها و جانشینان آن حضرت معرفی شده اند، و رسول گرامی اسلام فرموده بود: خداوند، خلیفه ها و جانشینان مرا مشمول رحمت خویش قرار دهد.
رقتی هم سوال شد: منظور از چنین جانشینانی، چه افرادی هستند؟
آن حضرت فرمود: الذین یتبعون حدیثی و سنتی، ثم یعلمونها امتی.(5)
آنان کسانی هستند، که از حدیث و سنت و سیره من پیروی می کنند، و سپس آن را بدیگران نیز می آموزانند.
در چنین محیط و فضایی بود، که آموختن و آموزاندن علم و دانش، در همه جوانب جامعه نوبنیاد اسلامی، دارای آن چنان تشعشع و تلولو و جاذبه ای گردید، که همه طبقات اجتماعی به علم و دانش و نیز انجام رسالت انتقال و آموزش آن، بدیگران روی آوردند.
در این میان، زنان نیز که با طلوع آفتاب اسلام، حیات انسانی و مقام والای خویش را بازیافته بودند، همچون مردها پروانه وار گرد و جود نازنین پیامبر (ص)، به طواف پرداختند و نهاد خویش را با سخنان و راهنمایی های نورانی رسول خدا (ص) نورانی می ساختند، و سپس بافته ها و اندوخته های نورانی خود را به دیگران منتقل می کردند.نور می افشاندند، زوایای تاریک زندگی دیگران را نورانی می گرداندند، و لباس زیبای روایت حدیثرا به اندام توانای خویش می پوشاندند.
بدین ترتیب، عنوان روایات حدیث، یعنی زنان حدیث دادن و حدیث گو و حدیث فهم، در جوامع اسلامی پدیدار گشت و زنان زیادی به ادرای آن چنان ارزش والای گردید، که اصولا موقعیت و ارزش دینی افراد، بر اساس حدیث دانی و تلاش آنان در جهت گسترش احادیث ارزیابی می گردید.
امام صادق (ع) فرموده است: اعرفوا منازل الناس علی قدر روایتهم
مقام و منزلت افراد را، بر اساس اندازه احادیثی که از ما روایت می کنند، بشناسید و مورد ارزیابی قرار دهید.
از سوی دیگر، در فرهنگ درخشان اسلام، آموختن و دانایی به تعالیم و تکالیف واجب دینی، برای زندگی سالم و شرافتمندانه هر شخص مسلمانی، دارای آن چنان اهمیت و ضرورت می باشد، که امام جعفر صادق (ع) فرموده است: بسیاری دوست می دارم، و حتی بر سر یارانم تازیانه فرود آورم، تا آنان در دین دانا و آگاه به وظائف خود گردند (6)
با توجه به این راهنمایی ها و آموزشها، از همان روزهای آغازین اسلام، زنان متعددی به آموختن حدیث و روایت حدیث روی آوردند، به مقامهای بلندی رسیدند، و رسالت فرهنگی خویش را بصورت مطلوبی ایفا نمودند، که در این کتاب، سرگذشت ها، رفتارها و تلاشها، و در موارد زیادی احادیث آنان را مورد مطالعه قرار خواهیم داد.
اما در این پیشگفتار، چند مطلب دیگر را هم لازم است مورد توجه داشته باشیم:
1- بسیاری از بانوان دانشمند، راوی حدیث، مجاهد و با شخصیت در تاریخ اسلام با عنوان کنیه مطرح می شوند، یعنی با اضافه شدن نام فرزندان پسر به اول نام آنان معرفی می گردند، و اگر مثلا نام فرزندان آنهاحکیم و سلیم بوده این دسته از بانوان با عنوان ام حکیم و ام سلیم شهرت یافته اند.ولی راز اینگونه نامگذاری ها چه چیزی بوده است؟ دو جهت عمده را می توان مطرح نمود:
الف: انتخاب کنیه برای مردان و زنان، یکنواع احترام و تجلیل از شخصیت برای آنان محسوب می شده، عنوان پدری و مادر برای افراد، با یکنوع بزرگی و بزرگواری همراه بوده، و امروز هم در جوامع عربی این کار جریان دارد، و آن گاه که می خواهند کسی را با عظمت و بزرگی یاد کنند، با اضافه نمودن اب و ام به اسم مردان و زنان، آنان بدین صورت موسوم می گردیده اند.
ب: برای زنان، این جهت را نیز می توان مورد اعتماد قرار داد، که انتخاب کنیه و مخفی داشتن نام کوچکیک رسم حفظ عفاف و شخصیت و حفظ شئون اخلاقی و خانوادگی نسبت به آنان محسوب می گشته، چنانکه هم اکنون نیز در جوامع مذهبی و افرادی که به حریم زن و خانواده ارج زیاد می گذارند نام زن را محرمانه و مخفی از اطلاع دوست و دشمن می دارند.
2- بانوی که در این کتاب به عنوان راوی حدیث به تعداد حدود 177 تن مورد ارزیابی قرار می گیرند، به ترتیب حروف الف با معرفی شده اند، بدین لحاظ بانوانی که با کنیه آورده شده اند، یا اول نام آنان الف می باشد، در مرحله نخست و بدین ترتیب، معرفی گردیده اند.
3- سلسه مراتب زمانی آنان نیز رعایت گردیده.بدین لحاظ نخست زنانی که عنوان صحابی داشته و از شخص رسول خدا(ص) سخن یا حدیثی را روایت کرده اند، در مراحل اول، سپس بانوانی را که از امام علی (ع) و سایر معصومین (ع) تا امام حسن عسکری (ع) حدیث نقل کرده اند را، آورده ایم.
4- اصولا در صدر اسلام و عصر رسول خدا(ص) مسئله اسلامیت افراد مطرح بوده و مسائل فرقه ای کمتر به چشم می خورده، اما از عصر امام علی (ع) بعد که مسلمانان وظیفه داشته، که امامان (ع) و یاران آنان این جهت را مورد توجه داشته اند، و این جهت نیز در مورد زنان راوی حدیث هم مورد توجه قرار گرفته است.
5- عمده منابع تاریخی، رجالی و حدیثی این اثر را، کتابهای کهن: الاستیعاب، قرن چهارم و پنجم هجری اسدالغابه، قرن هفتم هجری. و الاصابه، قرن هشتم و نهم هجری تشکیل می دهد، اما به کتابهای: اعلام النساء المومنات، و نیز سایر متون حدیثی و تاریخی، مراجعه گردیده، که آمار کامل آن در پایان کتاب آمده است.
6- در ارتباط زنان دانشمند و راوی حدیث، این نکته قابل توجه است، که در عصر رسول خدا(ص)و صدر اسلام، زن در صحنه جامعه حضور موثر داشته، دانش می اندوخته، آموزش احکام دین داشته، در جبهه جنگ شرکت می کرده، از خود تلاش و قهرمانی نشان می داده، و محیط امن و ایمان و صداقت و درستی، بدون دغدغه و نابسامانی، بلکه با کمال صفا و صمیمیت، چنین فرصت و فضایی را برای زن مساعدتر و بارورتر می گردانیده، و زن نیز چون مرد، می دانسته است برای جامعه خود، عنصر مفید فعال، موثر، سازنده و سرنوشت سازی واقع گردد.
7- این کتاب، برای اهل تحقیق و صاحبنظران در فقه و احکام اسلامی، عنوان یک شیوه رفتاری، و یک بخش از سیره عملی زنان مسلمان صدر اسلام و به بعد، می تواند مورد عنایت قرار گیرد، چنانکه این نویسنده نیز اگر در مواردی بر خورد کرده، که در خور تعهق بوده، با مراجعه به منابع حدیثی و فقهی شیعی، آن را تشریح و تکمیل نموده است، ای بسا باز هم قابل برسی باشد.
8- تذکر این جهت نیز لازم است، که این کتاب از سه بخش تشکیل یافته، که بخش اول به برسی وضع 68 تن از زنان راوی حدیث از پیامبر اسلامی، می پردازد.در بخش دوم، که از دوازده فصل تشکیل شده، زنان راوی حدیث از معصومین(ع) را مورد برسی قرار می دهد، و سر انجام در بخش سوم بارانی را که از غیر معصومین(ع) احادیثی را روایت نموده اند، معرفی می نماید، و در مجموع 176 نفر از بانوان راوب حدیث، در این کتاب معرفی شده اند.
9- شاید برخی، از عنوان زنان دانشمند... این انتظار را داشته باشند، که به برسی وضع زنانی که در علوم پایه و علوم کاربردیهم دارای نقش و اثری بوده اند پرداخته باشیم، اما با توجه به شرایط آن روز جامعه، زنان مسلمان در راه بلوغ به این مرحله بوده اند.
10- خلاصه مطالب کتاب زنان دانشمند و راوی حدیث سال 1371، طی سی شماره مجله زن روز انتشار یافته، مورد توجه بسیاری از صاحبنظران قرار گرفته و آنان خواستار چاپ مستقل شده اند، که امنون با عنایت خداوند متعال، آن مطالب با اصلاحات و اضافه فراوان در قالب یک کتاب، در اختیار خوانندگان عزیز قرار می گیرد، و این انتظار هم هست، که اشخاص صاحب نظر، بر اساس روح خیر و صلاح خواهانه، از نقد و نظر خویش دریغ نورزند.
قم: احمد صادقی اردستانی
26 بهمن 1373 15 رمضان 1415

بخش اول - زنان راوی حدیث از پیامبر(ص)

در این بخش، سرگذشت و موقعیت شصت تن از بانوان صدر اسلام، را که به عنوان زنان راوی حدیثاز پیامبر عالیقدر اسلام(ص)احادیثی را روایت کرده اند، مورد مطالعه قرار می دهیم:

1- اسماء دختر عمیس

اسماء دختر عمیس بن معدبن تیم بم حارث که خولهنام داشت، از بانوانی است، که در همان روزهای آغازین بعثت پیامبر (ص)با آن حضرت بیعت کرد، به آستان مقدس اسلام وارد شد، و کار دانش آموزی و دریافت مطالب دینی اوبجایی رسید، که می نویسند: اسماء از پیغمبر (ص)شصت حدیث روایت کرده است.(7)
با توجه به این مقام بلند و شخصیت والای اسماء لازم است، قبل از آن که از وضع احادیث او سخن به میان آوریم، پیرامون شخصیت و رفتارهای شجاعانه و دلاورانه او، اندکی برسی داشته باشیم:
اسماء دختر عمیس، از بانوانی که در سال پنجم بعثت به همراه شوهر خود جعفر بن ابیطالب و حدود 80 نفر از مردان و زنان مخلص و مجاهد، برای حفظ دین خود از مکه به حبشه هجرت کرده و پس از سیزده سال اقامت در آن کشور، به سال هشتم هجرت بعد از جنگ خیبر مهاجرت نموده است.
اسماء داری نه خواهر بود، که معروفترین آنهامیمونههمسر رسول الله (ص)، ام الفضل لبابههمسر عباس عموی بزرگوار پیامبر (ص)و سلمیهمسر حمزه سیدالشهدا بوده اند.(8)